عوارض روان تنی در سن نوجوانی

در اين دوره بيماريهاي روان تني بروز مي‌کند (بيماريهاي پسيکوسوماتيک يا سايکوسوماتيک) بيماري‌هاي روان تني چيست ؟ بيماريهايي است که بر اثر آشفتگي روان به وجود آيد و آثارش به صورت بيماريهاي جسمي و بدني در انسان ظاهر مي‌شود . منشاء اين بيماريها روان آشفته فرد است ولي آثارش در جسم پديد مي‌آيد .
مثلاً شما وقتي مي‌خواهيد نخستين بار در جمع بزرگي صحبت کنيد بر اثر اضطراب احساس مي‌کنيد آب دهانتان خشک شده ، لرزيدن زانو ، خشک شدن آب دهان ، عرق کردن کف دست و … همه نشانه‌هاي بدني است و منشاء آن اضطراب مي‌باشد . پس از اتمام آن جلسه وقتي تنها هستيد اين علايم از بين مي‌رود . در کتاب «مسائل روان تني کودکان آمده است کودکان دبستاني برخلاف نوجوانان ترجيح مي‌دهند از اين طريق علائم بدني با ما ارتباط برقرار کنند . »
اين علائم بدني چيست ؟‌
وقتي کودک احساس حسادت مي‌کند دو کار ممکن است انجام دهد :‌اول اينکه اين احساس را ابراز مي‌کند مثلاً مي‌گويد : من مي‌خواهم تلافي را سر خواهرم در بياورم يا موهايش را بکنم راه دوم اينکه : اين احساس را بيان نمي‌کند و در درون خودش نگه مي‌دارد و اين حالت به صورت علائم بدني نمايان مي‌شود مثل دل درد ، چشم درد و… که اگر ما حواسمان جمع نباشد ،‌نمي‌توانيم ريشه اين ناراحتي کودک را خيلي به راحتي پيدا کنيم .
مثلاً‌ کودکاني که در روزهاي اول مدرسه هستند اکثراً سر يا دلشان درد مي‌کند و اگر آنها را از رفتن به مدرسه معاف کنيم ، اين دردشان تسکين مي‌يابد و احساس ناراحتي نمي‌کنند . کودکي که در کلاس آمادگي است و بچه‌هاي بزرگتر او را آزار مي‌دهند و هر چه شکايت مي‌کند وضع عوض نمي‌شود . ناگهان يک روز مي‌گويد : سخت دلم درد مي‌کند و شما اگر او را از رفتن معاف مي‌کنيم وي فوراً حالش خوب مي‌شود .
کودکي که شب امتحان زير فشار پدر و مادر قرار گرفته (براي نمره 20 گرفتن) و تمام دروس را مرتب خوانده است با اين حال از شدت اضطراب صورتش سرخ مي‌شود و تب مي‌کند و در همان حال اگر به او بگوئيد لازم نيست امتحان بدهد اين حالت رفع مي‌شود . اضطراب ،‌کودک را تحت فشار قرار مي‌دهد و وقتي اين فشار از حد تحمل بدن بالاتر رفت نقاط حساس بدن مورد حمله قرار مي‌گيرد . هر انسان در مقابل تنش‌ها ، اضطراب‌ها و فشارهاي رواني نيرويي دارد به نام «آستانه مقاومت رواني»‌که عبارت است از : ميزان تحمل هر فرد در مقابل مشکلات رواني . ظرفيت يک ليوان مشخص است . اگر بيش از ظرفيت در آن آب بريزيم سر مي‌رود . وجود هر يک از ما مثل يک ظرف است که ظرفيت آن ثابت مي‌باشد و ميزان آن در افراد مختلف متفاوت است . هنگام حمله فشارهاي روحي کودکان بايد دريچه‌اي براي خروج آنها داشته باشند و اين دريچه همان اعمالي است که کودک انجام مي‌دهد مثل ناخن جويدن ،‌ابرو کندن ، سر به ديوار کوبيدن ، شب ادراري ، انگشت مکيدن ، گوشه گيري و … فشارهاي روحي در صورت فزوني اين دريچه مي‌يابند و بدن را به مصرف خود مي‌رسانند . براي مثال معده انسان براي اينکه بتواند در برابر گرسنگي مقاومت کند ، بايد در ساعات مشخصي غذا دريافت کند . وقتي اين عمل انجام نشود اسيدهاي معده ترشح مي‌شوند و محيط معده و مري پر از اسيد مي‌شود و اگر اين حالت ادامه يابد اسيدها جدار معده را مي‌تراشند و هضم مي‌کنند و به مصرف خود مي‌رسانند اگر فشار روحي بر ما وارد شد و ما سعي نکرديم با برنامه‌هاي متنوع و ورز ش و تفريح و صحبت کردن و … از شدت اين فشارها بکاهيم ، کم کم آثار سوء آن نمايان مي‌شود .
اگر کودکان و نوجوانان در اوج فشار روحي با يکي از والدين صحبت کنند ، بسيار خوشبخت هستند و هيچ خطري آنها را تهديد نمي‌کند ولي گاهي اين فرصت فراهم نيست و علائم فراوان ظاهر مي‌شود مثل بزهکاري ،‌خرابکاري و … وقتي فشارهاي روحي مي‌خواهند بدن را مصرف کنند به کدام عضو حمله مي‌کنند ؟ چرا عده‌اي در موقع اضطراب قلبشان درد مي‌کند و برخي سرشان و عده‌اي تيک چشم دارند و برخي چانه‌شان ؟‌دختر بچه‌اي را مي‌شناسم که وقتي پدرش به قصد تنبيه او شلاق را بلند مي‌کرد او حالت آسم و نفس تنگي پيدا مي‌کرد ، کبود مي‌شد و ريه‌ها به حجم انبساط لازم نمي‌رسيدند و از اين رو هواي کافي مبادله نمي‌شد و هرگاه پدر از تنبيه کردن او منصرف مي‌گشت اين حالت از بين مي‌رفت . پدر ديگري مي‌خواست پسرش به قصد تنبيه کردن به زيرزمين برده زنداني کند ، وقتي از پله‌هاي زير زمين پايين مي‌رفتند ،‌قلب پسرک سوزش پيدا مي‌کرد و دست روي آن مي‌گذاشت و حالش بد مي‌شد و هرگاه پدرش اين عمل را قلع مي‌کرد حالت ناراحتي قلبي او از بين مي‌رفت .
فشار روحي در يک کودک به صورت حمله قلبي و سوزش قلب و در ديگري به صورت آسم و نفس تنگي و در ديگر کودکان به صور مختلف ظاهر مي‌شود . در اين زمينه اصطلاح تخصصي داريم به نام «چشم اسفنديار» اسفنديار مردي روئين تن بود ولي تنها يک نقطه آسيب پذير داشت و آن هم چشمان او بود . هر يک از ما انسانها هم يک عضو حساس و ضعيف در بدن داريم که هنگام مواجه شدن با فشارهاي روحي ، آن عضو ضعيف متحمل آسيب مي‌شود و رنج فراوان مي‌بيند. بنابراين در مواجهه با فشارهاي رواني نقاط متفاوت در افراد آسيب مي‌بيند . 97