تشکيل خانواده در دیدگاه خانواده چگونه امری است؟

تشکيل خانواده در دیدگاه خانواده چگونه امری است؟

تشکيل خانواده در دیدگاه خانواده چگونه امری است؟

آيا از صميم قلب بدان معتقديم و يا اينکه آن را امري خارج از اراده خود تلقي مي‌کنيم ؟ پاسخ به پرسش بالا ، تعيين کننده روابط ما با همسرمان مي‌باشد .
اگر براي ازدواج اختيار و اراده داشته‌ايم و آنچه برگزيده‌ايم محصول گزينش خود ماست ،‌زمينه روابط تفاهم آميزي به وجود مي‌آيد و در صورتيکه ديگران اراده و نظر خويش را به ما تحميل نموده‌اند بهانه کافي براي درگيري با همسر خواهيم داشت ، درگيريهاي که در صورت تکرار مي‌تواند ارکان زندگي را متزلزل نمايد .
زمانيکه بر اساس انتخاب شخصي و به کارگيري اراده خود ،‌ازدواج مي‌کنيم نخستين و طبيعي‌ترين پيامد آن ، قبول مسئوليت در برابر همه جنبه‌هاي زندگي جديد مي‌باشد ،‌آنچه را که خود برگزيده‌ايم ،‌دليل منطقي براي حفظ و نگهداريش خواهيم داشت . در غير اينصورت چه انگيزه موجهي براي دوام و استمرار آنچه که نقشي در پيدايشش نداشته‌ايم ،‌وجود خواهد داشت ؟ از نتايج بارز و طبيعي ازدواجهاي تحميلي ،‌عدم قبول مسئوليت در قبال همه چيزهايي است که بلافاصله پس از ازدواج رخ مي‌نمايد . حس مسئوليت زندگي و ميزان پاي بندي بدان بستگي مستقيم به درجه اختيار فرد براي ازدواج و انتخاب همسر دارد . لذا بي‌مناسبت نيست که آمار طلاق نزد زوجيني که ازدواجشان بر اساس اراده و انتخاب خود آنان صورت نگرفته است ، بيشتر از زوجيني مي‌باشد که از ابتدا خود گام در وادي انتخاب نهاده‌اند و نقطه شروع زندگي را مشخص کرده‌اند . لازم به يادآوري است که هر ازدواج تحميلي ،‌محکوم به شکست نيست ، بلکه موارد زيادي وجود داشته است که در پرتو همکاري صميمانه و تمايل جدي زوجين براي زندگي ، فرجام نيک و ارزشمندي ملاحظه شده است ليکن بايد اين حقيقت را به پدران و مادران و همه جوانان تفهيم نمود که از ازدواجهاي تحميلي بپرهيزند و بزرگترها خواسته جوانان خويش را به عنوان مهمترين عامل گزينش همسر در نظر گيرند و اظهارنظرهاي دلسوزانه خويش را که برخاسته از احساس مسئوليت عميق و آگاهانه مي‌باشد به صورت پيشنهاد به آنها ارائه نمايند تا جوانان از اتخاذ موضع تدافعي در برابر آنان بپرهيزد و مسئوليتي را آزادانه تقبل نمايند که تمامي جنبه‌هاي زندگي را زير تاثير مي‌گيرد .
احساس تحميق و فريب خوردگي ،‌مشکل ديگر ازدواجهاي اجباري است که هرازگاهي سر بر مي‌آورد و آرامش کانون خانوادگي را به بحراني عميق مبدل مي‌نمايد . فردي که ناخواسته در راهي وارد شده است ،‌حتي با تصور اينکه مشکلات چنداني او را تهديد نمي‌کنند ، ليکن هر بار که بي‌ارادگي و عدم موقعيت تصميم گيري او برايش يادآوري مي‌شده‌، دچار احساس تلخ نامطبوع تحميق مي‌گردد و موجبات به هم ريختن روابط زوجين را فراهم مي‌نمايد ليکن نبايد اينگونه برداشت نمود که حيطه مسئوليت پذيري در همه ازدواجهاي اجباري محکوم به شکست و ناکامي است ، موارد زيادي در تجربه و برخوردهاي مشورتي زوجيني را مي‌بينيم که اگر چه ازدواجشان اجباري بوده است ولي به مرور زمان در شخصيت همسرشان جنبه‌هاي مثبتي را يافته‌اند که نقطه اتکاء و اميدي براي آينده ازدواج و قبول مسئوليت تلقي شده است . از اين رو به زجهايي که اين نوشته را مي‌خوانند و ازدواجشان تحميلي بوده و خود هيچگونه اراده‌اي در تصميم‌گيري براي تشکيل زندگي نداشته‌اند ، توصيه مي‌شود که با نگرشي نوميدانه با وضعيت فعلي و آينده ازدواج برخورد نکنند بلکه از همين شرايط موجود مي‌توان با تدبير و در اين درايت کافي بهره مناسبي برد و ازدواج را مسئولانه مقرون به موفقيت نمود .
ريشه بسياري از ازدواجهاي ناموفق را مي‌توان در نگرش منفي جوانان نسبت به مسئله ازدواج جستجو نمود . پاسخ به اينکه چرا اين نگرش در آدمي پديد مي‌آيد در بيشتر موارد در طرحهاي تربيتي و الگوهاي رفتاري پدر و مادر با خود و با فرزندانشان نهفته است ،‌پدران و مادراني که در تلاش براي برقراري رابطه صميمي و مناسبات انساني ناکام مانده‌اند . رنجيدگي خاطر خود را به صورت جملات و عباراتي دلسرد کننده بروز مي‌دهند . پدري که در مقابل چشمان فزندانش به همسر خود متعرض مي‌شود و عبارت کلي : «زنها قابل اعتماد نيستند» را بيان مي‌نمايد،‌احتمالاً پسرانش همين احساس را نسبت به همسران آينده خود خواهند داشت و دختران وي نيز از احساس خود نسبت به خويشتن رضايت خاطر ندارند . در مقابل نيز مادري که به دليل عدم رضايت خاطر از همسر ، او را در برابر فرزندان مخاطب مي‌سازد و بيان مي‌کند که «هيچ مردي قابل اعتماد نيست»‌چگونه انتظار دارد که دختران خانواده در آينده نسبت به ازدواج نگرش مثبت و مطلوبي داشته باشند ؟ اينگونه جوانان ، در بيشتر موارد به ازدواج روي نمي‌آورد و گاهي به ازدواج دير هنگام اقدام مي‌نمايند و يا در ازدواجهاي به موقع نيز چندان رضايت خاطر نخواهند داشت .
بنابراين رفتارهاي نامطلوب و خصمانه پدر و مادر در حضور فرزندان پيامدهاي کوتاه مدت و درازمدت دارد . در کوتاه مدت منجر به کاهش نيروي رواني و افزايش رفتار پرخاشگرانه در آنها مي‌شود و در دراز مدت انگيزش آنها را نسبت به چنين آينده‌اي پراميد کاهش داده و نگرش منفي و ياس آوري را در آنها باعث مي‌گردد .
تشويش ، فشار دروني ،‌ناامني و ميل به ارزيابي جهاني به عنوان يک کانون ناامن و خطرناک از پيامدهاي رفتار خصمانه پدر و مادر با يکديگر است که سايه شوم و سنگين خود را سالهاي متمادي بر سر فرزندان مي‌افکند و از سوي ديگر اين فرزندان ، نمونه کافي و شايسته‌اي براي الگوپذيري در شخصيت پدر و مادر خود نمي‌يابند و از دستيابي به شخصيت مستحکم و با ثبات عاجز مي‌مانند .

مقاله‌های مشابه

بیماری sma چیست؟ حمایت از فاطمه یوسفی کودک مبتلا

بیماری sma چیست؟ حمایت از فاطمه یوسفی کودک مبتلا

فاطمه ده ماهه و در شهر قم زندگی می کند اما متاسفانه دارای بیماری sma است این بیماری منجر به تحلیل عضلانی نخاع کودک می شود که در پی آن مشکلات تنفسی و روشن کردن عضلات را به همراه بیاورد این بیماری ژنتیکی است و تنها تا قبل از دو سالگی فرصت برای درمان او می باشد و اگر...

بیشتر بخوانید
کارزار جمع آوری امضا در حمایت از درمان فاطمه کوچولو بیمار مبتلا به SMA

کارزار جمع آوری امضا در حمایت از درمان فاطمه کوچولو بیمار مبتلا به SMA

بسمه تعالی مسئول محترم دفتر بیت رهبری معظم جمهوری اسلامی ایران ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران ریاست محترم قوه قضائیه ریاست محترم مجلس شورای اسلامی و نمایندگان محترم مجلس موضوع: درخواست مساعدت جهت تأمین داروی زولژنسما برای درمان فاطمه یوسفی بیمار مبتلا به SMA با سلام...

بیشتر بخوانید

شما هم به جمع ۱۰۰,۰۰۰ مشترک خبرنامه‌ ما بپیونید

0 دیدگاه

یک دیدگاه بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.