پرسش 1 ـ با توجه به مسائل اقتصادي که مردان را وا مي‌دارد بيشتر اوقات بيرون از منزل باشند زنان مجبورند هم نقش مادر و هم نقش پدر را ايفا نمايند . اين مساله چه مشکلاتي ايجاد مي‌کند و روش مقابله با اين مشکلات کدام است ؟
پاسخ ـ شرايط موجود چنين ضرورتي را ايجاد مي‌کند و بايد پذيرفت ولي مي‌توان اثرات منفي آن را کم کرد .

پرسش و پاسخ تربیتی در نوجوانی و بلوغ
روشها
1- مادر بايد وضعيت پدر را براي بچه‌ها توضيح دهد . اگر کودکان توجيه شوند که پدر ناچار است بيشتر وقت خود را خارج از منزل کار کند ،‌راحت تر عدم حضور پدر را مي‌پذيرند . ولي اگر اين توجيه انجام نشود و مادر برخورد مشاجره آميز داشته باشد مساله براي کودکان سنگين و غيرقابل هضم مي‌شود يعني (بچه‌ها به اين مساله از دريچه چشم مادر نگاه مي‌کنند)
2- براي پدر دو نوع حضور مطرح است
– حضور فيزيکي به معنوي صرف بودن در منزل بدون داشتن برنامه‌اي براي ارتباط موثر با افراد خانواده
– حضور رواني به معني حضور فعال و داشتن ارتباط مفيد و موثر با افراد خانواده .
حضور فيزيکي صرف اهميت چنداني ندارد بلکه حضور رواني مهم است حتي اگر مدت آن خيلي کم باشد ، پدري که حضور رواني دارد ، به فرزندان خود اهميت مي‌دهد و در کارها مشارکت مي‌کند و در نتيجه آن کودکان احساس مسئوليت مي‌کنند . بايد حضور پدر در منزل حتي اگر کم است حضور فعال و رواني باشد .
3- برخي از مادران در غياب پدر ابتکار عمل را به دست مي‌گيرند ولي برخي ديگر اينچنين نيستند. بلکه در غياب او خودشان را نيازمند وجود او نشان مي‌دهند مثل اينکه مي‌گويند : « صبر کن وقتي شب پدرت آمد تکليف تو را معلوم مي‌کنم.» بچه با خود مي‌گويد :‌« خوب پس معلوم شد که از دست مادرم کاري ساخته نيست و من مي‌توانم تا شب هر کاري دلم مي‌خواهد بکنم » ولي اگر مادر فعالانه برخورد کند و کودک را کنترل نمايد بهتر است .
مادر بايد خود اعتماد به نفس کامل داشته باشد تا بچه‌هايش هم او را قبول داشته باشند .
4- برخي مادران ناگزير مسئوليت پدران را بر عهده مي‌گيرند ،‌ولي من توصيه مي‌کنم که وقتي پسران ما به سن نوجواني مي‌رسند پدر به هر طريق بتواند پسر را به خودش نزديک کند و ضمن ايجاد تفاهم ،‌الگوي مردانه‌اي را به او ارائه نمايد تا پسر بتواند مسئوليت آينده را تمرين کند و احساس مسئوليت داشته باشد ،‌در غير اين صورت مشکل فراوان خواهد داشت .
5- مادران مي‌توانند با مطالعه ، از نيازها و ويژگي‌هاي کودک آگاهي يابند و با شناخت عالمانه و آگاهانه مبتني بر روانشناسي نوجواني بتوانند درست برخورد نمايند . اگر هر برخورد بر اصول علمي استوار باشد ، اعتماد به نفس او بالا مي‌رود و مقبوليت مادر نزد کودکان نيز بالا مي‌رود .
پرسش 2 ـ پدراني که حضور فيزيکي دارند ،‌حضور رواني ندارند‌،‌مادران بايد چگونه برخورد کنند ؟
– اکثر برخوردهاي نادرست و غلط از بي‌اطلاعي پدر و مادر ناشي مي‌شود (آگاهي پايه عمل صحيح است) بايد به پدر آگاهي داد و او را از بي‌احساسي و بي‌مسئوليتي به بيداري و آگاهي متحول کرد و نسبت به تربيت فرزندان حساس نمود . اگر پدر ببيند که فرزندش بيمار است تمام تلاش خود را صرف مي‌کند تا سلامت او باز گردد همين پدر در اثر آگاهي نسبت به تربيت فرزندش هم حساس مي‌شود . بايد با اين پدر صحبت کرد و حتي مي‌توان او را با استفاده از کتابها و يا رسانه‌هاي گروهي و جلسات تربيتي و آموزشي توجيه نمود .
به طور کلي با بالا رفتن آگاهي پدر و مادر بسياري از مشکلات حل مي‌شود چون هدف اکثر پدر و مادرها تربيت صحيح فرزندانشان است . البته اين آگاهي دادن بايد به روش صحيح صورت گيرد و با تخريب شخصيت همراه نباشد بلکه با استفاده از جملاتي مثل به نظر شما … به پيشنهاد شما و اگر مايليد و … باعث تقويت شخصيت او شود تا همکاري افزون شود و مقاومت کاهش پيدا کند .
بعد از سخن نوبت عمل است و چون پدر نظر داده است به دنبال عمل هم مي‌رود . بنابراين فردي که قبلاً بي‌تفاوت بوده حالا با مساله درگير شده است و همکار و تلاش در اعمالش مشاهده مي‌شود.
برخورد تشويق آميز و بها دادن به همسر در هر حال باعث ايجاد ويژگي‌هاي مثبت در او مي‌شود (نبايد هرگز همسر خويش را مورد استهزاء قرار دهيم ) چون اين عمل باعث ايجاد مقاومت مي‌شود و يا اينکه او را منزوي مي‌کند و برخي اوقات باعث به وجود آمدن اختلافات فراواني در زندگي مي‌شود . اگر فردي نقاط ضعف همسرش را در ميان جمع مطرح کند و به او احترام نگذارد ديگران هم براي او و همسرش احترام قائل نخواهند شد .
پرسش 3 ـ اگر تمام اين اقدامات موثر نشد چه کنيم ؟
– البته هرگاه شما يک اقدام تربيتي انجام مي‌دهيد بايد احتمال عدم موفقيت را هم در نظر بگيريد . بايد اين عمل را ادامه دهيد و مايوس نشويد تا همسرتان احساس کند که در صورت عمل نکردن به اين خواسته ، شخصيت او ناپسند و دو رو جلوه مي‌کند . بايد پافشاري کرد ،‌نوميد نشد ، حتي وقتي تنها مي‌شويد باز هم مطرح کنيد و خواسته خودتان را ظاهر کنيد . بچه‌هاي ما آن چيزي مي‌شوند که در رفتار ما عملاً مشاهده مي‌کنند ، نه آنچه ما به آنها توصيه مي‌کنيم . تا وقتي که ما در عمل ،‌گذشت ، نظم و … نداشته باشيم هرگز نمي‌توانيم کودکان با گذشت و منظمي تربيت کنيم . يادگيري از طريق چشم بيش از نه برابر قوي‌تر از يادگيري از طريق گوش است و ثبات بصري از ثبات سمعي بيشتر است از اين رو بايد با عمل و رفتار معلم کودکان خود باشيم .
پرسش 4 ـ دلايل تب را توضيح دهيد ؟
– حدود 3 يا 4 سالگي سالهاي مهمي است چون کودک به دليل شرايط ضعف جسمي ممکن است بر اثر بيماري عفوني دچار تب شود و يا در سنين دبستاني دچار تب غده‌اي شود . اگر در اين سالها بتوانيم جلوي تبديل تب به تشنج را بگيريم در ساليان بعدي مشکل پيش نخواهد آمد . بهر حال دليل تب ، فقط سرماخوردگي نيست و عفونتهاي مختلف مي‌تواند ايجاد تب کند . البته دلايل ديگري هم دارد که در تخصص پزشکان کودک مي‌باشد .
پرسش 5 ـ بهترين زمان و بهترين روش براي جدا کردن محل خواب کودکان از پدر و مادر کي و کدام است ؟
– زماني که براي جدا کردن مکان خواب کودک از پدر و مادر پيشنهاد مي‌شود حدوداً 4 سالگي است. کودک تا پايان دو سالگي به جهت شيرخواري مجبور است با والدين و به خصوص مادر بخوابد و بهتر است تا 4 سالگي اين مساله ادامه يابد . (البته وجود کودک شيرخوار در کنار پدر و مادر بر اين معني نيست که آنها روابط محرمانه خويش را در کنار او انجام دهند) در حالي که اسلام پيشنهاد مي‌کند روابط زناشويي در اتاقي باشد که حتي طفل شيرخوار چه در حال بيداري و حتي خواب هم نباشد حتي صداي نفس پدر و مادر در اين کودک اثر سوء دارد . جدا کردن محيط خواب کودک بايد همراه با انتقال به محيط امن و داراي نور مناسب باشد و اگر کودک به خواب نمي‌رود بايد به تدريج او را ترک کنيم (ضمن انجام اعمال روزمره‌مان که کودک فکر نکند به خاطر او در اتاقش مانده‌ايم ) کودکي که محيط خواب او خيلي زود از پدر و مادر جدا شده ، حالا تمايل به خوابيدن با پدر و مادر دارد و نبايد پدر و مادر او را طرد کنند و با خشونت با او رفتار کنند بلکه بگذارند کودک با آرامش بخوابد و سپس او را به جايش منتقل کنند . به طوري که صبح خودش را در محل و تخت خويش ببيند و کم کم مساله حل مي‌شود و کودک در مي‌يابد که بايد جدا بخوابد .
قصه گفتن و به خواب بردن کودک با آرامش روش بسيار خوبي است . داستاني که ساعت نه شب راديو پخش مي‌کند خيلي خوب است چون داراي يک فضاي ملايم و آرام نيز هست . ساعت نه شب بايد ساعت رسمي براي خواب کودک باشد .
پرسش 6 ـ اگر کودکي زير 3 سال نتوانست به خواب و تغذيه مناسب و منظم عادت کند ،‌چه بايد کرد ؟
– عادت به مرور زمان شکل مي‌گيرد از اين رو تغييرات آن هم مستلزم صرف زمان و حوصله کافي است . بنابراين نبايد تعجيل و شتابزدگي داشت . اگر کودک نصف شب دو بار بيدار مي‌شود و شير مي‌خواهد يک بار شير بدهيم و يک بار اعتناء نکنيم تا به تدريج عادت کند . حتماً بايد زمان مناسبي ميان آخرين تغذيه شب و زمان خواب او رعايت شود . چون کودک با معده پر بخواب مي‌رود آثار سوء‌فراوان بخصوص در نوجواني دارد (بايد ميان شام و خواب نوجوان 2 ساعتي فاصله باشد )
پرسش 7 ـ اگر مادر در دوره جنيني وضع روحي خوبي نداشته باشد حالا بايد چه کند ؟
1- مادر نبايد احساس گناه و پشيماني شديد کند ، چون فرصت عمل را براي زمان حال و آينده از دست مي‌دهد . بنابراين مادر بايد به جبران عمل بينديشد .
2- فرصت براي جبران هست ، يعني مي‌توان در هر دوره نيازهاي کودک را شناخت و برخورد مناسب داشت و حق مطالب را به بهترين وجه ادا کرد و يک مجموعه خوب و مناسب فراهم کرد تا بتوان اثرات سوء دوران گذشته را جبران کرد . به طور کلي «در هر دوره‌اي که کوتاهي شد نبايد اظهار ناراحتي کرد بلکه بايد درصدد جبران بر آمد . »
3- در هر مرحله‌اي براي تربيت خوب ايمان به خدا و توکل به او يک عنصر مکمل است در کنار تلاش انسان .
پرسش 8 ـ مدت 4 سال همسرم در سفر خارج از مرکز بود و پسرم فقط با من و خواهرش ارتباط داشت و حالا حالات دخترانه دارد چه کنم ؟
– حالات پسرانه در دختران يا حالات دخترانه در پسران گهگاه ديده مي‌شود . البته اين حالت در پسران به دليل ارتباط محدود با پدر بيشتر ديده مي‌شود .
راه حلها
1- اين موضوع نخست بايد براي پدر توجيه شود که ارتباط با پدر براي پسر ، براي اقتباس الگوي صحيح شخصيتي ضرورت دارد (حتي ساعات محدود از روز ) حتي اگر ممکن است (درآمد کمتر باشد ولي ارتباط بيشتر شود ) در صورت نبودن پدر سعي کنيم با بستگاني که داراي پسرند بيشتر معاشرت کنيم . بنابراين پسر خردسال ما با پسر آنها ارتباط مي‌يابد در او الگوي صحيح شکل مي‌گيرد .
2- بردن پسر به اجتماعاتي که پسرها در آنجا بازي و فعاليت دارند مهم است .
3- حتماً اين کودکان دوره آمادگي را بگذرانند .
پرسش 9 ـ ارتباط و برخورد با نوجوانان پرخاشگر چگونه بايد باشد ؟
– نوجواني يک دوره سخت و نامتعادل زندگي است و براي ارتباط با نوجوان پسر پرخاشگر بايد به 3 نکته مهم توجه داشت:
1- ارتباط با او را بايد بيشتر از طريق پدر برقرار کنيد (در صورتي که پدر داراي حوصله و نگرش صحيح است ) در غير اينصورت بايد خودمان وارد عمل شويم . نوجوان پسر از پدرش پذيرش قابل قبولتري دارد به اين دليل که فکر مي‌کند مرد شده است و نمي‌تواند سخن مادرش که يک زن است قبول کند .
2- شکل گفتگو با نوجوان پسر ،‌در اين سنين نبايد حالت امر و نهي داشته باشد . بلکه بايد حالت پيشنهادي و نظرخواهي داشته باشد . مثل اينکه بگوييم «در مورد اين مساله من اينطور فکر مي‌کنم نظر شما چيست ؟ » يعني بايد جايي هم براي اظهارنظر او بگذاريم ، درغير اينصورت او مقاومت خواهد کرد .
3- در ارائه وظايف به نوجوان و خواستن مسئوليت بهتر است انگشت بر جنبه‌هاي مثبت شخصيت او بگذاريم و سپس مسئوليت بخواهيم ، حتي اگر مي‌خواهيم از او انتقاد کنيم اول بايد نکات مثبت وجودش را برشماريم و سپس انتقادمان را مطرح کنيم تا پذيرش او به حداکثر و مقاومت به حداقل برسد و اعتمادش به ما جلب شود . ارتباط پدر و مادر در دوره قبل از نوجواني با فرزندانشان عمودي است . زمان بلوغ اين ارتباط به صورت ارتباط افقي تغيير مي‌کند . يعني پدر و مادر بايد خودشان را در سطح نوجوان بياورند و مثل يک رفيق يا دوست يا مشاور عمل کنند .
وقتي نوجوان خواسته‌اي ناحق دارد بهترين روش اين است که او را به حال خودش بگذاريم و بايد يادآوري کنيم که خواسته او غيراصولي است ولي اگر خواسته‌شان چندان هم غيراصولي نباشد مي‌توانيم با او مدارا کنيم ، و اين روش بهتر است .
پرسش 10 ـ‌ وقتي دختر بزرگم بناي ناسازگاري در مقابل خواسته کوچکترها مي‌گذارد چه کنم؟
– اگر بتوانيم براي فرزند بزرگتر شرايطي ايجاد کنيم که هرگز جلوي کوچکترها خرد نشود و کتک نخورد وسرزنش نشود ، مسئوليت پذيري او بيشتر خواهد شد (البته اگر مواردي براي تنبيه رواني و سرزنش وجود دارد مي‌توان در خلوت و دور از حضور کوچکترها اين عمل را انجام داد ) اگر شما با دختر بزرگتان در تنهايي صحبت کنيد و به او شخصيت بدهيد و بگوئيد درک تو از مسائل بيشتر از بچه‌هاي کوچکتر است بهتر است . يعني مي‌توان براي او توجيه کرد که اگر حالا خواسته‌اي را براي خواهر کوچکترش برآورده مي‌نماييم ، قبلاً هم براي او (وقتي در همان سن بوده) برآورده کرده‌ايم . وقتي فرزندان بزرگتر در قبال کوچکترها مسئوليت مي‌پذيرند بايد تشويقشان نمود تا اين حالت ادامه پيدا کند . بچه‌ها دوست دارند در حضور خانواده از کارها و ويژگي‌هاي مثبت آنان تعريف و تمجيد شود . جملاتي مثل اين جمله براي برآوردن نياز آنها خوب است : «اگر دختر بزرگم نبود من خيلي اذيت مي‌شدم . »
پرسش 11 ـ‌ وقتي کودک از محبت خانواده سوء استفاده مي‌کند روش برخورد چيست ؟
1- کودک به رفتن منزل ديگران علاقه دارد . بنابراين مي‌توان با او قرار گذاشت که اگر اين کار بد را انجام دهي خانه آنها نمي‌رويم ، اين يک تنبيه روحي است و اثرات مطلوب فر اوان دارد .
2- در همان حالي که کودک از محبت خانواده سوء استفاده مي‌کند به او تذکر مي‌دهيم . مثل اينکه بگوييم : درست نبود با عمه جان اين برخورد را داشتي حالا برو عذرخواهي کن . (اين تذکر در نزد خانواده باعث مي‌شود که آنها هم حد محبت را رعايت کنند . )
پرسش 12 ـ با کودکي که اصرار دارد از دست ما غذا بخورد چه کنيم ؟
– با توجه به اين مساله که کودک از غذا خوردن با دست لذت مي‌برد و ريخت و پاش مي‌کند بايد تا حد ممکن شرايط آن را فراهم کنيم (با وجود تمام مشکلات آن ) حالا اگر کودک عادت کرده که از دست ما غذا بخورد سعي کنيم تا چندين بار غذاهايي را که خوردن آن آسان است خودش بخورد . حتي اگر اين کار را قبول نمي‌کند و سعي دارد با گريه ما را وادار به غذا دادن کند . مي‌توان در نهايت گرسنگي غذا را جلويش گذاشت و خودمان را مشغول کاري نشان دهيم و هرگز در مقابل گريه او نظرمان را عوض نکنيم . يا مي‌توان با کودک از اول شرط کرد که من غذاي مورد علاقه‌ات را درست مي‌کنم به شرط آنکه خودت بخوري .
پرسش 13 ـ اگر پدر در قيد حيات نبود ، پسر نوجوان ،‌الگوي مردانه را از کجا به دست آورد ؟
– شخصيت مادر از نظر تسلط بر مسائل زندگي از اهميت فراواني برخوردار است ولي وجود بستگان مرد مثل دايي و عمو يا پدر بزرگ که داراي ويژگي‌هاي مثبت اخلاقي باشند هم مي‌تواند مهم باشد . کتابهايي هم که زندگي نامه بزرگان را نوشته است هم تاثير فراوان دارد .
تلاش براي اينکه نوجوان در مدرسه راهنمايي و دبيرستان مطلوب و خوبي ثبت نام کند و مديران و دبيران مجرب و آگاه الگوي او باشند و موثر مي‌تواند باشد .
اگر ديديم پسر نوجوان ما به دبيري علاقه دارد مي‌توان از او خواهش کرد که ارتباط بيشتري با اين نوجوان داشته باشد تا الگوها عرضه و دريافت شود .
پرسش 14 ـ پسر چهار ساله‌اي داريم و نمي‌خواهيم بچه‌دار شويم ، او سوال مي‌کند که چرا من خواهر و برادر ندارم ،‌چه جوابي بدهيم ؟‌
– البته پيدا کردن پاسخ اين سوال مشروط است بر 1- توجه به سوال و 2- درک کودک يعني شناخت ظرفيت ادراکي کودک در هر سن و پاسخ دادن متناسب با آن . مي‌توان در جواب اين سوال به کودک گفت : «خانواده‌ها همه به يک اندازه فرزند ندارند . هر پدر و مادري از خدا مي‌خواهند که به آنها فرزندي عطا کند ، تا آنها بتوانند محبتشان را به موجودات ديگري هم نشان دهند . ما فعلاً‌موقعيتي داريم که نمي‌توانيم صاحب فرزند شويم . »
البته بهتر است خانواده را به صورت تک فرزندي نگه نداريم . چون خانواده‌هايي که يک فرزند دارند به دلايل مختلف احتمالاً دچار مشکل خواهند شد . تک فرزندها پرتوقع‌تر از بچه‌هاي ديگر بار مي‌آيند . چون نيازهايش همه برآورده شده و محدوديت برايش معني ندارد . اين کودکان از نظر تجربيات اجتماعي محدوديت دارند و نمي‌تانند روابط موفقي با ديگران داشته باشند . به فرجام اگر اين خانواده‌ها بتوانند روابط خوبي با خانواده‌هاي ديگر برقرار کنند اين محدوديت تا حدي برطرف مي‌شود . ضمناً‌ چون تک فرزندها بيشترين وقت خود را با پدر و مادر مي‌گذرانند و فرصتي براي ارتباط با کودکان ديگر ندارند ،‌توقعاتشان از والدين به جهت اختصاص دادن وقت به آنها بالاست . البته زوجين مي‌توانند با توافق هم فرزندي را پذيرفته و خانواده را از تک فرزندي بيرون آورند و به فرزند ديگري امنيت رواني بخشيده براي خانواده کانون عاطفي جديدي به وجود آورند .
پرسش 15 ـ‌کودک 5/3 ساله‌اي دارم که از قوه تخيل خود استفاده مي‌کند و داستان مي‌سازد به او گفته‌ام که داستان سازي خوب است ولي او چيزهاي دروغ و غيرواقعي را بيان مي‌کند ، چه کنم؟
– 8 نوع دروغ داريم ، يک نوع آن «دروغ تخيلي» است که کودک در آن مورد ،‌تخيلات خويش را بيان مي‌کند . برخورد مستقيم و اينکه به او بگوئيم دروغ نگو روش نامطلوبي است . بايد از روش غيرمستقيم استفاده کرد . مثل اينکه بگوئيم «آيا مطمئني که چيزهايي که مي‌گويي درست است ؟ » و … يعني اينکه از خودمان حالتي نشان دهيم که مشخص شود حرف‌هايش را قبول نکرده‌ايم (در عين حال که نمي‌گوئيم دروغ مي‌گويي ) تکرار اين روش کودک را از اتخاذ دروغ تخيلي باز مي‌دارد و به سوي بيان واقعيات سوق مي‌دهد . کودکاني که تنها هستند و همبازي ندارند بيشتر استعداد پرداختن به دروغ تخيلي را دارند .
پرسش 16 ـ چگونه بايد به کودک ياد داد که در برابر کودکان مهاجم برخورد درستي داشته باشيم؟
– بهتر است به او بگوئيم که اگر تو را زدند از خودت دفاع کن نه اينکه بگوئيم تو هم بزن . عبارت (دفاع) کودکان را هشيار مي‌کند که نه ظالم باشند و نه مظلوم و اين معني بايد عيناً به کودک تفهيم شود .
پرسش 17 ـ‌کودکم در کلاس آمادگي که سال گذشته به آنجا مي‌رفت علاقه چنداني به درس نداشت و حالا هم که به کلاس اول رفته چنين است ، چه کنم ؟
1- مساله بي‌علاقگي به کلاس اول ،‌يک مقداري وابسته به شرايط محيط آمادگي است . چون کودک دوران آمادگي سختي را گذرانيده ، تصور مي‌کند که مدرسه هم مثل آمادگي است بنابراين بي‌علاقه مي‌شود . بايد براي او توضيح داد که مدرسه غير از آمادگي است .
2- برداشتهاي منفي و نامطلوب کودکان ارشد خانواده از مدرسه به کودکان کوچکتر منتقل مي‌شود و بايد جلوي انتقال منفي را گرفت . راه حل‌ها : 1- محيط مدرسه را با آگاهي انتخاب کنيد . 2- قبل از مدرسه رفتن با کودکتان صحبت کنيد و تصوير زيبايي از مدرسه ترسيم کنيد .
3- اگر در جوار ما کودک کلاس اول هست که دوست کودک ماست ،‌چنانکه دست يکديگر را بگيرند و با هم به مدرسه بروند خيلي بهتر است . بايد فرصت تطبيق و سازگاري به کودک بدهيم و در هر موفقيت براي سازش او را تشويق کنيم .
پرسش 18 ـ‌ به کودک 5 ساله چگونه بگوئيم از خودت دفاع کن ؟
– کودک بايد در جامعه زندگي کند و بايد بياموزد که در مقابل هر عملي عکس العمل مناسب نشان دهد . به او مي‌گوييم وقتي کودکي مي‌خواهد تو را کتک بزند برخيز و دستش را نگه دار . يعني حالت کودک نبايد حالت کتک خوردن و آسيب پذيري باشد . يا اينکه از او مي‌خواهيم به ديگران اطلاع دهد . بدين طر يق کودک در موضع صحيح قرار مي‌گيرد که واکنشي شخصي نشان ندهد و از طرف ديگر نبايد هم حالت پرخاشگري و ظلم داشته باشد . بايد به کودک اجازه دهيم تا گفته هر کس را بررسي کند و اگر صحيح بود بپذيرد و در غير اين صورت آن را نپذيرد . اول بايد کودک سعي کند جلوي کتک را بگيرد و در صورت لزوم به همان اندازه عکس العمل نشان دهد . در هر حال بايد کودک بپذيرد که خوي تهاجم و حمله در جامعه مورد قبول نيست .
پرسش 19 ـ کودک 4 ساله‌اي دارم که وقتي او را به منزل اقوام مي‌برم دوست ندارد از آن جا دل بکند و برگردد چه کنم؟
– يکي از علل اين مساله «سرد بودن محيط خانواده » است . وقتي کودک مي‌بيند در خانه کسي به او اعتنا نمي‌کند و با او حرف نمي‌زند و … و از طرف ديگر وقتي مي‌بيند تمام خواسته‌هايش درخانه اقوام فراهم مي‌شود ديگر ميل به بازگشت ندارد . بايد توجه کرد که عوامل جذب کننده کودک به سوي منزل خويشان چيست و اگر در منزل خودمان اين عوامل فراهم نيست ،‌در جهت فراهم ساختن آنها در حد قابل قبول تلاش کنيم . اگر نيازهاي کودک در حد معتدل و قابل قبول ، در منزل برطرف شود کودک نيازي به ماندن در منزل اقوام حتي ميل به آن هم نخواهد داشت . اما ميان کودکي که اين حالت را هميشه دارد و کودکي که بعضاً اين حالت را دارد تفاوت هست . در مورد نخست بايد نگران باشيم و در روابط خويش با همسر و فرزندان بازنگري داشته باشيم ولي مورد دوم نگران کننده نيست و اشکالي ندارد مثلاً يک شب کودک در منزل پدر بزرگ بماند منوط به اينکه اين کار به صورت عادت در نيايد . کودک بايد توجيه شود که اگر صلاح بود اين اجازه به او داده شود و اگر صلاح نبود اجازه داده نشده است .
براي کودک اصل ارتباط با مهمان و افراد بيگانه بسيار دل انگيز است . منزل چه کسي بودن برايش کمتر مطرح است و بيشتر اصل مهمان بودن برايش لذت بخش است اگر در خانواده‌ها تعادل ميان مهمان آمدن و به مهماني رفتن باشد ،‌کودک از اين روابط لذت مي‌برد و در عين حال منزل خودش را هم دوست دارد . اما اگر اين حالت تعادل برقرار نباشد ، براي کودک مشکلاتي ايجاد مي‌شود .
پيشنهاد : بکوشيم مهماني‌ها را شب برگزار کنيم ، چون شب بعد از شام کودک مي‌خوابد و به راحتي مي‌توان اگر مهمان هستيم او را به منزل بياوريم . ولي اگر کودک بيدار باشد آن جاذبه‌ها برايش دلکش و جدا کردن او بسيار مشکل است . مهماني شب اگر با برنامه امتحان و درس کودک برخورد پيدا نکند . بهتر از مهماني روز است چون کودک در طول روز خسته مي‌شود حوصله‌اش سر مي‌رود و تحمل وجود ديگران برايش سخت مي‌شود .
پرسش 20 ـ کودک 4 ساله‌اي دارم با اينکه در کنترل او بسيار دقت مي‌کنم ، سخنان زشتي مي‌گويد ، چه کنم ؟
1- بايد مدتي دقت کنيد و عامل بدآموزي را پيدا کنيد . تا بتوانيم به کودک بياموزيم با چه کساني رابطه اجتماعي را ادامه دهد و از چه کساني دوري کند .
2- وقتي که کودک سخن بدي ياد گرفت چون حالت غيرمنتظره دارد برخي از پدر و مادر خوششان مي‌آيد و مي‌خندند و اين خود عامل تشويق مي‌شود .
توصيه :‌اولين بار که کودک سخن زشتي ياد گرفت و آن را تکرار کرد روي ترش کنيد و حالت ناراحتي نشان دهيد و سکوتي کنيد که همراه ناراحتي است . کودک کم کم خودش مي‌فهمد که اين حرف بد است و آن را کنار مي‌گذارد . از طرف ديگر رفتارها و گفتارهاي خوب او را تشويق کنيد تا حرفهاي بد تضعيف شود . اگر با اين حال رفتارها و گفتارهاي کودک تکرار شد مي‌توان کودک را از يکي از خواسته‌ها و امتيازاتش محروم کرد تا خاموشي عمل صورت گيرد .
پرسش 21 ـ وقتي کودک اسباب بازي يا خمير بازي يا وسايل کودکان ديگر را بر مي‌دارد ،‌اوکنش ما بايد چگونه باشد ؟ فرزندم از مهد کودک وسايل بچه‌ها را بر مي‌دارد چندين بار وسايل را برگردانده‌ام ولي اين عمل قطع نشده است چه کنم؟
– البته برگرداندن وسايل عمل صحيحي است . گاهي کودک از وسايل خوشش مي‌آيد . وقتي به کيف همشاگردي خودش نگاه مي‌کند که مدادهاي کوچک و بزرگ زيادي دارد ،‌خوشش مي‌آيد و حس تملک و جمع آوري در کودکان بسيار نيرومند است .
توصيه :‌اگر کودک شما خميربازي را دوست دارد برايش چندين نمونه بخريد تا اشباع شود . يک مثال براي اين توصيه مطرح مي‌کنيم : خانمي در بيمارستاني حوله بيماران را مي‌برد و در اتاقش جمع آوري و انبار مي‌کرد رئيس بيمارستان از روش اشباع استفاده کرد و گفت : هفته اول هر پرستار يک حوله در اتاق او بيندازد . هفته دوم 2 حوله و … به همين ترتيب ادامه دادند تا اينکه ديگر از حوله زده شد و عملش به خاموشي گرائيد .
نظارت بر وسايل کودک هم روش جالبي است .
پرسش 22 ـ خانم فوق ليسانسي را مي‌شناسم که مرتباً مي‌گويد کسي نيست که بتواند سطح فکر من را درک کند مشکل اين خانم آيا حالا به وجود آمده يا در کودکي ؟
– اين حالت ممکن است در کودکي بر اثر برخورد مبالغه آميز پدر و مادر ايجاد شود . اما مي‌تواند بعدها تشديد شده باشد . يعني اين خانم مي‌تواند با ادامه تحصيل در يک رشته نادر ، که جامعه نياز به آن دارد ،‌اين حالت را تشديد مي‌کند .
وقتي با اين خانم روبرو مي‌شويد اين سخن او را تاييد نکنيد . قدري سرد و بي‌تفاوت برخورد کنيد تا کم کم اين احساس خود بزرگ بيني کم شود .
پرسش 23 ـ اگر برنامه آموزشي مفصل براي تک فرزند جور کنيم و تمام اوقات او را پر نمائيم آيا باز هم خلاء فرزندان ديگر احساس مي‌شد يا خير ؟
– اين نوع برخوردها ذهن و فکر کودک را تعالي ورشد مي‌رشد ولي او همچنان از نظر اجتماعي محدود بار مي‌آيد و پختگي اجتماعي نخواهد داشت . اگر فاصله فرزند اول و دوم خيلي زياد باشد روابط متقابل اين دو در حد مطلوبي نخواهد بود .مثلاً فاصله 8 سال ايجاد اشکال مي‌کند (بهترين فاصله 3 سال است .)
البته اگر ضمن فعاليتهاي ذهني ، کودک فعاليت اجتماعي مناسب هم داشته باشد بهتر است .
اگر آمادگي لازم براي تربيت کودک دوم نداريم ، بهتر است تامل کنيم و دردسر ديگري ايجاد نکنيم .
پرسش 24 ـ با کودکي که دير مي‌خوابد چه کنيم ؟
– کودک تا سن مدرسه وقت دارد که وقت خواب شبانه را تنظيم کند . اگر بگذاريم کودک تا وقت خواب ما بيدار بماند ممکن است اکنون مشکلي به وجود نيايد ولي بعدها که کودک به سن مدرسه مي‌رسد مشکلاتي بروز مي‌کند .
اگر کودکتان دير مي‌خوابد سعي کنيد تا ظهر نخوابد و تمام انرژي او مصرف شود و بين شام و خواب او حداقل يک ساعت فاصله باشد . کودک شما خسته مي‌شود و خواه ناخواه به خواب مي‌رود . مثلاً‌ سعي کنيد کودکتان از قصه و لالايي ساعت نه شب راديو استفاده کند ممکن است کودک مدتي اشکال ايجاد کند ولي بايد از خودتان پايداري نشان دهيد .
کودکي که عادت به دير خوابيدن دارد ،‌معمولاً برنامه‌هاي تلويزيون را هم مي‌بيند و همانگونه که مي‌دانيد اين برنامه‌ها براي کودکان آثار سويي دارد . اين برنامه‌ها و فيلمهاي صحنه‌هاي خشونت و عصبيت دارد . کودک با حالت عصبي مي‌خوابد و دچار کابوس مي‌شود .
پرسش 25 ـ با کودکي که در سن کودکستاني است و گاه گاهي دست به آلت تناسلي خود مي‌زند چه کنيم ؟
1- کودکي که اين عمل را انجام مي‌دهد عموماً تنهاست چون اگر کودک با ديگران بجوشد ،‌آنقدر تنها نيست که اين عمل را تکرار کند .
2- بايد دست و مغز وچشم کودک به وسيله فعاليتهاي مختلف سرگرم شود . اگر به اين کودک مقداري داد رنگي و کاغذ و وسايل بازي بدهيم و او را سرگرم نمائيم کودک با بدن خويش مشغول نمي‌شود .
3- نبايد به اين کودک اجازه بدهيد دمرو بخوابد ،‌چون اين حالت تحريک کننده است . تا کودک کاملاً خسته نشده نبايد او را به رختخواب فرستاد . کودک بايد طاق باز بخوابد و دستهايش را بيرون از لحاف يا پتو بگذارد و پدر و مادر بايد گاهي سرزده به اتاق او سر بزنند و او را کنترل کنند .
4- پوشيدن لباسهاي تنگ که با بدن کودک تماس مي‌گيرد ،‌باعث تحريک مي‌شود . در حمام نيز پدر و مادر نبايد زياد به بدن کودک دست بزنند.
کودکاني که حساسيت پوستي دارند ، اگر بدنشان خوب تميز نشود هنگام خاراندن بدن به نقاطي مي‌رسند که تحريک مي‌شوند و کم کم اين عمل به صورت عادت در مي‌آيند قلقلک دادن کودک هم اين مساله را تشديد مي‌کند چون سبب تحريک نقاط حساس بدن مي‌شود .
پرسش 26 ـ در مورد تنبيه بدني و يا نوع ديگر تنبيه چه نظري داريد ؟
– حدود تنبيه در اين سن بستگي به سه عامل دارد : 1- مطمئن باشيم که کودک از عملي که نبايد انجام مي‌داد کاملاً آگاهي داشته 2- به دليل آثار سوء تنبيه بدني حتي المقدور از آن استفاده نکنيم . 3- استفاده از تنبيه رواني به جاي تنبيه بدني توصيه مي‌شود . مثل گرفتن امتيازهاي مورد علاقه کودک يا به تعويق انداختن وعده‌ها به زماني که کودک رفتارش در هر زمينه اصلاح شود .
پرسش 27 ـ در مورد طرز برخورد مادران با کودکان در سن کودکستاني توضيح دهيد .
– البته يک نکته ويژه مورد نظر نيست . چون کودک وارد مرحله دبستاني خواهد شد ، مادران مي‌توانند فرصتهايي را براي خواندن داستان و سرود براي کودک فراهم نمايند . البته بايد توجه داشت که در اين سن نبايد داستانهاي خشن براي کودکان تعريف کرد . داستانهاي خشن براي روحيه کودکان مناسب نيست و هر چه داستان شامل مطالب لطيف‌تر و ظريف‌تر و حاوي مضامين انساني‌تر باشد بهتر است . تلاش مادر در ايجاد رابطه اجتماعي کودک با همسالان تامين کننده رشد اجتماعي اوست و از خودخواهي کودک پيشگيري مي‌کند .
ايجاد يک محيط گرم و سالم در خانواده براي سهولت در امر انتقال کودک از اين دوره به دوره بعدي اثرات فراوان دارد .
پرسش 28 ـ تغيير دادن محيط‌هاي آموزشي مثل کودکستان ـ مهد کودک و … چه تاثيري در روحيه کودکان دارد ؟
– مسلماً اين امر خالي از تاثير نيست . چون کودک به تازکي وارد محيط آموزشي شده و به سختي توانسته است رابطه اجتماعي برقرار کند و چند نفر دوست پيدا کند . از دست دادن اين دوستان و رفتن به محيطي که احتمالاً از نظر جزئيات و حتي کليات با محيط قبلي تفاوت دارد . مي‌تواند اثرات سوء بر روحيه کودک بگذارد . اين نکته مهم را هم بايد در نظر گرفت که کودکان سنين دبستان ،‌افراد تازه وارد را به سادگي نمي‌پذيرند اين عمل به نظر چندان صحيح نمي‌آيد بنابراين بهتر است ابتدا تحقيق کامل از شرايط محيط جديد به عمل آوريم تا بعداً ناچار به تعويض آن نشويم . بهترين فرصت و زمان براي تعويض محيط آموزشي (در صورت لزوم) تعطيلات تابستان است .
اگر در نزديکي منزل شما مدرسه‌اي هست که فرزندتان راحت‌تر مي‌تواند رفت و آمد نمايد و انرژي او در رفت و آمد تلف نشود ، بهتر است همانجا تحصيل نمايد .
پرسش 29 ـ کودک 6 ساله من علاقه زيادي به جلب توجه دارد و به روشهاي گوناگون سعي مي‌کند توجه ديگران را جلب نمايد ، چه کنم؟
احتمالاً به اين کودک در منزل به اندازه کافي توجه نمي‌شود و کودک سعي در جبران اين کمبود دارد . مثلاً‌ در مهماني‌ها چون کسي به او توجه نمي‌کند و با او سخن نمي‌گويند ، سعي مي‌کند به هر طريق توجه ديگران را جلب کند . اين کودکان بسيار پرانرژي و فعال هستند و بايد پدر و مادر با او در منزل بازي کنند ، بهتر است شما وقت بيشتري را صرف اين کودک نمائيد تا رفتارش اصلاح شود . زيرا رفتارهاي اين کودک در جامعه بعداً مواجه با قانون مي‌شود و به عنوان فرد بزهکار مطرح مي‌گردد . در حالي که در خانواده به راحتي مي‌توان اين مشکل را حل نمود . ضمناً به اين کودکان که بسيار پر جنب و جوش هستند بايد مواد شيرين بدهيد ، چون در فواصلي که او خسته مي‌شود و تمام انرژي خود را صرف رفتارهاي فعالانه کرده است مصرف شيريني باعث تعادل رفتار کودک مي‌شود ، با پايين آمدن قند خون ، کودک عصبي مي‌شود و با مصرف شيريني ، گلوکز قند روي اعصاب اثر کرده آن را آرام مي‌کند (با خوردن شيريني رفتار اين کودکان بهتر مي‌شود) در مورد کودکان به خصوص پسربچه‌ها سعي کنيد که وقتي از مدرسه مي‌آيند ، يک وعده غذاي اضافي بدهيد تا اعصاب آنها آرام شود و از بحث و جدل با آنان بپرهيزيد و حتي المقدور در زمان ورود بچه‌ها به منزل ، آنها را سوال پيچ نکنيد زيرا حوصله کافي ندارند .
پرسش 30 ـ با کودکي که بيقرار است و خواسته نابجاي خود را مصرانه تکرار مي‌کند چه کنيم؟
– برخي مسائل که ريشه تربيتي نمي‌توان براي آنها يافت ، به دوران بارداري يا شيرخوارگي کودک بر مي‌گردد (به خصوص در مورد مادري که از شير خودش کودک را تغذيه کرده است ) مثلاً‌کودکي که به شدت هيجان پذير است و بيقرار بيقرار و مرتباً فرياد مي‌زند و درصدد کندن گوشه‌هاي ناخن و جويدن است و اين اعمال او احتمالاً ريشه تربيتي ندارد بايد ريشه آن را در دوران بارداري مادر يا شيرخوارگي کودک جستجو کرد .
کودک وقتي چيزي مي‌خو اهد و صلاح نيست به او بدهيم ، دو روش هست :
1- بحث کردن و ادامه جدال به گونه‌اي که لحظه به لحظه وضعيت بدتر شود .
2- جلب توجه کودک به يک موضوع يا شي جالب و جديد (چون کودکان تمرکز توجه ندارند) انتقال کودک از خواسته و وضعيت قبلي به يک وضعيت جديد ، بدون آنکه متوجه شود بسيار مفيد است .
بهتر است قبل از اينکه کودک حوصله‌اش سر برو و بهانه بگيرد و او را مشغول نمائيم و بازي فکري يا بدني جديدي برايش ايجاد کنيم . اگر ابتکار عمل با مادر باشد و بتواند فرزندش را مشغول نگه دارد ،‌اين مسائل کمتر پيش مي‌آيد ولي اگر ابتکار عمل به دست کودک باشد و مادر غيرفعال بماند بعداً ناگزير است با کودک برخورد نمايد . براي کودک 5/2 ساله مي‌توان يک سلسله بازيهاي جالب فراهم کرد . کانون پرورش فکري کودکان داراي سلسله بازي است که متعلق به «صنايع فکري کودک» مي‌باشد و براي سنين مختلف بازيهاي فکري گوناگون دارد . البته ممکن است ابتدا کودک به اين بازيها توجه نشان ندهد ولي ما بايد واسطه آشنايي و علاقمندي او به اين بازيها باشيم . براي مثال يکي از اين بازيها گردونه تصوير است که کودک مي‌تواند تصاوير را به صورت متحرک ببيند برايش جالب است .
پرسش 31 ـ فرزندم علاقه دارد هر جا که مي‌رود با خودش سوغاتي بياورد . وارد يک مغازه مي‌شود مي‌خواهد چيزي از آنجا با خودش بيرون بياورد (ولو اينکه به دردش نخورد و وقتي از مغازه خارج شد آن را دور بيندازد ) من موفق شده‌ام به او بياموزم که اين اشياء مال او نيست و بايد بخريم يا با اجازه صاحب آن برداريم . ولي نتوانسته‌ام اين حالت را در او از بين ببرم ، چه کنم؟
1- وقتي مي‌خواهيد فرزندتان را از منزل بيرون ببريد اجازه بدهيد يکي دو اسباب بازي مورد علاقه‌اش را همراه داشته باشد . با اين عمل شما دست او را پر کرده‌ايد و نمي‌تواند چيزي بردارد .
2- اگر شما به اندازه کافي با او صحبت کرديد ولي قانع نشد بايد به طور جدي برخورد نمائيد. مثلاً چند بار او را از منزل بيرون نبريد و به او بگويد که اين به خاطر عادت نادرست اوست (البته کودک را در منزل تنها نگذاريد که احتمال آسيب باشد) در واقع بايد کودک احساس کند که اگر اين عمل را ادامه دهد خودش ضرر مي‌کند نه ديگران و از خريد رفتن با مادر محروم مي‌شود .
يک اصل : اگر کودکان احساس کنند که در صورت وارد شدن به مسائلي که حد آنها نيست يا انجام اعمال غلط ، فقط اطرافيان ضرر مي‌کنند به اين کار ادامه مي‌دهند (چون خودشان ضرر نکرده‌اند ) ولي اگر کودک بداند خودش نخستين کسي است که ضرر مي‌کند در روش خودش تجديدنظر کلي خواهد کرد .
پرسش 32 ـ فرزندي 3 سال و 4 ماهه دارم که مراحل پنجگانه را درک مي‌کند و شعرها را خوب ياد مي‌گيرد داستانهايي را برايش خوانده‌ايم مي‌داند و … اشعار حافظ و سعدي را خيلي زود مي‌آموزد و جو خانواده‌مان پرتفاهم است . برايش بخشيدن وسايلش آسان است و اسباب بازي‌هايش را به کودکان امانت مي‌دهد سخنان منطقي را مي‌پذيرد و .. از کجا بدانيم او در چه پايه‌اي از هوش قرار دارد و برايش چه کنيم ؟‌
– اين کودک بسيار موفق است و داراي استعدادهاي خوبي است . ميزان هوش افراد با آزمونهاي هوش مشخص مي‌شود که شما مي‌توانيد به مراکز مخصوص آزمون هوش مراجعه نمائيد . يکي از اقدامات اين است که براي کودکتان کتابهايي تهيه کنيد مثل :
1- به کودک خود مغز برتري بدهيد «ترجمه دکتر قاسم زاده و خانم قاسم زاده » انتشارات آسيا (تا گروه سني 5 سال)
2- مراحل رشد و تحول انسان ، از نگارنده
اين کتاب جدولهايي دارد که تعداد لغات مربوط به هر سن را مشخص و کلاً ميزان مهارتهاي عاطفي ـ ذهني ـ اجتماعي و … را مشخص مي‌کند و شما با استفاده از آن مي‌توانيد ميزان هوش فرزندتان را مشخص نماييد .
پرسش 33 ـ چگونه و از کجا مي‌توان بازيهاي فکري را تهيه کرد ؟
– شعبات کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان ، صنايع فکري کودک ، علاوه بر ارائه کتاب براي گروههاي سني مختلف بازيهاي فکري گوناگون براي اين گروههاي سني ارائه مي‌دهند . در کتابفروشيها و مراکز کتاب و آثار کودک روبروي دانشگاه تهران مي‌توانيد با کمي جستجو انواع بازيهاي فکري را بيابيد . بهتر است بازي فکري مربوط به هر سن را در همان سن ارائه دهيم .
چون اگر سن کودک کم باشد و بازي فکري مربوط به سن بالاتر را به او بدهيم ، از عهده آن برنمي‌آيد . شکست مي‌خورد و حس اعتماد به نفس در او از بين مي‌رود و سرانجام کودک احساس مي‌کند که از نظر هوشي ضعيف است .
پرسش 34 ـ چه عواملي در ظهور و نوع استعدادها تاثير دارد ؟
– اين استعدادها از 6 تا 11 سالگي بروز مي‌نمايد ولي کلاً ظاهر شدن آنها به 2 عامل بستگي دارد .
1- جو مساعد و آرامش محيط خانواده
2- نحوه پاسخ به سوالات و ميزان غناي فرهنگي خانواده
علت اينکه روان شناسان مي‌گويند فشار ،‌اضطراب ، آشفتگي و … حافظه را کم مي‌کند ، اين است که اين عوامل فرصتي را براي بروز استعداد باقي نمي‌گذارد . هر چه خانواده از غناي فرهنگي بيشتري برخوردار باشد ، کتابهاي مختلف و مفيد ، بازيهاي فکري گوناگون و تغذيه ذهني صحيح در اختيار کودک قرار مي‌دهد و فرصتهاي بيشتري براي استعداديابي و پرورش استعداد فراهم مي‌گردد .
پيشنهاد : کودکان را از حالا عادت دهيد که کتابهايشان را خوب نگه دارند . شما آنها را با کمک فرزندتان جلد کنيد و شماره بزنيد تا کم کم کتابخانه‌اي ترتيب دهيد . اين يک عمل فکري و فرهنگي است و سبب مي‌شود کودک قدر کتاب و مطالعه را بداند و ارتباط هميشگي با کتاب داشته باشد و در عين حال درسي براي نظم و ترتيب به او داده‌ايد .
پرسش 35 ـ چگونه استعداد ويژه کودک را تشخيص دهيم ؟‌
– براي يافتن استعداد ويژه فرزندان بايد در اعمال يدي و ذهني روزمره او دقت نمائيد مثل اينکهک دقت کنيد آيا فرزندتان شعرهايي را که مي‌شنود خوب ياد مي‌گيرد يا نه ؟ آيا وقتي شما يک وسيله برقي را جلوي چشمان او تعمير مي‌کنيد ، توجه دارد يا نه ؟ اولين کاري را که فرزندتان با علاقه دنبال کرد و سعي در تکرار آن داست ردپاي يک استعداد است يعني چيزي که از درون فرد مي‌جوشد و نمود بيروني دارد و کودک به دنبال فرصت براي تقويت آن مي‌گردد . برخي کتابهاي هوش آزمايي هم براي استعداديابي مفيد است و مي‌توانيد از آنها استفاده کنيد .
پرسش 36 ـ پسربچه 6 ساله‌اي از نقطه ضعف مادرش آگاه است (مادر از اينکه او خودش را از پنجره بيرون بيندازد نگران است ) کودک مي‌گويد ، اگر خلاف ميل من رفتار کنيد خودم را از پنجره پرت مي‌کنم . با اين کودک چگونه بايد رفتار کرد ؟
1- مادر نبايد خودش را خيلي نگران نشان دهد (اصولاً پدر و مادر نبايد نقطه ضعفي از خودشان در مقابل کودک نشان دهند . چون در اين صورت به جاي اينکه والدين بر رفتار کودکشان نظارت کنند ، کودکان اين عمل را انجام خواهند داد ) در صورتي که کودک کنترل رفتار پدر و مادر را به دست بگيرد ، فاجعه پيش مي‌آيد و اين مشکل سالها ادامه مي‌يابد .
2- بهتر است ما در اين زمينه پيش بيني‌هاي لازم را بنمائيم . مثلاً‌ اگر پنجره ارتفاعش زياد است جلوي آنرا با حصار يا توري بگيريم يا در آن را محکم ببنديم تا هم جلوي خطر را گرفته باشيم و هم براي نگراني خودمان چاره‌اي انديشيده باشيم .
3- اگر فرزندتان خيلي سماجت کرد او را در يک اتاق که پنجره و محل خطرناک ندارد تنها بگذاريد و دليل آن را هم برايش توضيح دهيد که چون حالا اخلاق تو بد است ما تو را قبول نداريم و هر وقت اخلاقت بهتر شد مي‌تواني پيش ما بيائي (نبايد به گريه‌ها و فريادهاي او توجه کنيم و بايد در برابر او قدري ايستادگي کنيم)
کودک در اين دوره بايد حد و حدود خويش را بشناسد ، يعني اگر حالا نتوانيم او را کنترل کنيم بعدها در جامعه قانون شکني مي‌کند و در صورت مواجهه با قانون به صورت فردي بزهکار مطرح مي‌شود .
پرسش 37 ـ فرزند 3 ساله‌اي دارم که هر شب اظهار تشنگي مي‌کند و مقدار زيادي آب مي‌نوشد و جايش را خيس مي‌کند (حالت شب ادراري دارد) و مي‌گويد فلان بچه آمد و اين کار را کرد يا اينکه عذرخواهي مي‌کند ، چه کنم‌؟
1- آب نوشيدن افراطي ممکن است جنبه بدني داشته باشد مثلاً شايد وضع کليه‌هاي کودک چنان باشد که بايد زياد آب بنوشد (به پزشک متخصص مراجعه کنيد تا بدانيد اين حالت ريشه جسمي دارد يا روحي ) در ضمن بکوشيد از غروب به کودک غذاهايي ندهيد که نياز به جذب آب فراوان دارد .
2- ساعاتي را که کودک نياز به دستشويي رفتن دارد و اگر نرود جايش را خيس مي‌کند مشخص نماييد . در آن ساعات ، به وسيله ساعتي که زنگ آن براي کودک جالب باشد او را بيدار کنيد تا به دستشويي برود .حتي مي‌توان به کودک گفت : ساعتت را کوک کن و وقتي زنگ زد و صدايت کرد بيدار شو و به دستشويي برو و اگر خواستي مي‌تواني مرا هم بيدار کني ولي خودت بروي بهتر است .
3- وقتي کودک اظهار مي‌کند که بچه ديگري اين کار را کرد قبول کنيد . شب ادراري‌ها داراي جنبه رواني است و بايد شما متوجه اين مساله باشيد . کودک از شدت ناراحتي به اين کانال پناه مي‌برد . بکوشيد و قبل از خواب کودک را به دستشويي ببريد . منشاء ديگر شب ادراري ، کوچک بودن مثانه است که قدرت نگهداري ندارد .
4- براي تنبيه کودک هرگز او را شرمنده نکنيد . مادر آگاه کسي است که در صورت وقوع حالت شب اداري ،‌حتي قبل از فهميدن پدر و بچه‌هاي ديگر که باعث مسخره کردن او مي‌شود رختخواب کودک را با کمک خودش جمع کند .
5- يک نمونه پتوهاي الکتريکي است که به محض رسيدن اولين قطره ادرار به آن زنگ مي‌زند و کودک را بيدار مي‌کند و توصيه مي‌کنيم قرصهاي ضد شب ادراري را از پزشک متخصص براي درمان شب ادراري درخواست کنيد .
پرسش 38 ـ دختربچه 6 ساله‌اي دارم که به ديدن تلويزيون علاقه ندارد و به بازيهاي پرتحرک هم علاقه ندارد . چگونه مي‌توان او را فعال و بازيگوش کرد ؟ و چگونه رفتار کنيم تا گوشه گير و بدون تحرک نباشد ؟
علاقه نداشتن اين دختربچه به بازيهاي پرتحرک چندان غيرطبيعي نيست ، چون اين نوع بازيها مورد علاقه پسران است . براي فعال ساختن کودک بايد به او مسئوليت داد . مثلاً براي اين سن از او بخواهيد سفره صبحانه را بچيند و برخي کارهاي ديگر منزل را انجام دهد و پس از انجام دادن اين اعمال او را تشويق کنيد .
اعطاي مسئوليت به کودک ، او را جزء افراد فعال خانواده مي‌کند . ضمناً بردن اين دختربچه به مراکز ورزش و تفريح و پارکها که محيط‌هاي اجتماعي هستند و کودکان ديگر هم حضور دارند مي‌تواند از گوشه گير بودن او بکاهد . وقتي اين دختر بچه به سن دبستان رسيد مي‌توان با مربيان و معلمان او صحبت کرد .
در ضمن سعي کنيد با خانواده‌هاي همگن با خانواده خودتان ، که دختري همسن دختر شما دارند رفت و آمد نمائيد .
توجه و بي‌توجهي زياد به کودک ،‌هر دو او را گوشه گير مي‌کند ، توجه معتدل راه حل اين مساله است .
پرسش 39 ـ پسر 7 ساله و دختر 2 ساله‌اي دارم . پسرم پيش از به دنيا آمدن خواهرش تمام کارهاي شخصي خودش را انجام مي‌داد ولي پس از آن حاضر به انجام اين امور نيست ، چه کنم ؟
– تا زماني که شما کارهاي پسرتان را انجام مي‌دهيد هرگز عادت صحيح انجام امور شخصي در او شکل نخواهد گرفت . چند روز کارهاي او را انجام ندهيد و بگذاريد ريخت و پاش کند و نسبت به وضع او بي‌توجه باشيد و سپس با او صحبت کنيد که مگر قبلاً که تو کارهايت را انجام مي‌دادي من تو را دوست نداشتم ؟
تازه من مي‌خواهم مسئوليت برخي کارهاي خواهر کوچکترت را هم به تو واگذار کنم . چون تو بيشتر مي‌فهمي و پسر بزرگ من هستي و من از تو مي‌خواهم خواهرت را سرگرم کني (بلافاصله پس از انجام هر کار شخصي يا مسئوليت بايد او را تشويق نماييد ) سعي کنيد در حضور دوستان يا مهمانان از اين عمل او تعريف کنيد و بگوئيد که پسرم در بزرگ کردن خواهرش به من کمک مي‌کند ،‌با اين عمل تعارض ميان دو کودک از بين مي‌رود پسرتان احساس مسئوليت مي‌کند .
روي هم رفته خانواده‌هايي که فرزند اول دارند و بچه دوم هم به دنيا مي‌آيد ، نبايد در حضور اولي نسبت به نوزاد ابراز احساسات کنند ، چون اين امر سبب برانگيختن حس رقابت و حسادت در بچه اول مي‌شود و نسبت به او بغض و کينه مي‌گيرد . در هر حال بايد توجه به فرزند اول بيشتر باشد . ضمناً در اثر آمدن فرزندان نبايد همسرتان را فراموش کنيد .
پرسش 40 ـ دختر 10 ساله‌اي دارم که فطرتاً بچه خوبي است وقتي در محيط خارج از منزل با همسالان خودش برخورد مي‌کند ، اگر برخورد بدي داشتند براي من تعريف مي‌کند و از من راهنمايي مي‌گيرد . البته من از يک سو به او مي‌گويد جواب بدي را نبايد با بدي داد و از طرف ديگر دلم مي‌خواهد دخترم بديها را متوجه شود چه کنم؟
– خوشبختانه دختر 10 ساله شما مسائل را درک مي‌کند و با شما مطرح مي‌کند . دراين وضعيت ما سه کار بايد انجام دهيم :
1- براي فرزندمان بديها و خوبيها را آنچنان بيان کنيم که بينش معتدل پيدا کند نه خوشبين باشد و نه بدبين ،‌تفاوت خوبي و بدي را بايد بتواند بفهمد و ملاکهاي دروني براي اين تشخيص داشته باشد .
2- به فرزندمان بياموزيم که برخي از کساني که بدي مي‌کنند به جهت ناآگاهي و بي‌اطلاعي است «دخترم سعي کن دوستت را از کار بدش آگاه کني و اثرات آنرا بگوئي »‌
3- هرگاه کسي با آگاهي به عمل بدي اقدام کند ،‌بايد فرزندمان بداند که ممکن است اين اعمال شخصيت اجتماعي او را در معرض تخريب قرار دهد و بنابراين بايد از او جدا شود . همانگونه که ما براي رفت و‌آمدهايمان و دوستان خانوادگي‌مان ملاکهايي داريم و مجاز نيستيم با هر کس رفت و آمد کنيم . فرزندمان هم بايد بداند که آزاد نيست با هر کس دوست شود و بايد با ملاکهاي خويش افراد را به محک بزند .
پرسش 41 ـ در مورد بازي کودکان با هم توضيحي دهيد ؟
– بازيهاي کودکان بايد در محيطي باشد که در معرض ديد پدر و مادر قرار گيرد گاهي کودکان به اتاقي مي‌روند و در را مي‌بندند و مي‌گويند : ما مي‌خواهيم دکتر بازي کنيم و نبايد کسي بيايد «از اينجا بايد متوجه شد که آنها مي‌خواهند چه بسا اعمال مخفيانه‌اي را انجام دهند » مثل اينکه مي‌خواهند بدن همديگر را ببينند و حتي دو کودک قبل از دبستان را هم نبايد با هم تنها گذاشت و مرتب به بهانه‌هاي مختلف بايد به کودکان سر بزنيم و آنها را کنترل کنيم و تنها نگذاريم . بهتر است کودک جايي بازي کند که از ديد مادر دور نباشد .
پرسش 42 ـ دخترم 11 ساله است . از ديدن و خواندن و کارهاي ديگر زود خسته مي‌شود . پيگير هيچ کاري نيست . ضمناً حرکات او خيلي بچه‌گانه است و دوست دارد با بچه‌هاي کوچکتر از خودش بازي کند . آيا اين حالت غيرطبيعي نيست ؟
– زود خسته شدن کودک سه علت مي‌تواند داشته باشد :
1- کم خوني ـ در اين کودکان چون خون کافي به مغز نمي‌رسد زود خسته مي‌شوند . کم خوني هميشه با وضعيت ظاهري بدن کودک ارتباط مستقيم ندارد بايد به حرکات او توجه کرد و به متخصص مراجعه کرد .
2- ناقص کار کردن غده تيروئيد و پاراتيروئيد : در اثر کم کاري اين غدد هورمون به مقدار لازم ترشح نمي‌شود و به نقاط مختلف بدن نمي‌رسد و خستگي حاصل مي‌شود .
3- احتمال دارد کودک احساس کند که نسبت به همسالان خودش ضعيف است و نمي‌تواند با آنها بازي کند ولي با بچه‌هاي کوچکتر خوب بازي مي‌کند . شما بايد دقت کنيد که آيا او اعتماد به نفس کافي دارد يا خير ؟ بهتر است کودک را کم کم علاقمند کنيم که با همسالان خويش بازي کند و از مربيان او بخواهيم موجبات دوست شدن او را با همکلاسيهايش فراهم کنند تا عادت او به بازي کردن با کوچکترها از ميان برود . ضمناً بايد سعي کنيم با تشويق‌هاي لازم ، اعتماد به نفس او را کامل کنيم .
پرسش 43 ـ چگونه مي‌توان از ايجاد احساس کهتري در کودکان پيشگيري نمود؟
1- مسئوليتهايي به کودکان بدهيد که متناسب با توانمندي‌هاي آنها باشد تا در قبال آن موفقيتهايي کسب کنند و احساس کفايت و لياقت نمايند .
2- از شکستهاي پياپي او در درس و زندگي و روابط دوستي جلوگيري نمائيم . شکستهاي پي در پي منشاء اصلي به وجود آمدن احساس کهتري است که کم کم به عقده حقارت تبديل مي‌شود .
3- کودکاني که والدينشان مرتباً به آنها سرکوفت مي‌زنند و حرفهايي مي‌زنند مثل اينکه : حيف که من اين همه براي تو خرج کردم ، تو به هيچ جايي نمي‌رسي ، تو لياقت نداري و … دچار احساس کهتري مي‌شوند . بر عکس براي تقويت حس اعتماد به نفس کودک بايد جملاتي بگوييم که ابتدا نقاط قوت او را بيان کند و سپس با اشاره جزئي به ضعف او بپردازيم بهتر است ، اينکه بگوئيم : تو لياقت و استعدادت را به من ثابت کرده‌اي ولي در اين زمينه خاص گويي به اندازه کافي تلاش نکرده‌اي ، من مي‌دانم تو اگر بيشتر سعي کني موفق مي‌شوي و …
ساموئل اسمايلز در کتاب اخلاق مي‌نويسد : «اگر يک ارباب به خدمتکار خودش که امين است در طول چند سال خدمت بگويد : تو مرتب دزدي مي‌کني اين خدمتکار مسلماً بعد از چند سال عاقبت دزد مي‌شود . » اثر تلقين در انسان بسيار قوي است . اگر فردي طبيعي و بهنجار بوده ،‌داراي استعداد فراوان هم باشد ولي ما مرتباً به او تلقين مي‌نماييد که تو لياقت نداري و .. اندک اندک به يک انسان بي‌کفايت مبدل مي‌شود .
پرسش 44 ـ رفتار ما با کودکي که همه چيز را پرت مي‌کند چگونه بايد باشد ؟
– پرت کردن اشياء جلوه‌اي از پرخاشگري کودک است .
1- تا زماني که اين کودکان عصبي نشوند و تحريک عصبي صورت نگيرد ،‌چيزي را پرتاب نمي‌کنند . بايد ديد کودک کي و کجا عصباني مي‌شود ؟ سپس بايد از رخ دادن حالتي که موجب عصبانيت کودک مي‌شود جلوگيري نمود.مثلاً کودک تا وقتي احساس مي‌کند به برادر کوچکش زياد توجه مي‌کند ، پرتاب کردنش زياد مي‌شود . بنابراين بايد اين حالت کاهش يابد مادران هوشيار با درک زمينه عصبانيت فرزند مي‌توانند جلوي آن را بگيرند .
2- بهتر است اشياء خطرناک تا حد امکان از دسترس کودکان دور باشد تا در صورت بروز عصبانيت خطري پيش نيايد .
3- اين کودکان داراي نيروي زيادي هستند … بنابراين انرژي بايد مصرف شود . مي‌توان از وسايل مثل وسايل نجاري که ويژه کودکان است استفاده کرد مثلاً از طريق کوبيدن با چکش و … اين نيرو مصرف مي‌شود .
بچه‌هايي که در دروان کودکي زياد تب مي‌کنند و تشنج دارند ، احتمالاً در سنين بالاتر خواهان پرت کردن اشياء ، سر به ديوار کوبيدن ، طلب کردن بي‌امان چيزي … هستند . بايد سعي کنيد تا به وسيله تقويت کننده‌هاي اعصاب با نظر پزشک او را آرام کنيد . مثلاً براي کودکاني که خودشان را مي‌زنند بايد از توپ‌هاي مخصوص استفاده کرد . بايد سعي کنيم انرژي کودک از طريق ورزش و بازي و دويدن در پارک و … مصرف شود تا به مجراي غير معقول نيفتد .
پرسش 45 ـ پسر من عادت بدي دارد ، هر چيزي را براي خودش مي‌خواهد و وسايل بچه‌هاي ديگر را با جيغ و فرياد مي‌گيرد آيا اين حالت طبيعي است يا نه ؟
– اين حالت طبيعي نيست . دقت کنيد به اندازه‌اي که کودک بايد سرگرم شود ، امکانات فراهم نمائيد . فاصله خريد يک اسباب بازي با اسباب بازي قبل بايد معقول باشد و گرنه کودک بد عادت مي‌شود. هنگامي که کودک جيغ مي‌کشد و اسباب بازي بچه‌هاي ديگر را مي‌خواهد او را سرزنش نکنيد ، فقط بگوئيد اين مال کس ديگري است و سپس او را به حال خودش بگذاريد و اعتنايي به فريادها و گريه‌هايش نکنيد .
اگر با خانواده‌هايي که از نظر سطح اقتصادي خيلي بالاتر از شما هستند و امکانات فرزندشان خيلي بيشتر است زياد رفت و آمد کنيد کم کم تعادل زندگي شما بر هم خواهد خورد چون توقع فرزندان شما بالا مي‌رود .
پرسش 46 ـ چگونه روابط دوستي نوجوان را کنترل کنيم ؟ آيا لازم است با خانواده‌هاي دوستان نوجوان آشنا باشيم ؟
– بله اين اشنايي حتماً لازم است حتي اگر با دعوت کردن دوست فرزندتان بتوانيد با ويژگي‌هاي اخلاقي او آشنا شويد ، خوبست . اين آشنايي ثمرات فراوان دارد و بدين وسيله مي‌توانيم آينده فکري و فرهنگي نوجوانمان را تعيين و پيش بيني نماييد . تاثير دوست به قدري زياد است که يکي از حکما مي‌گويد : «شما به من بگوئيد دوستانتان کيستند تا من بگويم شما کيستيد . »
پرسش 47 ـ دختر 12 ساله من اصلاً‌ انتقاد پذير نيست و فوري عصباني مي‌شود و قبول نمي‌کند که اشتباه کرده است چه کنم ؟
– دليل اين مساله مي‌تواند اين باشد که شما قبلاً بي‌رويه و بيش از حد از او تعريف کرده‌ايد و او ارزيابي صحيحي از رفتار خودش ندارد . بهتر است شما انتقاد از فرزندتان را به کسي واگذار کنيد که فرزندتان به او احترام مي‌گذارد و از او حساب مي‌برد و گفته او را مي‌پذيرد . اين فرد مي‌تواند معلم ، مدير ،‌مربي يا افراد ديگري باشد .
پرسش 48 ـ دختر 17 ساله من امسال مردود شده است . رفتار من بايد چگونه باشد ؟
1- اگر نوجوان شما نسبت به دبيرستان قبلي‌اش حساسيت دارد ،‌سعي کنيد دبيرستانش را عوض کنيد چون نشستن در کلاس و ديدن همان معلمان و ملاقات با همکلاسي‌هاي قبلي‌اش که به کلاس بالاتر رفته‌اند برايش رنج آور است .
2- تا مي‌توانيد سعي کنيد ديگران از اين مساله آگاه نشوند .
3- سعي کنيد علت مردود شدن او را پيدا کنيد . به دنبال اين علت بايد در خانه يا مدرسه يا عملکرد نوجوان گشت و پس از يافتن علت ،‌سعي کنيد آن را از ميان برداريد . تقويت روحي و درسي هم خيلي مهم است . گفتن جملاتي مثل : من به تو اعتماد دارم مي‌دانم بعد از اين بيشتر تلاش خواهي کرد و …
4- خريدن کتابهايي هم که سرگذشت افرادي است که از شکست به پيروزي رسيده‌اند حائز اهميت است . کتاب آئين زندگي (ديل کارنگي) هم مفيد است . اين کتاب در اواخرش 30 داستان واقعي دارد که در آن افراد از حضيض شکست به اوج موفقيت رسيده‌اند .
پرسش 49 ـ يک مهد کودک آرماني چه شرايطي بايد داشته باشد ؟
در چه سني بايد کودک را به مهد کودک فرستاد ؟
بايد کودکان را حتي المقدور تا ظهر نگه دارند . چون از ظهر به بعد مهد کودک براي بچه‌ها اصلاً مطلوب نيست زيرا هم مربي خسته است و هم کودک .
1- اگر فرزندتان روزي گريه مي‌کند و ميل رفتن به مهد کودک را ندارد ، تا حد امکان او را مجبور به رفتن نکنيد . چون ممکن است براي فرار از اين حالت ، تمارض نمايد .
2- مربيان حتي الامکان بايد دوره‌ديده باشند تا بتوانند ثمربخش باشند .
3- مسئول مهد کودک و مربيان آن بايد برخورد باز داشته باشند يعني مثلاً اجازه بدهند پدر و مادر گاهي کلاسها و وسايل بازي و فضا را ببينند تا اعتمادشان جلب شود و اگر انتقادي هست بايد بپذيرند .
کودک بايد دوران پرستاري را در کنار مادرش سپري کند ولي از پايان سه سال مي‌توان بچه را به مهد کودک مناسب فرستاد . البته اگر ناچار نيستيد ، هيچ زماني فرزندتان را به مهد کودک نسپاريد چون آنجا هرگز خانه امن و آسايش و کانون محبت براي کودک به ميزان خانه خودش نمي‌شود .
پرسش 50 ـ فرزند 5/4 ساله‌اي دارم ، چه کنم که ورود فرزند جديد براي او و خودم ايجاد مشکل نکند ؟
– در کتاب مراحل رشد در اين زمينه بحث شده است . کتاب روانشناسي کودک ، ترجمه دکتر آوارگان ، ناشر انديشه ، از تولد تا 13 سالگي را بحث کرده و نحوه توجيه فرزند بزرگتر را نسبت به فرزند کوچکتر بيان نموده است .
1- براي اينکه فرزند جديد بهتر پذيرفته شود ، مادر نبايد پيش از زايمان خيلي بيماري خودش را به کودک نشان دهد و آه و ناله کند . چون کودک پيش خودش فکر مي‌کند اين موجود چندان خوب نيست چون هنوز قبل از آمدن ، مادر را اذيت مي‌کند و مادر نمي‌تواند به او برسد .
2- وقتي مادر براي زايمان به بيمارستان مي‌رود ، پدر سعي کند هم زبان کودک باشد و با تمام وجود رضاي او را جلب نمايد تا تجربه تلخي نداشته باشد .
3- پس از ورود نوزاد به منزل نبايد تمام ساعات مادر به او اختصاص يابد ، همچنان نبايد مادر در حضور کودک‌، مرتب از نوزاد تعريف کند و بايد مادر سعي کند در اين مدت ارتباط عاطفي خوبي با کودک برقرار کند . اگر ضروري است که رسيدگي‌هايي به نوازد بشود حتي الامکان در حضور کودک نباشد .
4- همزمان با آوردن نوزاد مي‌توان هديه‌اي براي فرزند بزرگتر تهيه کرد تا آمدن نوزاد خالي از هر لطف براي کودک نباشد .
5- پدر وقتي وارد منزل مي‌شود بهتر است به سراغ فرزند بزرگتر برود ، از او احوالپرسي کند و حال نوزاد را هم از او بپرسد و سپس از کودک بخواهد به اتفاق يکديگر بروند و نوزاد را ببينند .
پرسش 51 ـ من تاکنون با فرزندم نزد پدر و مادرم زندگي مي‌کردم ولي او بسيار به پدربزرگ و مادربزرگش وابسته شده ، براي قطع اين وابستگي چه بايد بکنم ؟
– شما بايد به فرزندتان اين فرصت را بدهيد که اندک اندک اين وابستگي را کم کند زيرا اين امر يکباره امکان پذير نيست . سعي کنيد نخست در هفته چند بار آنها را ببيند و به تدريج اين ميزان کم شود تا به يکبار در هفته برسد . در اين ميان شما بايد سعي کنيد اعتماد فرزندتان را جلب نمائيد زيرا اگر با او تند برخورد نماييد نه تنها قطع وابستگي نمي‌شود بلکه هم وابستگي او به پدربزرگ و مادربزرگ بيشتر مي‌شود و هم از شما سلب اعتماد مي‌کند .
پرسش 52 ـ اگر پدر مسائل دوران بلوغ را براي فرزند پسرش مطرح نکرد ، مادر چگونه مي‌تواند اين مسائل را تفهيم نمايد که مشکل پيش نيايد ؟
– اگر پدري اين کار را انجام نداد بهتر آن است که يکي از بستگان مرد مثل پدربزرگ ، دائي ، عمو يا حتي مربي اين مهم را برعهده بگيرند و اگر امکان اين مساله موجود نبود ، مادر مي‌تواند نکات لازم را به صورت نامه‌اي راهگشا و دوستانه براي پسرش بنويسد .
پرسش 53 ـ آيا اجتماعي شدن کودک منوط به رفتن به مهد کودک است ؟
– برخي بچه‌ها علاوه بر اينکه در مهد کودک اجتماعي نشده‌اند بلکه تمام عادات ناپسند بچه‌هاي ديگر را هم کسب کرده‌اند و عادات صحيح خودشان را هم از دست داده‌اند . اگر کودک ما اجتماعي نيست بهتر است به آمادگي برود چون ضايعات مهد کودک را ندارد و در دوران نقش پذيري زير نظارت والدين مي‌ماند .
پرسش 54 ـ در مورد کنتزل کودک در دوره کودکستاني توضيح دهيد .
– در 4 سالگي که کودک به دوره کودکستاني وارد مي‌شود بايد مراقبت از کودک ادامه داشته باشد . ولي کنترل کودک نبايد با نگاه کردن به طوري باشد که او متوجه شود يا اينکه چنين تصور کند که شما چون او را خيلي دوست داريد و مي‌ترسيد خطري پيش بيايد نگاه مي‌کنيد در اين صورت با استفاده از حسابگري خويش ، سوء استفاده خواهد کرد .
پرسش 55 ـ آموزش دختربچه براي مراقبت خودش از جنس مخالف چگونه بايد باشد که ايجاد ترس و بدبيني و خجالت نکند ؟
– متاسفانه ما هفته گذشته موردي داشتيم که دختر 13 ساله‌اي در طي دو ، سه سال مورد تجاوز برادرش واقع شده و سلامت خودش را از دست داده بود . اين امر نتيجه بي‌مبالاتي مادر در درجه اول و ديگران در مراحل بعدي است . مراقبت از دختر ، پسر و حتي نسبت به برادر و خواهر بايد بسيار دقيق باشد . اينکه اسلام توصيه مي‌کند بستر خواب دختربچه و پسربچه بايد جدا از هم باشد به اين دليل است . وقتي معصوم (ع) مي‌فرمايد مرد غريبه نبايد دختر بچه 6 ساله را بغل کند و ببوسد به دليل مشکلات بعدي است و يا اينکه وقتي مادر عضو جنسي دختر 6 ساله‌اش را لمس مي‌کند و بدنش را به بدن او بچسباند در حکم زناست ،‌به دليل همين روابط است . از حدود سن 6 سالگي که کودک وارد دبستان مي‌شود و نبايد به هر کس اطمينان کند ، اين آموزش بايد شروع شود البته به وجود آمدن اندکي بدبيني احتمالي بهتر از به خطر افتادن حيثيت و سلامت کودک مي‌باشد .
پرسش 56 ـ نحوه گفتن مطالب چگونه باشد ؟
– اين که ما به دخترمان بگوئيم تو بايد با دخترها بازي کني چيز مضر و بدي نيست و مفيد است و اينکه نبايد با برادرت بخوابي و … وقتي مهمان به خانه مي‌آيد و پسر و دختر مخلوط بازي نمي‌کنند، اگر پدر و مادر به بهانه‌هاي مختلف مرتباً‌ به آنها سر بزنند بهتر است تا اينکه بعد از وقوع يک حادثه با آن مواجه شوند . اگر کودکان در را ببندند و بگويند که کسي نيايد ما مي‌خواهيم دکتر بازي کنيم ، بايد سرگرمي جالب‌تري در محلي که در معرض ديدمان باشد برايشان فراهم کنيم .
پرسش 57 ـ پسر من نسبت به درس و امتحان بسيار خونسرد است ، با او چگونه برخورد کنم ؟
– درس خواندن و علاقه داشتن به درس تا حد زيادي بستگي به محيط مدرسه دارد . اگر مدرسه فعال باشد و آنان از روشهاي فعال تدريس استفاده کنند ، کودک هم با نشاط و با علاقه درس مي‌خواند . قسمت ديگري از علت اين مساله بر مي‌گردد به محيط خانواده . مي‌توانيم ازدوستان فعال و زرنگ فرزندمان دعوت کنيم که به منزل ما بيايند و با هم درس بخوانند . برخي خانواده‌ها از دبيران و معلمان خصوصي دعوت مي‌کنند تا براي تدريس به منزل ايشان بيايند . البته اگر نسبت به اين دبير يا معلم شناخت کامل باشد خوبست ولي برخي از افراد آلوده در لباس معلم خصوصي و دبير تقويتي ، مشکل آفرين هستند . از اين رو بايد کاملاً دقت داشت . البته اگر مي‌توانيم او را به کلاس دسته جمعي بفرستيم . مثل موسسه‌هاي آموزشي مطمئن . بهتر است و اگر معلم خصوصي دارد حتماً خودمان هم باشيم .
پرسش 58 ـ با معلمي که نسبت به فرزندمان کم لطفي داشته و به بعضي از بچه‌ها فقط توجه مي‌کند چه کنيم؟
– 2 راه حل هست : 1- به معلمي که رعايت انصاف و عدالت را نمي‌کند ، تذکر دهيم و اگر ظرفيت تذکر دادن ندارد به مدير يا معاون اطلاع دهيم . 2- چون اين مساله بعدها در جامعه هم هست با فرزندتان صحبت کنيد که به جاي مشغول کردن ذهن با آن مساله ، در اين درس تلاش بيشتري نمايد تا بتواند توجه معلم را جلب کند . از شايستگي‌هاي او تقدير کنيم و بگوئيم که هر کس فقط با تلاش و لياقت موفق مي‌شود .
پرسش 59 ـ در مورد کودکان حساس قدري توضيح دهيد ؟
– البته برخي از کودکان خيلي حساس هستند و اين به دليل حساسيت بيش از حد پدر و مادر است. والديني که خيلي رئوف هستند در مقابل اين مسائل خيلي حساسيت نشان مي‌دهند . به نظر مي‌رسد کودکان را از اين صحنه دور نگه داشتن و مشغوليت ديگري برايشان فراهم کردن و حتي المقدور خانواده مذکور را که اين واقعه در آن اتفاق مي‌افتد از جريان مطلع نمودن مفيد است . تا اينکه آنها هم وضعيت خودشان را با شرايط تطبيق دهند . اما نکته ديگر اينکه کودکان که خيلي ترد و حساس و شکننده بار مي‌آيند توصيه مي‌کنم در منزل به آنان مسئوليت دهيد . بخصوص کارهايي که انجام آن حوصله مي‌خواهد و دقت و زحمت . اين کارها کودکان را صبور بار مي‌آورد . در ضمن ورزشهاي خاص مي‌توان اين کودکان را از حالت شکنندگي و آسيب پذيري به يک حالت مقاوم‌تر و دفاع رواني بالا برساند .
پرسش 60 ـ کساني که با وسواس‌هاي فکري و عملي روبرو هستند چگونه مي‌توانند با اين حالت مقابله کنند ؟
– وسواس به صورتهاي فکري و عملي است . وسواس فکري مثل اينکه انسان به مرگ عزيزانش زياد فکر کند يا اينکه تصور کند حادثه بدي برايش رخ خواهد داد . وسواس عملي اينکه انسان چندين بار يک عمل را در اثر اجبار دروني تکرار مي‌کند . يا فرد وسواسي خاصي بوده که وقتي کنار ريل خط آهن مي‌ايستاد دستهايش را محکم به هم قفل مي‌کرد که کسي را به زير چرخهاي قطار هل ندهد .
چه مي‌شود کرد ؟
1- براي غلبه بر وسواس يک مقدار کمک اطرافيان ضروري است . يعني اطرافيان نبايد با اعمالشان اين وسواس را تشديد نمايند . مثلاً فردي نسبت به وسايل خودش حساسيت دارد که کسي به آنها دست نزند . ما نبايد به دليل اين حالت سر به سر او بگذاريم زيرا که اين حالت در او تشديد مي‌شود .
2- مسخره کردن اينان در حضور ديگران يا خودشان . اين افراد در اثر مسخره شدن به خودشان نامطمئن‌تر مي‌شوند و اين امر سبب مي‌شود که دست به وسواس بيشتري بزنند .
3- اعتقاد و ايمان به خدا که اگر در انسان تقويت شود راهي براي مقابله با وسواس است . البته بايد توجه داشت که درمان وسواس در 2 يا 3 سال اول خيلي راحت تر است تا پس از آن . نوعي دارو درماني هم داريم که اگر وسواس شديد باشد و زندگي را مختل کند به متخصص اعصاب مراجعه مي‌کنند و داروها اثربخش است و در کنار مصرف دارو شخص بايد تصميم بگيرد که هر کاري را يک بار با دقت انجام دهد که بعداً نگران نباشد .
انسان وسواسي بايد با خودش تصميم بگيرد که هر کاري را که تکرار مي‌کند يک بار کمتر انجام دهد .
پرسش 61 ـ در صورتي که نوجوان به دليل شکست درسي نااميد شد چگونه مي‌توان او را اميدوار نمود؟
– روزنامه‌اي نوشته بود يک پيرمرد 92 ساله ژاپني پس از سالها درس خواندن در دانشگاه توانست فارغ التحصيل شود . نمونه‌هايي مثل اين مرد مصمم الگوهاي عملي هستند که مي‌توان به نوجوان عرضه کرد . براي نوجوانان بايد نمونه‌هاي پيروزي عمل عرضه کرد . يک برنامه درسي موفق ،‌سازمان يافته برايش خيلي خوب است . يعني از يک طرف سخنان ما براي يک نوجوان که شکست درسي داشته موثر است از طرف ديگر يک برنامه درسي منظم و موفق . چرا نوجوان شکست خورد ؟‌چون برنامه منظمي براي درس خواندن نداشته است . برخي از نوجوانان خودبخود درس نمي‌خوانند ولي اگر بتوانيم در کلاس يا آموزشگاه اسم آنها را بنويسيم بهتر است .
در کتاب دنياي نوجوان تاليف اينجانب مسائل نوجوانان و راههاي برخورد با آنان ثبت شده است .
پرسش 62 ـ لطفاً در مورد شناساندن خداوند متعال به کودکان در مراحل مختلف رشد رهنمودهايي بفرمائيد ؟‌
– اين سوال بسيار مفصل است ما تا زمان دبستان رفتن به آن مي‌پردازيم . از طريق ايجاد انس ميان کودک و نمودهاي مذهبي ، اگر اين ارتباط را بتوانيم ايجاد کنيم خيلي بهتر است . مثلاً کودک زير 7 سالمان را به مسجد ببريم و در عين حال سعي کنيم تا چيزي برايش تهيه کنيم . مثل شکلات يا کتاب داستان و در عين حال بايد به کشش کودک هم توجه کنيم که اگر حوصله‌اش سر رفت فوري به منزل برگرديم که آرامش او حفظ شود . يعني انس ميان آن جلسه‌ها و نمودهاي مذهبي را با کودک حفظ کنيم . وقتي کودک در کنار نماز خواندن شما جانماز مي‌آورد و به اصطلاح خودش نماز مي‌خواند او را تشويق کنيد و دستي بر سر و رويش بکشيد . اما در سالها بعد مي‌توان با صحبت کردن و منطق و دليل او را به خداپرستي هدايت نمود . در 7 سال دوم بهتر است از آثار خداوند و مخلوقات او بحث شود .
کتابي که من در اين زمينه معرفي مي‌کنم «پرورش اخلاقي و مذهبي کودک » مي‌باشد در اين کتاب در مورد اين موضوع که در هر مرحله چگونه از خدا با بچه حرف بزنيم راهنمايي شده است.
پرسش 63 ـ پسر من از 15 سالگي که به بلوغ رسيده نسبت به ظاهر خود خيلي حساس شده به سروزلفش خيلي مي‌رسد . لباس پوشيدنش مدتها وقت مي‌برد و حساس است . براي اينکه اين حالت در او نماند و من بتوانم او را متوجه کنم‌، چه برخوردي بايد داشته باشم ؟‌
– سن نوجواني سني است که نوجوان به خودش توجه مي‌کنند و ساعتهاي پاي آئينه مي‌ايستند . يک مقدار از اين حالت مربوط به سن نوجوان است ولي اگر بيش از حد شد غيرطبيعي است . بايد نوجوان را مقداري به زيبايي‌ها و جلوه‌هاي درون توجه دهيم و با او صحبت کنيم که زيبايي فقط زيبايي چهره و صورت و ظاهر نيست توجه دادن نوجوان به انديشه و باطن زيبا ، در او تعادل ايجاد مي‌کند . البته مادري مي‌تواند اين عمل را انجام دهد که خودش در حفظ ظاهر از نوجوان سبقت نگيرد . معمولاً پدر و مادري که تعادل دارند فرزندشان در اين زمينه متعادل مي‌شود . البته مدرسه خوب هم بسيار مهم است . اگر مربيان و معلمان بتوانند نگرش اخلاقي در نوجوان ايجاد کنند در رسيدن نوجوان به تعادل تاثير فراوان دارند .
پرسش 64 ـ کودکي دارم که از 8 يا 9 ماهگي تا حال که 4 سال دارد وقتي از چيزي ناراحت مي‌شد ، مثل اينکه وقتي فکر مي‌کرد ميان او و کودکان ديگر فرق قائل شده‌اند ناخن خودش را مي‌جويد و بدن خود را دستکاري مي‌کرد . حتي اگر پيراهن هم پوشيده باشد آنرا بالا مي‌زند و اگر روي نافش چسب زده باشيم آن را مي‌کند و با نافش بازي مي‌کند چه کنم؟
– در مورد اين کودک 4 ساله ، لازم است فوراً‌ توجه کودک را به چيزي ديگر جلب کنيم که مورد علاقه است . و حتماً دستهاي اين بچه بايد حتي الامکان مشغول باشد . بچه 4 ساله نوعي از بازيها را که جورکردني است انجام مي‌دهد . مثل پازل ، رنگ کردن و … که مي‌تواند دست و چشم و فکر کودک را مشغول کند . نکته دوم اينکه کودک را با خوراکيهاي شيرين که خوردن آن نسبتاً وقت زيادي هم مي‌گيرد مشغول نماييد ،‌شکلاتهاي سالم و …
بلافاصله هنگام اين عمل بايد مادر به او پيشنهاد بازي بدهد که کودک تغيير وضعيت دهد و بازي با ناف را فراموش کند .
پرسش 65 ـ مراحلي که شما گفتيد در مورد دوقلوها چگونه است . لطفاً کتابي در اين زمينه معرفي کنيد ؟‌
– مراحل تربيت در مورد دوقلوها ، تفاوت خاصي با فرزندان ديگر خانواده ندارد ،‌ولي از جهت همزماني نيازها و احتياجات بدني و رواني وظيفه پدر و مادر حساسيت و ظرافت خاصي بايد داشته باشد تا حسادت آنها برانگيخته نشود کتاب خوبي در اين مورد داريم به نام «چگونه دوقلوها را پرورش دهيم » از آقاي دکتر علي پريور که کتاب بسيار مفيدي است و از انتشارات آسيا مي‌باشد .
پرسش 66 ـ چگونه مي‌توان از روابط نامناسب ميان دو برابر با فاصله سني کم ، چه هنگام کودکي و چه هنگام بلوغ جلوگيري کرد ؟
– اگر متوجه شديد دو برادر رابطه نامناسب دارند ،‌هرگز نبايد آنان را تنها بگذاريد . اگر حتي خودتان هم در منزل حضور داريد و در اتاق را بسته‌اند و سروصدايي ندارند گاهگاهي به بهانه‌هاي مختلف سربزنيد که حضور شما را احساس کنند .
مقداري هم بايد احساس کنيم که برادر بزرگتر مي‌تواند برادر کوچکتر را اغفال کرده باشد تهديد کردن و ترسانيدن بچه‌ها ،‌گاهي ضرورت پيدا مي‌کند . بايد جدي برخورد کنيم جاي خواب بچه‌ها حتي الامکان در مکان جداگانه باشد .
کودکان را به ورزش و کاري وادار کنيد ،‌زيرا اگر کودک به کاري مشغول نباشد ناچار با خودش يا برادر يا هر کس ديگر مشغول مي‌شود .
بعد از 5 سالگي تهديد براي کودکان معني پيدا مي‌کند . در مورد دو برادر بايد سعي کنيم طوري نباشد که حتي با حضور ما کودکان احساس کنند که تنها هستند و هيچ سرگرمي ندارند جز اينکه با هم مشغول شوند . ساعتهاي متوالي بودن کودکان با هم اين فرصت را برايشان ايجاد مي‌کند .
اثر مخرب فيلمهاي ويدئويي کودکان را به اين اعمال وا مي‌دارد . با نهايت تاسف از وقتي ويدئو به صورت عمومي درآمده ،‌مسائل جنسي و اخلاقي کودکان حالت نابساماني به خود گرفته است . درحاليکه پدرو مادر فکر مي‌کنند فلان نوار را کودکان نمي‌ببينند ولي آنها موفق مي‌شوند به صورت پنهاني اين نوارها را ببينند و مسائل برايشان باز شده است و حالا والدين جلودار آنها نيستند.
پرسش 67 ـ خصوصيات نوجواني را به صورت فهرست برشماريد ؟
– به طور اجمالي مي‌توان اين خصوصيات را به صورت زير بيان نمود :
1- نوجويي 2- استقلال طلبي 3- مقاومت در برابر تحکم و برخورد آمرانه 4- علاقه به ارزشهاي اخلاقي 5- گرايش به همسالان 6- کاهش نفوذ والدين و مراجع قدرت 7- نگراني نسبت به آينده و ايفاي نقش 8- هويت جويي 9- گرايش به الگوهاي برتر (قهرمان دوستي) 10- خيالپردازي
پرسش 68 ـ با پسر 7 ساله‌اي که 2 بار تا حالا مشاهده شده دکتر بازي مي‌کند و دوست دارد نقاط مخفي بدن را معاينه کند چه رفتاري بايد کرد ؟ لطفاً‌ راهنمايي بفرمائيد ؟‌
– بايد به کودکان آموخت که دکترها در رشته‌هاي گوناگون مشغول کار هستند مثلاً‌ مي‌توان براي بچه‌هايي که دکتر بازي مي‌کنند وسايل لازم بازي معاينه گوش را فراهم کرد تا گوش يکديگر را معاينه کنند . يا نبض را اندازه بگيرند و يا آنها را به بازيهاي ديگري هدايت کنيم بازي‌هاي جالبي هست که به نام پازل که حدود 40 تکه مي‌شود و کودک بايد آن را درست کند . با کودک قرار مي‌گذاريم اگر مثلاً ظرف نيم ساعت درست کرد به او جايزه مي‌دهيم . به هر حال و به هر وسيله بايد فکر و دست و چشم کودکان سرگرم شود و يا نمونه‌هاي هواپيمايي که به صورت بزرگ هست و کودک آن را با چسب و قيچي درست مي‌کند . البته به اين مساله هم بايد اشاره کنم که توليد اسباب بازي يک کار حساس است و در بسياري کشورها به لحاظ تربيتي روي آن کار مي‌کنند و به نتايج جالبي هم رسيده‌اند ولي متاسفانه در جامعه ما اين حرفه بيشتر حالت تجاري دارد نه تربيتي .
پرسش 69 ـ پسر من مدتي است علائم ظاهري بلوغ را نشان مي‌دهد و علامت اصلي را شکت دارم که دارد يا نه چه کنم ؟
– البته به تاخير افتادن علائم اصلي بلوغ مي‌تواند به دليل بلوغ ديررس باشد و برخي از فرزندان بلوغ ديررس دارند ولي هيچ نقصي ندارند اگر با پزشک متخصص صحبت کنيد بهتر است ولي در مورد پسران بايد دانست که آنها تا 18 سالگي وقت دارند علائم بلوغ را مشاهده کنند .
پرسش 70 ـ اگر ما جواني را در حال خودارضائي مشاهده کرديم چه کنيم ؟
– در آن حال وانمود مي‌کنيم که نديديم و تغافل کنيم چون ماندن ،‌در آن حالت و برخورد مستقيم خيلي بدآموز است . بعد از چند روز ، سر صحبت را باز کنيم و در همان مسيري که قبلاً اشاره شد صحبت کنيم و در اولين فرصت نام او را در يک مرکز ورزشي سالم بنويسيم . از مربي‌ها هم بخواهيم حسابي از او کار بکشند تا وقتي شب مي‌آيد فقط فرصت شام خوردن داشته باشد و صبح هم بلافاصله پس از بيدار شدن او را از رختخواب بيرون آوريم تا فرصت انديشيدن و مشغول شدن به بدن را نداشته باشد .
پرسش نهايي ـ در همسايگي ما دوستان نابابي هستند چگونه معاشرت آنها را با فرزندمان محدود کنيم ؟
من اعتقاد دارم که در اين زمينه بايد بيشتر فرزندمان توجيه شود تا اينکه بچه‌هاي همسايه . ولي اگر ديديد فرزندتان منحرف مي‌شود با والدين دوست فرزندتان صحبت کنيد که ما مي‌خواهيم نوجوانان ما روابط خوبي داشته باشند و اين بستگي به شما دارد … اگر ،‌خانواده او با شما برخورد صحيحي کنند در حل مساله پيشرفت خواهيد کرد . در غير اينصورت سعي کنيم لحظات تنهايي او را خودمان پر کنيم تا احساس خلا روحي نکند . حتي او را با خود به تفريحات سالم و ورزشهاي مفرحي ببريم و شرايط زندگي فعال و مطلوبي را برايش فراهم کنيم .پرسش 1 ـ با توجه به مسائل اقتصادي که مردان را وا مي‌دارد بيشتر اوقات بيرون از منزل باشند زنان مجبورند هم نقش مادر و هم نقش پدر را ايفا نمايند . اين مساله چه مشکلاتي ايجاد مي‌کند و روش مقابله با اين مشکلات کدام است ؟
پاسخ ـ شرايط موجود چنين ضرورتي را ايجاد مي‌کند و بايد پذيرفت ولي مي‌توان اثرات منفي آن را کم کرد .
روشها
1- مادر بايد وضعيت پدر را براي بچه‌ها توضيح دهد . اگر کودکان توجيه شوند که پدر ناچار است بيشتر وقت خود را خارج از منزل کار کند ،‌راحت تر عدم حضور پدر را مي‌پذيرند . ولي اگر اين توجيه انجام نشود و مادر برخورد مشاجره آميز داشته باشد مساله براي کودکان سنگين و غيرقابل هضم مي‌شود يعني (بچه‌ها به اين مساله از دريچه چشم مادر نگاه مي‌کنند)
2- براي پدر دو نوع حضور مطرح است
– حضور فيزيکي به معنوي صرف بودن در منزل بدون داشتن برنامه‌اي براي ارتباط موثر با افراد خانواده
– حضور رواني به معني حضور فعال و داشتن ارتباط مفيد و موثر با افراد خانواده .
حضور فيزيکي صرف اهميت چنداني ندارد بلکه حضور رواني مهم است حتي اگر مدت آن خيلي کم باشد ، پدري که حضور رواني دارد ، به فرزندان خود اهميت مي‌دهد و در کارها مشارکت مي‌کند و در نتيجه آن کودکان احساس مسئوليت مي‌کنند . بايد حضور پدر در منزل حتي اگر کم است حضور فعال و رواني باشد .
3- برخي از مادران در غياب پدر ابتکار عمل را به دست مي‌گيرند ولي برخي ديگر اينچنين نيستند. بلکه در غياب او خودشان را نيازمند وجود او نشان مي‌دهند مثل اينکه مي‌گويند : « صبر کن وقتي شب پدرت آمد تکليف تو را معلوم مي‌کنم.» بچه با خود مي‌گويد :‌« خوب پس معلوم شد که از دست مادرم کاري ساخته نيست و من مي‌توانم تا شب هر کاري دلم مي‌خواهد بکنم » ولي اگر مادر فعالانه برخورد کند و کودک را کنترل نمايد بهتر است .
مادر بايد خود اعتماد به نفس کامل داشته باشد تا بچه‌هايش هم او را قبول داشته باشند .
4- برخي مادران ناگزير مسئوليت پدران را بر عهده مي‌گيرند ،‌ولي من توصيه مي‌کنم که وقتي پسران ما به سن نوجواني مي‌رسند پدر به هر طريق بتواند پسر را به خودش نزديک کند و ضمن ايجاد تفاهم ،‌الگوي مردانه‌اي را به او ارائه نمايد تا پسر بتواند مسئوليت آينده را تمرين کند و احساس مسئوليت داشته باشد ،‌در غير اين صورت مشکل فراوان خواهد داشت .
5- مادران مي‌توانند با مطالعه ، از نيازها و ويژگي‌هاي کودک آگاهي يابند و با شناخت عالمانه و آگاهانه مبتني بر روانشناسي نوجواني بتوانند درست برخورد نمايند . اگر هر برخورد بر اصول علمي استوار باشد ، اعتماد به نفس او بالا مي‌رود و مقبوليت مادر نزد کودکان نيز بالا مي‌رود .
پرسش 2 ـ پدراني که حضور فيزيکي دارند ،‌حضور رواني ندارند‌،‌مادران بايد چگونه برخورد کنند ؟
– اکثر برخوردهاي نادرست و غلط از بي‌اطلاعي پدر و مادر ناشي مي‌شود (آگاهي پايه عمل صحيح است) بايد به پدر آگاهي داد و او را از بي‌احساسي و بي‌مسئوليتي به بيداري و آگاهي متحول کرد و نسبت به تربيت فرزندان حساس نمود . اگر پدر ببيند که فرزندش بيمار است تمام تلاش خود را صرف مي‌کند تا سلامت او باز گردد همين پدر در اثر آگاهي نسبت به تربيت فرزندش هم حساس مي‌شود . بايد با اين پدر صحبت کرد و حتي مي‌توان او را با استفاده از کتابها و يا رسانه‌هاي گروهي و جلسات تربيتي و آموزشي توجيه نمود .
به طور کلي با بالا رفتن آگاهي پدر و مادر بسياري از مشکلات حل مي‌شود چون هدف اکثر پدر و مادرها تربيت صحيح فرزندانشان است . البته اين آگاهي دادن بايد به روش صحيح صورت گيرد و با تخريب شخصيت همراه نباشد بلکه با استفاده از جملاتي مثل به نظر شما … به پيشنهاد شما و اگر مايليد و … باعث تقويت شخصيت او شود تا همکاري افزون شود و مقاومت کاهش پيدا کند .
بعد از سخن نوبت عمل است و چون پدر نظر داده است به دنبال عمل هم مي‌رود . بنابراين فردي که قبلاً بي‌تفاوت بوده حالا با مساله درگير شده است و همکار و تلاش در اعمالش مشاهده مي‌شود.
برخورد تشويق آميز و بها دادن به همسر در هر حال باعث ايجاد ويژگي‌هاي مثبت در او مي‌شود (نبايد هرگز همسر خويش را مورد استهزاء قرار دهيم ) چون اين عمل باعث ايجاد مقاومت مي‌شود و يا اينکه او را منزوي مي‌کند و برخي اوقات باعث به وجود آمدن اختلافات فراواني در زندگي مي‌شود . اگر فردي نقاط ضعف همسرش را در ميان جمع مطرح کند و به او احترام نگذارد ديگران هم براي او و همسرش احترام قائل نخواهند شد .
پرسش 3 ـ اگر تمام اين اقدامات موثر نشد چه کنيم ؟
– البته هرگاه شما يک اقدام تربيتي انجام مي‌دهيد بايد احتمال عدم موفقيت را هم در نظر بگيريد . بايد اين عمل را ادامه دهيد و مايوس نشويد تا همسرتان احساس کند که در صورت عمل نکردن به اين خواسته ، شخصيت او ناپسند و دو رو جلوه مي‌کند . بايد پافشاري کرد ،‌نوميد نشد ، حتي وقتي تنها مي‌شويد باز هم مطرح کنيد و خواسته خودتان را ظاهر کنيد . بچه‌هاي ما آن چيزي مي‌شوند که در رفتار ما عملاً مشاهده مي‌کنند ، نه آنچه ما به آنها توصيه مي‌کنيم . تا وقتي که ما در عمل ،‌گذشت ، نظم و … نداشته باشيم هرگز نمي‌توانيم کودکان با گذشت و منظمي تربيت کنيم . يادگيري از طريق چشم بيش از نه برابر قوي‌تر از يادگيري از طريق گوش است و ثبات بصري از ثبات سمعي بيشتر است از اين رو بايد با عمل و رفتار معلم کودکان خود باشيم .
پرسش 4 ـ دلايل تب را توضيح دهيد ؟
– حدود 3 يا 4 سالگي سالهاي مهمي است چون کودک به دليل شرايط ضعف جسمي ممکن است بر اثر بيماري عفوني دچار تب شود و يا در سنين دبستاني دچار تب غده‌اي شود . اگر در اين سالها بتوانيم جلوي تبديل تب به تشنج را بگيريم در ساليان بعدي مشکل پيش نخواهد آمد . بهر حال دليل تب ، فقط سرماخوردگي نيست و عفونتهاي مختلف مي‌تواند ايجاد تب کند . البته دلايل ديگري هم دارد که در تخصص پزشکان کودک مي‌باشد .
پرسش 5 ـ بهترين زمان و بهترين روش براي جدا کردن محل خواب کودکان از پدر و مادر کي و کدام است ؟
– زماني که براي جدا کردن مکان خواب کودک از پدر و مادر پيشنهاد مي‌شود حدوداً 4 سالگي است. کودک تا پايان دو سالگي به جهت شيرخواري مجبور است با والدين و به خصوص مادر بخوابد و بهتر است تا 4 سالگي اين مساله ادامه يابد . (البته وجود کودک شيرخوار در کنار پدر و مادر بر اين معني نيست که آنها روابط محرمانه خويش را در کنار او انجام دهند) در حالي که اسلام پيشنهاد مي‌کند روابط زناشويي در اتاقي باشد که حتي طفل شيرخوار چه در حال بيداري و حتي خواب هم نباشد حتي صداي نفس پدر و مادر در اين کودک اثر سوء دارد . جدا کردن محيط خواب کودک بايد همراه با انتقال به محيط امن و داراي نور مناسب باشد و اگر کودک به خواب نمي‌رود بايد به تدريج او را ترک کنيم (ضمن انجام اعمال روزمره‌مان که کودک فکر نکند به خاطر او در اتاقش مانده‌ايم ) کودکي که محيط خواب او خيلي زود از پدر و مادر جدا شده ، حالا تمايل به خوابيدن با پدر و مادر دارد و نبايد پدر و مادر او را طرد کنند و با خشونت با او رفتار کنند بلکه بگذارند کودک با آرامش بخوابد و سپس او را به جايش منتقل کنند . به طوري که صبح خودش را در محل و تخت خويش ببيند و کم کم مساله حل مي‌شود و کودک در مي‌يابد که بايد جدا بخوابد .
قصه گفتن و به خواب بردن کودک با آرامش روش بسيار خوبي است . داستاني که ساعت نه شب راديو پخش مي‌کند خيلي خوب است چون داراي يک فضاي ملايم و آرام نيز هست . ساعت نه شب بايد ساعت رسمي براي خواب کودک باشد .
پرسش 6 ـ اگر کودکي زير 3 سال نتوانست به خواب و تغذيه مناسب و منظم عادت کند ،‌چه بايد کرد ؟
– عادت به مرور زمان شکل مي‌گيرد از اين رو تغييرات آن هم مستلزم صرف زمان و حوصله کافي است . بنابراين نبايد تعجيل و شتابزدگي داشت . اگر کودک نصف شب دو بار بيدار مي‌شود و شير مي‌خواهد يک بار شير بدهيم و يک بار اعتناء نکنيم تا به تدريج عادت کند . حتماً بايد زمان مناسبي ميان آخرين تغذيه شب و زمان خواب او رعايت شود . چون کودک با معده پر بخواب مي‌رود آثار سوء‌فراوان بخصوص در نوجواني دارد (بايد ميان شام و خواب نوجوان 2 ساعتي فاصله باشد )
پرسش 7 ـ اگر مادر در دوره جنيني وضع روحي خوبي نداشته باشد حالا بايد چه کند ؟
1- مادر نبايد احساس گناه و پشيماني شديد کند ، چون فرصت عمل را براي زمان حال و آينده از دست مي‌دهد . بنابراين مادر بايد به جبران عمل بينديشد .
2- فرصت براي جبران هست ، يعني مي‌توان در هر دوره نيازهاي کودک را شناخت و برخورد مناسب داشت و حق مطالب را به بهترين وجه ادا کرد و يک مجموعه خوب و مناسب فراهم کرد تا بتوان اثرات سوء دوران گذشته را جبران کرد . به طور کلي «در هر دوره‌اي که کوتاهي شد نبايد اظهار ناراحتي کرد بلکه بايد درصدد جبران بر آمد . »
3- در هر مرحله‌اي براي تربيت خوب ايمان به خدا و توکل به او يک عنصر مکمل است در کنار تلاش انسان .
پرسش 8 ـ مدت 4 سال همسرم در سفر خارج از مرکز بود و پسرم فقط با من و خواهرش ارتباط داشت و حالا حالات دخترانه دارد چه کنم ؟
– حالات پسرانه در دختران يا حالات دخترانه در پسران گهگاه ديده مي‌شود . البته اين حالت در پسران به دليل ارتباط محدود با پدر بيشتر ديده مي‌شود .
راه حلها
1- اين موضوع نخست بايد براي پدر توجيه شود که ارتباط با پدر براي پسر ، براي اقتباس الگوي صحيح شخصيتي ضرورت دارد (حتي ساعات محدود از روز ) حتي اگر ممکن است (درآمد کمتر باشد ولي ارتباط بيشتر شود ) در صورت نبودن پدر سعي کنيم با بستگاني که داراي پسرند بيشتر معاشرت کنيم . بنابراين پسر خردسال ما با پسر آنها ارتباط مي‌يابد در او الگوي صحيح شکل مي‌گيرد .
2- بردن پسر به اجتماعاتي که پسرها در آنجا بازي و فعاليت دارند مهم است .
3- حتماً اين کودکان دوره آمادگي را بگذرانند .
پرسش 9 ـ ارتباط و برخورد با نوجوانان پرخاشگر چگونه بايد باشد ؟
– نوجواني يک دوره سخت و نامتعادل زندگي است و براي ارتباط با نوجوان پسر پرخاشگر بايد به 3 نکته مهم توجه داشت:
1- ارتباط با او را بايد بيشتر از طريق پدر برقرار کنيد (در صورتي که پدر داراي حوصله و نگرش صحيح است ) در غير اينصورت بايد خودمان وارد عمل شويم . نوجوان پسر از پدرش پذيرش قابل قبولتري دارد به اين دليل که فکر مي‌کند مرد شده است و نمي‌تواند سخن مادرش که يک زن است قبول کند .
2- شکل گفتگو با نوجوان پسر ،‌در اين سنين نبايد حالت امر و نهي داشته باشد . بلکه بايد حالت پيشنهادي و نظرخواهي داشته باشد . مثل اينکه بگوييم «در مورد اين مساله من اينطور فکر مي‌کنم نظر شما چيست ؟ » يعني بايد جايي هم براي اظهارنظر او بگذاريم ، درغير اينصورت او مقاومت خواهد کرد .
3- در ارائه وظايف به نوجوان و خواستن مسئوليت بهتر است انگشت بر جنبه‌هاي مثبت شخصيت او بگذاريم و سپس مسئوليت بخواهيم ، حتي اگر مي‌خواهيم از او انتقاد کنيم اول بايد نکات مثبت وجودش را برشماريم و سپس انتقادمان را مطرح کنيم تا پذيرش او به حداکثر و مقاومت به حداقل برسد و اعتمادش به ما جلب شود . ارتباط پدر و مادر در دوره قبل از نوجواني با فرزندانشان عمودي است . زمان بلوغ اين ارتباط به صورت ارتباط افقي تغيير مي‌کند . يعني پدر و مادر بايد خودشان را در سطح نوجوان بياورند و مثل يک رفيق يا دوست يا مشاور عمل کنند .
وقتي نوجوان خواسته‌اي ناحق دارد بهترين روش اين است که او را به حال خودش بگذاريم و بايد يادآوري کنيم که خواسته او غيراصولي است ولي اگر خواسته‌شان چندان هم غيراصولي نباشد مي‌توانيم با او مدارا کنيم ، و اين روش بهتر است .
پرسش 10 ـ‌ وقتي دختر بزرگم بناي ناسازگاري در مقابل خواسته کوچکترها مي‌گذارد چه کنم؟
– اگر بتوانيم براي فرزند بزرگتر شرايطي ايجاد کنيم که هرگز جلوي کوچکترها خرد نشود و کتک نخورد وسرزنش نشود ، مسئوليت پذيري او بيشتر خواهد شد (البته اگر مواردي براي تنبيه رواني و سرزنش وجود دارد مي‌توان در خلوت و دور از حضور کوچکترها اين عمل را انجام داد ) اگر شما با دختر بزرگتان در تنهايي صحبت کنيد و به او شخصيت بدهيد و بگوئيد درک تو از مسائل بيشتر از بچه‌هاي کوچکتر است بهتر است . يعني مي‌توان براي او توجيه کرد که اگر حالا خواسته‌اي را براي خواهر کوچکترش برآورده مي‌نماييم ، قبلاً هم براي او (وقتي در همان سن بوده) برآورده کرده‌ايم . وقتي فرزندان بزرگتر در قبال کوچکترها مسئوليت مي‌پذيرند بايد تشويقشان نمود تا اين حالت ادامه پيدا کند . بچه‌ها دوست دارند در حضور خانواده از کارها و ويژگي‌هاي مثبت آنان تعريف و تمجيد شود . جملاتي مثل اين جمله براي برآوردن نياز آنها خوب است : «اگر دختر بزرگم نبود من خيلي اذيت مي‌شدم . »
پرسش 11 ـ‌ وقتي کودک از محبت خانواده سوء استفاده مي‌کند روش برخورد چيست ؟
1- کودک به رفتن منزل ديگران علاقه دارد . بنابراين مي‌توان با او قرار گذاشت که اگر اين کار بد را انجام دهي خانه آنها نمي‌رويم ، اين يک تنبيه روحي است و اثرات مطلوب فر اوان دارد .
2- در همان حالي که کودک از محبت خانواده سوء استفاده مي‌کند به او تذکر مي‌دهيم . مثل اينکه بگوييم : درست نبود با عمه جان اين برخورد را داشتي حالا برو عذرخواهي کن . (اين تذکر در نزد خانواده باعث مي‌شود که آنها هم حد محبت را رعايت کنند . )
پرسش 12 ـ با کودکي که اصرار دارد از دست ما غذا بخورد چه کنيم ؟
– با توجه به اين مساله که کودک از غذا خوردن با دست لذت مي‌برد و ريخت و پاش مي‌کند بايد تا حد ممکن شرايط آن را فراهم کنيم (با وجود تمام مشکلات آن ) حالا اگر کودک عادت کرده که از دست ما غذا بخورد سعي کنيم تا چندين بار غذاهايي را که خوردن آن آسان است خودش بخورد . حتي اگر اين کار را قبول نمي‌کند و سعي دارد با گريه ما را وادار به غذا دادن کند . مي‌توان در نهايت گرسنگي غذا را جلويش گذاشت و خودمان را مشغول کاري نشان دهيم و هرگز در مقابل گريه او نظرمان را عوض نکنيم . يا مي‌توان با کودک از اول شرط کرد که من غذاي مورد علاقه‌ات را درست مي‌کنم به شرط آنکه خودت بخوري .
پرسش 13 ـ اگر پدر در قيد حيات نبود ، پسر نوجوان ،‌الگوي مردانه را از کجا به دست آورد ؟
– شخصيت مادر از نظر تسلط بر مسائل زندگي از اهميت فراواني برخوردار است ولي وجود بستگان مرد مثل دايي و عمو يا پدر بزرگ که داراي ويژگي‌هاي مثبت اخلاقي باشند هم مي‌تواند مهم باشد . کتابهايي هم که زندگي نامه بزرگان را نوشته است هم تاثير فراوان دارد .
تلاش براي اينکه نوجوان در مدرسه راهنمايي و دبيرستان مطلوب و خوبي ثبت نام کند و مديران و دبيران مجرب و آگاه الگوي او باشند و موثر مي‌تواند باشد .
اگر ديديم پسر نوجوان ما به دبيري علاقه دارد مي‌توان از او خواهش کرد که ارتباط بيشتري با اين نوجوان داشته باشد تا الگوها عرضه و دريافت شود .
پرسش 14 ـ پسر چهار ساله‌اي داريم و نمي‌خواهيم بچه‌دار شويم ، او سوال مي‌کند که چرا من خواهر و برادر ندارم ،‌چه جوابي بدهيم ؟‌
– البته پيدا کردن پاسخ اين سوال مشروط است بر 1- توجه به سوال و 2- درک کودک يعني شناخت ظرفيت ادراکي کودک در هر سن و پاسخ دادن متناسب با آن . مي‌توان در جواب اين سوال به کودک گفت : «خانواده‌ها همه به يک اندازه فرزند ندارند . هر پدر و مادري از خدا مي‌خواهند که به آنها فرزندي عطا کند ، تا آنها بتوانند محبتشان را به موجودات ديگري هم نشان دهند . ما فعلاً‌موقعيتي داريم که نمي‌توانيم صاحب فرزند شويم . »
البته بهتر است خانواده را به صورت تک فرزندي نگه نداريم . چون خانواده‌هايي که يک فرزند دارند به دلايل مختلف احتمالاً دچار مشکل خواهند شد . تک فرزندها پرتوقع‌تر از بچه‌هاي ديگر بار مي‌آيند . چون نيازهايش همه برآورده شده و محدوديت برايش معني ندارد . اين کودکان از نظر تجربيات اجتماعي محدوديت دارند و نمي‌تانند روابط موفقي با ديگران داشته باشند . به فرجام اگر اين خانواده‌ها بتوانند روابط خوبي با خانواده‌هاي ديگر برقرار کنند اين محدوديت تا حدي برطرف مي‌شود . ضمناً‌ چون تک فرزندها بيشترين وقت خود را با پدر و مادر مي‌گذرانند و فرصتي براي ارتباط با کودکان ديگر ندارند ،‌توقعاتشان از والدين به جهت اختصاص دادن وقت به آنها بالاست . البته زوجين مي‌توانند با توافق هم فرزندي را پذيرفته و خانواده را از تک فرزندي بيرون آورند و به فرزند ديگري امنيت رواني بخشيده براي خانواده کانون عاطفي جديدي به وجود آورند .
پرسش 15 ـ‌کودک 5/3 ساله‌اي دارم که از قوه تخيل خود استفاده مي‌کند و داستان مي‌سازد به او گفته‌ام که داستان سازي خوب است ولي او چيزهاي دروغ و غيرواقعي را بيان مي‌کند ، چه کنم؟
– 8 نوع دروغ داريم ، يک نوع آن «دروغ تخيلي» است که کودک در آن مورد ،‌تخيلات خويش را بيان مي‌کند . برخورد مستقيم و اينکه به او بگوئيم دروغ نگو روش نامطلوبي است . بايد از روش غيرمستقيم استفاده کرد . مثل اينکه بگوئيم «آيا مطمئني که چيزهايي که مي‌گويي درست است ؟ » و … يعني اينکه از خودمان حالتي نشان دهيم که مشخص شود حرف‌هايش را قبول نکرده‌ايم (در عين حال که نمي‌گوئيم دروغ مي‌گويي ) تکرار اين روش کودک را از اتخاذ دروغ تخيلي باز مي‌دارد و به سوي بيان واقعيات سوق مي‌دهد . کودکاني که تنها هستند و همبازي ندارند بيشتر استعداد پرداختن به دروغ تخيلي را دارند .
پرسش 16 ـ چگونه بايد به کودک ياد داد که در برابر کودکان مهاجم برخورد درستي داشته باشيم؟
– بهتر است به او بگوئيم که اگر تو را زدند از خودت دفاع کن نه اينکه بگوئيم تو هم بزن . عبارت (دفاع) کودکان را هشيار مي‌کند که نه ظالم باشند و نه مظلوم و اين معني بايد عيناً به کودک تفهيم شود .
پرسش 17 ـ‌کودکم در کلاس آمادگي که سال گذشته به آنجا مي‌رفت علاقه چنداني به درس نداشت و حالا هم که به کلاس اول رفته چنين است ، چه کنم ؟
1- مساله بي‌علاقگي به کلاس اول ،‌يک مقداري وابسته به شرايط محيط آمادگي است . چون کودک دوران آمادگي سختي را گذرانيده ، تصور مي‌کند که مدرسه هم مثل آمادگي است بنابراين بي‌علاقه مي‌شود . بايد براي او توضيح داد که مدرسه غير از آمادگي است .
2- برداشتهاي منفي و نامطلوب کودکان ارشد خانواده از مدرسه به کودکان کوچکتر منتقل مي‌شود و بايد جلوي انتقال منفي را گرفت . راه حل‌ها : 1- محيط مدرسه را با آگاهي انتخاب کنيد . 2- قبل از مدرسه رفتن با کودکتان صحبت کنيد و تصوير زيبايي از مدرسه ترسيم کنيد .
3- اگر در جوار ما کودک کلاس اول هست که دوست کودک ماست ،‌چنانکه دست يکديگر را بگيرند و با هم به مدرسه بروند خيلي بهتر است . بايد فرصت تطبيق و سازگاري به کودک بدهيم و در هر موفقيت براي سازش او را تشويق کنيم .
پرسش 18 ـ‌ به کودک 5 ساله چگونه بگوئيم از خودت دفاع کن ؟
– کودک بايد در جامعه زندگي کند و بايد بياموزد که در مقابل هر عملي عکس العمل مناسب نشان دهد . به او مي‌گوييم وقتي کودکي مي‌خواهد تو را کتک بزند برخيز و دستش را نگه دار . يعني حالت کودک نبايد حالت کتک خوردن و آسيب پذيري باشد . يا اينکه از او مي‌خواهيم به ديگران اطلاع دهد . بدين طر يق کودک در موضع صحيح قرار مي‌گيرد که واکنشي شخصي نشان ندهد و از طرف ديگر نبايد هم حالت پرخاشگري و ظلم داشته باشد . بايد به کودک اجازه دهيم تا گفته هر کس را بررسي کند و اگر صحيح بود بپذيرد و در غير اين صورت آن را نپذيرد . اول بايد کودک سعي کند جلوي کتک را بگيرد و در صورت لزوم به همان اندازه عکس العمل نشان دهد . در هر حال بايد کودک بپذيرد که خوي تهاجم و حمله در جامعه مورد قبول نيست .
پرسش 19 ـ کودک 4 ساله‌اي دارم که وقتي او را به منزل اقوام مي‌برم دوست ندارد از آن جا دل بکند و برگردد چه کنم؟
– يکي از علل اين مساله «سرد بودن محيط خانواده » است . وقتي کودک مي‌بيند در خانه کسي به او اعتنا نمي‌کند و با او حرف نمي‌زند و … و از طرف ديگر وقتي مي‌بيند تمام خواسته‌هايش درخانه اقوام فراهم مي‌شود ديگر ميل به بازگشت ندارد . بايد توجه کرد که عوامل جذب کننده کودک به سوي منزل خويشان چيست و اگر در منزل خودمان اين عوامل فراهم نيست ،‌در جهت فراهم ساختن آنها در حد قابل قبول تلاش کنيم . اگر نيازهاي کودک در حد معتدل و قابل قبول ، در منزل برطرف شود کودک نيازي به ماندن در منزل اقوام حتي ميل به آن هم نخواهد داشت . اما ميان کودکي که اين حالت را هميشه دارد و کودکي که بعضاً اين حالت را دارد تفاوت هست . در مورد نخست بايد نگران باشيم و در روابط خويش با همسر و فرزندان بازنگري داشته باشيم ولي مورد دوم نگران کننده نيست و اشکالي ندارد مثلاً يک شب کودک در منزل پدر بزرگ بماند منوط به اينکه اين کار به صورت عادت در نيايد . کودک بايد توجيه شود که اگر صلاح بود اين اجازه به او داده شود و اگر صلاح نبود اجازه داده نشده است .
براي کودک اصل ارتباط با مهمان و افراد بيگانه بسيار دل انگيز است . منزل چه کسي بودن برايش کمتر مطرح است و بيشتر اصل مهمان بودن برايش لذت بخش است اگر در خانواده‌ها تعادل ميان مهمان آمدن و به مهماني رفتن باشد ،‌کودک از اين روابط لذت مي‌برد و در عين حال منزل خودش را هم دوست دارد . اما اگر اين حالت تعادل برقرار نباشد ، براي کودک مشکلاتي ايجاد مي‌شود .
پيشنهاد : بکوشيم مهماني‌ها را شب برگزار کنيم ، چون شب بعد از شام کودک مي‌خوابد و به راحتي مي‌توان اگر مهمان هستيم او را به منزل بياوريم . ولي اگر کودک بيدار باشد آن جاذبه‌ها برايش دلکش و جدا کردن او بسيار مشکل است . مهماني شب اگر با برنامه امتحان و درس کودک برخورد پيدا نکند . بهتر از مهماني روز است چون کودک در طول روز خسته مي‌شود حوصله‌اش سر مي‌رود و تحمل وجود ديگران برايش سخت مي‌شود .
پرسش 20 ـ کودک 4 ساله‌اي دارم با اينکه در کنترل او بسيار دقت مي‌کنم ، سخنان زشتي مي‌گويد ، چه کنم ؟
1- بايد مدتي دقت کنيد و عامل بدآموزي را پيدا کنيد . تا بتوانيم به کودک بياموزيم با چه کساني رابطه اجتماعي را ادامه دهد و از چه کساني دوري کند .
2- وقتي که کودک سخن بدي ياد گرفت چون حالت غيرمنتظره دارد برخي از پدر و مادر خوششان مي‌آيد و مي‌خندند و اين خود عامل تشويق مي‌شود .
توصيه :‌اولين بار که کودک سخن زشتي ياد گرفت و آن را تکرار کرد روي ترش کنيد و حالت ناراحتي نشان دهيد و سکوتي کنيد که همراه ناراحتي است . کودک کم کم خودش مي‌فهمد که اين حرف بد است و آن را کنار مي‌گذارد . از طرف ديگر رفتارها و گفتارهاي خوب او را تشويق کنيد تا حرفهاي بد تضعيف شود . اگر با اين حال رفتارها و گفتارهاي کودک تکرار شد مي‌توان کودک را از يکي از خواسته‌ها و امتيازاتش محروم کرد تا خاموشي عمل صورت گيرد .
پرسش 21 ـ وقتي کودک اسباب بازي يا خمير بازي يا وسايل کودکان ديگر را بر مي‌دارد ،‌اوکنش ما بايد چگونه باشد ؟ فرزندم از مهد کودک وسايل بچه‌ها را بر مي‌دارد چندين بار وسايل را برگردانده‌ام ولي اين عمل قطع نشده است چه کنم؟
– البته برگرداندن وسايل عمل صحيحي است . گاهي کودک از وسايل خوشش مي‌آيد . وقتي به کيف همشاگردي خودش نگاه مي‌کند که مدادهاي کوچک و بزرگ زيادي دارد ،‌خوشش مي‌آيد و حس تملک و جمع آوري در کودکان بسيار نيرومند است .
توصيه :‌اگر کودک شما خميربازي را دوست دارد برايش چندين نمونه بخريد تا اشباع شود . يک مثال براي اين توصيه مطرح مي‌کنيم : خانمي در بيمارستاني حوله بيماران را مي‌برد و در اتاقش جمع آوري و انبار مي‌کرد رئيس بيمارستان از روش اشباع استفاده کرد و گفت : هفته اول هر پرستار يک حوله در اتاق او بيندازد . هفته دوم 2 حوله و … به همين ترتيب ادامه دادند تا اينکه ديگر از حوله زده شد و عملش به خاموشي گرائيد .
نظارت بر وسايل کودک هم روش جالبي است .
پرسش 22 ـ خانم فوق ليسانسي را مي‌شناسم که مرتباً مي‌گويد کسي نيست که بتواند سطح فکر من را درک کند مشکل اين خانم آيا حالا به وجود آمده يا در کودکي ؟
– اين حالت ممکن است در کودکي بر اثر برخورد مبالغه آميز پدر و مادر ايجاد شود . اما مي‌تواند بعدها تشديد شده باشد . يعني اين خانم مي‌تواند با ادامه تحصيل در يک رشته نادر ، که جامعه نياز به آن دارد ،‌اين حالت را تشديد مي‌کند .
وقتي با اين خانم روبرو مي‌شويد اين سخن او را تاييد نکنيد . قدري سرد و بي‌تفاوت برخورد کنيد تا کم کم اين احساس خود بزرگ بيني کم شود .
پرسش 23 ـ اگر برنامه آموزشي مفصل براي تک فرزند جور کنيم و تمام اوقات او را پر نمائيم آيا باز هم خلاء فرزندان ديگر احساس مي‌شد يا خير ؟
– اين نوع برخوردها ذهن و فکر کودک را تعالي ورشد مي‌رشد ولي او همچنان از نظر اجتماعي محدود بار مي‌آيد و پختگي اجتماعي نخواهد داشت . اگر فاصله فرزند اول و دوم خيلي زياد باشد روابط متقابل اين دو در حد مطلوبي نخواهد بود .مثلاً فاصله 8 سال ايجاد اشکال مي‌کند (بهترين فاصله 3 سال است .)
البته اگر ضمن فعاليتهاي ذهني ، کودک فعاليت اجتماعي مناسب هم داشته باشد بهتر است .
اگر آمادگي لازم براي تربيت کودک دوم نداريم ، بهتر است تامل کنيم و دردسر ديگري ايجاد نکنيم .
پرسش 24 ـ با کودکي که دير مي‌خوابد چه کنيم ؟
– کودک تا سن مدرسه وقت دارد که وقت خواب شبانه را تنظيم کند . اگر بگذاريم کودک تا وقت خواب ما بيدار بماند ممکن است اکنون مشکلي به وجود نيايد ولي بعدها که کودک به سن مدرسه مي‌رسد مشکلاتي بروز مي‌کند .
اگر کودکتان دير مي‌خوابد سعي کنيد تا ظهر نخوابد و تمام انرژي او مصرف شود و بين شام و خواب او حداقل يک ساعت فاصله باشد . کودک شما خسته مي‌شود و خواه ناخواه به خواب مي‌رود . مثلاً‌ سعي کنيد کودکتان از قصه و لالايي ساعت نه شب راديو استفاده کند ممکن است کودک مدتي اشکال ايجاد کند ولي بايد از خودتان پايداري نشان دهيد .
کودکي که عادت به دير خوابيدن دارد ،‌معمولاً برنامه‌هاي تلويزيون را هم مي‌بيند و همانگونه که مي‌دانيد اين برنامه‌ها براي کودکان آثار سويي دارد . اين برنامه‌ها و فيلمهاي صحنه‌هاي خشونت و عصبيت دارد . کودک با حالت عصبي مي‌خوابد و دچار کابوس مي‌شود .
پرسش 25 ـ با کودکي که در سن کودکستاني است و گاه گاهي دست به آلت تناسلي خود مي‌زند چه کنيم ؟
1- کودکي که اين عمل را انجام مي‌دهد عموماً تنهاست چون اگر کودک با ديگران بجوشد ،‌آنقدر تنها نيست که اين عمل را تکرار کند .
2- بايد دست و مغز وچشم کودک به وسيله فعاليتهاي مختلف سرگرم شود . اگر به اين کودک مقداري داد رنگي و کاغذ و وسايل بازي بدهيم و او را سرگرم نمائيم کودک با بدن خويش مشغول نمي‌شود .
3- نبايد به اين کودک اجازه بدهيد دمرو بخوابد ،‌چون اين حالت تحريک کننده است . تا کودک کاملاً خسته نشده نبايد او را به رختخواب فرستاد . کودک بايد طاق باز بخوابد و دستهايش را بيرون از لحاف يا پتو بگذارد و پدر و مادر بايد گاهي سرزده به اتاق او سر بزنند و او را کنترل کنند .
4- پوشيدن لباسهاي تنگ که با بدن کودک تماس مي‌گيرد ،‌باعث تحريک مي‌شود . در حمام نيز پدر و مادر نبايد زياد به بدن کودک دست بزنند.
کودکاني که حساسيت پوستي دارند ، اگر بدنشان خوب تميز نشود هنگام خاراندن بدن به نقاطي مي‌رسند که تحريک مي‌شوند و کم کم اين عمل به صورت عادت در مي‌آيند قلقلک دادن کودک هم اين مساله را تشديد مي‌کند چون سبب تحريک نقاط حساس بدن مي‌شود .
پرسش 26 ـ در مورد تنبيه بدني و يا نوع ديگر تنبيه چه نظري داريد ؟
– حدود تنبيه در اين سن بستگي به سه عامل دارد : 1- مطمئن باشيم که کودک از عملي که نبايد انجام مي‌داد کاملاً آگاهي داشته 2- به دليل آثار سوء تنبيه بدني حتي المقدور از آن استفاده نکنيم . 3- استفاده از تنبيه رواني به جاي تنبيه بدني توصيه مي‌شود . مثل گرفتن امتيازهاي مورد علاقه کودک يا به تعويق انداختن وعده‌ها به زماني که کودک رفتارش در هر زمينه اصلاح شود .
پرسش 27 ـ در مورد طرز برخورد مادران با کودکان در سن کودکستاني توضيح دهيد .
– البته يک نکته ويژه مورد نظر نيست . چون کودک وارد مرحله دبستاني خواهد شد ، مادران مي‌توانند فرصتهايي را براي خواندن داستان و سرود براي کودک فراهم نمايند . البته بايد توجه داشت که در اين سن نبايد داستانهاي خشن براي کودکان تعريف کرد . داستانهاي خشن براي روحيه کودکان مناسب نيست و هر چه داستان شامل مطالب لطيف‌تر و ظريف‌تر و حاوي مضامين انساني‌تر باشد بهتر است . تلاش مادر در ايجاد رابطه اجتماعي کودک با همسالان تامين کننده رشد اجتماعي اوست و از خودخواهي کودک پيشگيري مي‌کند .
ايجاد يک محيط گرم و سالم در خانواده براي سهولت در امر انتقال کودک از اين دوره به دوره بعدي اثرات فراوان دارد .
پرسش 28 ـ تغيير دادن محيط‌هاي آموزشي مثل کودکستان ـ مهد کودک و … چه تاثيري در روحيه کودکان دارد ؟
– مسلماً اين امر خالي از تاثير نيست . چون کودک به تازکي وارد محيط آموزشي شده و به سختي توانسته است رابطه اجتماعي برقرار کند و چند نفر دوست پيدا کند . از دست دادن اين دوستان و رفتن به محيطي که احتمالاً از نظر جزئيات و حتي کليات با محيط قبلي تفاوت دارد . مي‌تواند اثرات سوء بر روحيه کودک بگذارد . اين نکته مهم را هم بايد در نظر گرفت که کودکان سنين دبستان ،‌افراد تازه وارد را به سادگي نمي‌پذيرند اين عمل به نظر چندان صحيح نمي‌آيد بنابراين بهتر است ابتدا تحقيق کامل از شرايط محيط جديد به عمل آوريم تا بعداً ناچار به تعويض آن نشويم . بهترين فرصت و زمان براي تعويض محيط آموزشي (در صورت لزوم) تعطيلات تابستان است .
اگر در نزديکي منزل شما مدرسه‌اي هست که فرزندتان راحت‌تر مي‌تواند رفت و آمد نمايد و انرژي او در رفت و آمد تلف نشود ، بهتر است همانجا تحصيل نمايد .
پرسش 29 ـ کودک 6 ساله من علاقه زيادي به جلب توجه دارد و به روشهاي گوناگون سعي مي‌کند توجه ديگران را جلب نمايد ، چه کنم؟
احتمالاً به اين کودک در منزل به اندازه کافي توجه نمي‌شود و کودک سعي در جبران اين کمبود دارد . مثلاً‌ در مهماني‌ها چون کسي به او توجه نمي‌کند و با او سخن نمي‌گويند ، سعي مي‌کند به هر طريق توجه ديگران را جلب کند . اين کودکان بسيار پرانرژي و فعال هستند و بايد پدر و مادر با او در منزل بازي کنند ، بهتر است شما وقت بيشتري را صرف اين کودک نمائيد تا رفتارش اصلاح شود . زيرا رفتارهاي اين کودک در جامعه بعداً مواجه با قانون مي‌شود و به عنوان فرد بزهکار مطرح مي‌گردد . در حالي که در خانواده به راحتي مي‌توان اين مشکل را حل نمود . ضمناً به اين کودکان که بسيار پر جنب و جوش هستند بايد مواد شيرين بدهيد ، چون در فواصلي که او خسته مي‌شود و تمام انرژي خود را صرف رفتارهاي فعالانه کرده است مصرف شيريني باعث تعادل رفتار کودک مي‌شود ، با پايين آمدن قند خون ، کودک عصبي مي‌شود و با مصرف شيريني ، گلوکز قند روي اعصاب اثر کرده آن را آرام مي‌کند (با خوردن شيريني رفتار اين کودکان بهتر مي‌شود) در مورد کودکان به خصوص پسربچه‌ها سعي کنيد که وقتي از مدرسه مي‌آيند ، يک وعده غذاي اضافي بدهيد تا اعصاب آنها آرام شود و از بحث و جدل با آنان بپرهيزيد و حتي المقدور در زمان ورود بچه‌ها به منزل ، آنها را سوال پيچ نکنيد زيرا حوصله کافي ندارند .
پرسش 30 ـ با کودکي که بيقرار است و خواسته نابجاي خود را مصرانه تکرار مي‌کند چه کنيم؟
– برخي مسائل که ريشه تربيتي نمي‌توان براي آنها يافت ، به دوران بارداري يا شيرخوارگي کودک بر مي‌گردد (به خصوص در مورد مادري که از شير خودش کودک را تغذيه کرده است ) مثلاً‌کودکي که به شدت هيجان پذير است و بيقرار بيقرار و مرتباً فرياد مي‌زند و درصدد کندن گوشه‌هاي ناخن و جويدن است و اين اعمال او احتمالاً ريشه تربيتي ندارد بايد ريشه آن را در دوران بارداري مادر يا شيرخوارگي کودک جستجو کرد .
کودک وقتي چيزي مي‌خو اهد و صلاح نيست به او بدهيم ، دو روش هست :
1- بحث کردن و ادامه جدال به گونه‌اي که لحظه به لحظه وضعيت بدتر شود .
2- جلب توجه کودک به يک موضوع يا شي جالب و جديد (چون کودکان تمرکز توجه ندارند) انتقال کودک از خواسته و وضعيت قبلي به يک وضعيت جديد ، بدون آنکه متوجه شود بسيار مفيد است .
بهتر است قبل از اينکه کودک حوصله‌اش سر برو و بهانه بگيرد و او را مشغول نمائيم و بازي فکري يا بدني جديدي برايش ايجاد کنيم . اگر ابتکار عمل با مادر باشد و بتواند فرزندش را مشغول نگه دارد ،‌اين مسائل کمتر پيش مي‌آيد ولي اگر ابتکار عمل به دست کودک باشد و مادر غيرفعال بماند بعداً ناگزير است با کودک برخورد نمايد . براي کودک 5/2 ساله مي‌توان يک سلسله بازيهاي جالب فراهم کرد . کانون پرورش فکري کودکان داراي سلسله بازي است که متعلق به «صنايع فکري کودک» مي‌باشد و براي سنين مختلف بازيهاي فکري گوناگون دارد . البته ممکن است ابتدا کودک به اين بازيها توجه نشان ندهد ولي ما بايد واسطه آشنايي و علاقمندي او به اين بازيها باشيم . براي مثال يکي از اين بازيها گردونه تصوير است که کودک مي‌تواند تصاوير را به صورت متحرک ببيند برايش جالب است .
پرسش 31 ـ فرزندم علاقه دارد هر جا که مي‌رود با خودش سوغاتي بياورد . وارد يک مغازه مي‌شود مي‌خواهد چيزي از آنجا با خودش بيرون بياورد (ولو اينکه به دردش نخورد و وقتي از مغازه خارج شد آن را دور بيندازد ) من موفق شده‌ام به او بياموزم که اين اشياء مال او نيست و بايد بخريم يا با اجازه صاحب آن برداريم . ولي نتوانسته‌ام اين حالت را در او از بين ببرم ، چه کنم؟
1- وقتي مي‌خواهيد فرزندتان را از منزل بيرون ببريد اجازه بدهيد يکي دو اسباب بازي مورد علاقه‌اش را همراه داشته باشد . با اين عمل شما دست او را پر کرده‌ايد و نمي‌تواند چيزي بردارد .
2- اگر شما به اندازه کافي با او صحبت کرديد ولي قانع نشد بايد به طور جدي برخورد نمائيد. مثلاً چند بار او را از منزل بيرون نبريد و به او بگويد که اين به خاطر عادت نادرست اوست (البته کودک را در منزل تنها نگذاريد که احتمال آسيب باشد) در واقع بايد کودک احساس کند که اگر اين عمل را ادامه دهد خودش ضرر مي‌کند نه ديگران و از خريد رفتن با مادر محروم مي‌شود .
يک اصل : اگر کودکان احساس کنند که در صورت وارد شدن به مسائلي که حد آنها نيست يا انجام اعمال غلط ، فقط اطرافيان ضرر مي‌کنند به اين کار ادامه مي‌دهند (چون خودشان ضرر نکرده‌اند ) ولي اگر کودک بداند خودش نخستين کسي است که ضرر مي‌کند در روش خودش تجديدنظر کلي خواهد کرد .
پرسش 32 ـ فرزندي 3 سال و 4 ماهه دارم که مراحل پنجگانه را درک مي‌کند و شعرها را خوب ياد مي‌گيرد داستانهايي را برايش خوانده‌ايم مي‌داند و … اشعار حافظ و سعدي را خيلي زود مي‌آموزد و جو خانواده‌مان پرتفاهم است . برايش بخشيدن وسايلش آسان است و اسباب بازي‌هايش را به کودکان امانت مي‌دهد سخنان منطقي را مي‌پذيرد و .. از کجا بدانيم او در چه پايه‌اي از هوش قرار دارد و برايش چه کنيم ؟‌
– اين کودک بسيار موفق است و داراي استعدادهاي خوبي است . ميزان هوش افراد با آزمونهاي هوش مشخص مي‌شود که شما مي‌توانيد به مراکز مخصوص آزمون هوش مراجعه نمائيد . يکي از اقدامات اين است که براي کودکتان کتابهايي تهيه کنيد مثل :
1- به کودک خود مغز برتري بدهيد «ترجمه دکتر قاسم زاده و خانم قاسم زاده » انتشارات آسيا (تا گروه سني 5 سال)
2- مراحل رشد و تحول انسان ، از نگارنده
اين کتاب جدولهايي دارد که تعداد لغات مربوط به هر سن را مشخص و کلاً ميزان مهارتهاي عاطفي ـ ذهني ـ اجتماعي و … را مشخص مي‌کند و شما با استفاده از آن مي‌توانيد ميزان هوش فرزندتان را مشخص نماييد .
پرسش 33 ـ چگونه و از کجا مي‌توان بازيهاي فکري را تهيه کرد ؟
– شعبات کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان ، صنايع فکري کودک ، علاوه بر ارائه کتاب براي گروههاي سني مختلف بازيهاي فکري گوناگون براي اين گروههاي سني ارائه مي‌دهند . در کتابفروشيها و مراکز کتاب و آثار کودک روبروي دانشگاه تهران مي‌توانيد با کمي جستجو انواع بازيهاي فکري را بيابيد . بهتر است بازي فکري مربوط به هر سن را در همان سن ارائه دهيم .
چون اگر سن کودک کم باشد و بازي فکري مربوط به سن بالاتر را به او بدهيم ، از عهده آن برنمي‌آيد . شکست مي‌خورد و حس اعتماد به نفس در او از بين مي‌رود و سرانجام کودک احساس مي‌کند که از نظر هوشي ضعيف است .
پرسش 34 ـ چه عواملي در ظهور و نوع استعدادها تاثير دارد ؟
– اين استعدادها از 6 تا 11 سالگي بروز مي‌نمايد ولي کلاً ظاهر شدن آنها به 2 عامل بستگي دارد .
1- جو مساعد و آرامش محيط خانواده
2- نحوه پاسخ به سوالات و ميزان غناي فرهنگي خانواده
علت اينکه روان شناسان مي‌گويند فشار ،‌اضطراب ، آشفتگي و … حافظه را کم مي‌کند ، اين است که اين عوامل فرصتي را براي بروز استعداد باقي نمي‌گذارد . هر چه خانواده از غناي فرهنگي بيشتري برخوردار باشد ، کتابهاي مختلف و مفيد ، بازيهاي فکري گوناگون و تغذيه ذهني صحيح در اختيار کودک قرار مي‌دهد و فرصتهاي بيشتري براي استعداديابي و پرورش استعداد فراهم مي‌گردد .
پيشنهاد : کودکان را از حالا عادت دهيد که کتابهايشان را خوب نگه دارند . شما آنها را با کمک فرزندتان جلد کنيد و شماره بزنيد تا کم کم کتابخانه‌اي ترتيب دهيد . اين يک عمل فکري و فرهنگي است و سبب مي‌شود کودک قدر کتاب و مطالعه را بداند و ارتباط هميشگي با کتاب داشته باشد و در عين حال درسي براي نظم و ترتيب به او داده‌ايد .
پرسش 35 ـ چگونه استعداد ويژه کودک را تشخيص دهيم ؟‌
– براي يافتن استعداد ويژه فرزندان بايد در اعمال يدي و ذهني روزمره او دقت نمائيد مثل اينکهک دقت کنيد آيا فرزندتان شعرهايي را که مي‌شنود خوب ياد مي‌گيرد يا نه ؟ آيا وقتي شما يک وسيله برقي را جلوي چشمان او تعمير مي‌کنيد ، توجه دارد يا نه ؟ اولين کاري را که فرزندتان با علاقه دنبال کرد و سعي در تکرار آن داست ردپاي يک استعداد است يعني چيزي که از درون فرد مي‌جوشد و نمود بيروني دارد و کودک به دنبال فرصت براي تقويت آن مي‌گردد . برخي کتابهاي هوش آزمايي هم براي استعداديابي مفيد است و مي‌توانيد از آنها استفاده کنيد .
پرسش 36 ـ پسربچه 6 ساله‌اي از نقطه ضعف مادرش آگاه است (مادر از اينکه او خودش را از پنجره بيرون بيندازد نگران است ) کودک مي‌گويد ، اگر خلاف ميل من رفتار کنيد خودم را از پنجره پرت مي‌کنم . با اين کودک چگونه بايد رفتار کرد ؟
1- مادر نبايد خودش را خيلي نگران نشان دهد (اصولاً پدر و مادر نبايد نقطه ضعفي از خودشان در مقابل کودک نشان دهند . چون در اين صورت به جاي اينکه والدين بر رفتار کودکشان نظارت کنند ، کودکان اين عمل را انجام خواهند داد ) در صورتي که کودک کنترل رفتار پدر و مادر را به دست بگيرد ، فاجعه پيش مي‌آيد و اين مشکل سالها ادامه مي‌يابد .
2- بهتر است ما در اين زمينه پيش بيني‌هاي لازم را بنمائيم . مثلاً‌ اگر پنجره ارتفاعش زياد است جلوي آنرا با حصار يا توري بگيريم يا در آن را محکم ببنديم تا هم جلوي خطر را گرفته باشيم و هم براي نگراني خودمان چاره‌اي انديشيده باشيم .
3- اگر فرزندتان خيلي سماجت کرد او را در يک اتاق که پنجره و محل خطرناک ندارد تنها بگذاريد و دليل آن را هم برايش توضيح دهيد که چون حالا اخلاق تو بد است ما تو را قبول نداريم و هر وقت اخلاقت بهتر شد مي‌تواني پيش ما بيائي (نبايد به گريه‌ها و فريادهاي او توجه کنيم و بايد در برابر او قدري ايستادگي کنيم)
کودک در اين دوره بايد حد و حدود خويش را بشناسد ، يعني اگر حالا نتوانيم او را کنترل کنيم بعدها در جامعه قانون شکني مي‌کند و در صورت مواجهه با قانون به صورت فردي بزهکار مطرح مي‌شود .
پرسش 37 ـ فرزند 3 ساله‌اي دارم که هر شب اظهار تشنگي مي‌کند و مقدار زيادي آب مي‌نوشد و جايش را خيس مي‌کند (حالت شب ادراري دارد) و مي‌گويد فلان بچه آمد و اين کار را کرد يا اينکه عذرخواهي مي‌کند ، چه کنم‌؟
1- آب نوشيدن افراطي ممکن است جنبه بدني داشته باشد مثلاً شايد وضع کليه‌هاي کودک چنان باشد که بايد زياد آب بنوشد (به پزشک متخصص مراجعه کنيد تا بدانيد اين حالت ريشه جسمي دارد يا روحي ) در ضمن بکوشيد از غروب به کودک غذاهايي ندهيد که نياز به جذب آب فراوان دارد .
2- ساعاتي را که کودک نياز به دستشويي رفتن دارد و اگر نرود جايش را خيس مي‌کند مشخص نماييد . در آن ساعات ، به وسيله ساعتي که زنگ آن براي کودک جالب باشد او را بيدار کنيد تا به دستشويي برود .حتي مي‌توان به کودک گفت : ساعتت را کوک کن و وقتي زنگ زد و صدايت کرد بيدار شو و به دستشويي برو و اگر خواستي مي‌تواني مرا هم بيدار کني ولي خودت بروي بهتر است .
3- وقتي کودک اظهار مي‌کند که بچه ديگري اين کار را کرد قبول کنيد . شب ادراري‌ها داراي جنبه رواني است و بايد شما متوجه اين مساله باشيد . کودک از شدت ناراحتي به اين کانال پناه مي‌برد . بکوشيد و قبل از خواب کودک را به دستشويي ببريد . منشاء ديگر شب ادراري ، کوچک بودن مثانه است که قدرت نگهداري ندارد .
4- براي تنبيه کودک هرگز او را شرمنده نکنيد . مادر آگاه کسي است که در صورت وقوع حالت شب اداري ،‌حتي قبل از فهميدن پدر و بچه‌هاي ديگر که باعث مسخره کردن او مي‌شود رختخواب کودک را با کمک خودش جمع کند .
5- يک نمونه پتوهاي الکتريکي است که به محض رسيدن اولين قطره ادرار به آن زنگ مي‌زند و کودک را بيدار مي‌کند و توصيه مي‌کنيم قرصهاي ضد شب ادراري را از پزشک متخصص براي درمان شب ادراري درخواست کنيد .
پرسش 38 ـ دختربچه 6 ساله‌اي دارم که به ديدن تلويزيون علاقه ندارد و به بازيهاي پرتحرک هم علاقه ندارد . چگونه مي‌توان او را فعال و بازيگوش کرد ؟ و چگونه رفتار کنيم تا گوشه گير و بدون تحرک نباشد ؟
علاقه نداشتن اين دختربچه به بازيهاي پرتحرک چندان غيرطبيعي نيست ، چون اين نوع بازيها مورد علاقه پسران است . براي فعال ساختن کودک بايد به او مسئوليت داد . مثلاً براي اين سن از او بخواهيد سفره صبحانه را بچيند و برخي کارهاي ديگر منزل را انجام دهد و پس از انجام دادن اين اعمال او را تشويق کنيد .
اعطاي مسئوليت به کودک ، او را جزء افراد فعال خانواده مي‌کند . ضمناً بردن اين دختربچه به مراکز ورزش و تفريح و پارکها که محيط‌هاي اجتماعي هستند و کودکان ديگر هم حضور دارند مي‌تواند از گوشه گير بودن او بکاهد . وقتي اين دختر بچه به سن دبستان رسيد مي‌توان با مربيان و معلمان او صحبت کرد .
در ضمن سعي کنيد با خانواده‌هاي همگن با خانواده خودتان ، که دختري همسن دختر شما دارند رفت و آمد نمائيد .
توجه و بي‌توجهي زياد به کودک ،‌هر دو او را گوشه گير مي‌کند ، توجه معتدل راه حل اين مساله است .
پرسش 39 ـ پسر 7 ساله و دختر 2 ساله‌اي دارم . پسرم پيش از به دنيا آمدن خواهرش تمام کارهاي شخصي خودش را انجام مي‌داد ولي پس از آن حاضر به انجام اين امور نيست ، چه کنم ؟
– تا زماني که شما کارهاي پسرتان را انجام مي‌دهيد هرگز عادت صحيح انجام امور شخصي در او شکل نخواهد گرفت . چند روز کارهاي او را انجام ندهيد و بگذاريد ريخت و پاش کند و نسبت به وضع او بي‌توجه باشيد و سپس با او صحبت کنيد که مگر قبلاً که تو کارهايت را انجام مي‌دادي من تو را دوست نداشتم ؟
تازه من مي‌خواهم مسئوليت برخي کارهاي خواهر کوچکترت را هم به تو واگذار کنم . چون تو بيشتر مي‌فهمي و پسر بزرگ من هستي و من از تو مي‌خواهم خواهرت را سرگرم کني (بلافاصله پس از انجام هر کار شخصي يا مسئوليت بايد او را تشويق نماييد ) سعي کنيد در حضور دوستان يا مهمانان از اين عمل او تعريف کنيد و بگوئيد که پسرم در بزرگ کردن خواهرش به من کمک مي‌کند ،‌با اين عمل تعارض ميان دو کودک از بين مي‌رود پسرتان احساس مسئوليت مي‌کند .
روي هم رفته خانواده‌هايي که فرزند اول دارند و بچه دوم هم به دنيا مي‌آيد ، نبايد در حضور اولي نسبت به نوزاد ابراز احساسات کنند ، چون اين امر سبب برانگيختن حس رقابت و حسادت در بچه اول مي‌شود و نسبت به او بغض و کينه مي‌گيرد . در هر حال بايد توجه به فرزند اول بيشتر باشد . ضمناً در اثر آمدن فرزندان نبايد همسرتان را فراموش کنيد .
پرسش 40 ـ دختر 10 ساله‌اي دارم که فطرتاً بچه خوبي است وقتي در محيط خارج از منزل با همسالان خودش برخورد مي‌کند ، اگر برخورد بدي داشتند براي من تعريف مي‌کند و از من راهنمايي مي‌گيرد . البته من از يک سو به او مي‌گويد جواب بدي را نبايد با بدي داد و از طرف ديگر دلم مي‌خواهد دخترم بديها را متوجه شود چه کنم؟
– خوشبختانه دختر 10 ساله شما مسائل را درک مي‌کند و با شما مطرح مي‌کند . دراين وضعيت ما سه کار بايد انجام دهيم :
1- براي فرزندمان بديها و خوبيها را آنچنان بيان کنيم که بينش معتدل پيدا کند نه خوشبين باشد و نه بدبين ،‌تفاوت خوبي و بدي را بايد بتواند بفهمد و ملاکهاي دروني براي اين تشخيص داشته باشد .
2- به فرزندمان بياموزيم که برخي از کساني که بدي مي‌کنند به جهت ناآگاهي و بي‌اطلاعي است «دخترم سعي کن دوستت را از کار بدش آگاه کني و اثرات آنرا بگوئي »‌
3- هرگاه کسي با آگاهي به عمل بدي اقدام کند ،‌بايد فرزندمان بداند که ممکن است اين اعمال شخصيت اجتماعي او را در معرض تخريب قرار دهد و بنابراين بايد از او جدا شود . همانگونه که ما براي رفت و‌آمدهايمان و دوستان خانوادگي‌مان ملاکهايي داريم و مجاز نيستيم با هر کس رفت و آمد کنيم . فرزندمان هم بايد بداند که آزاد نيست با هر کس دوست شود و بايد با ملاکهاي خويش افراد را به محک بزند .
پرسش 41 ـ در مورد بازي کودکان با هم توضيحي دهيد ؟
– بازيهاي کودکان بايد در محيطي باشد که در معرض ديد پدر و مادر قرار گيرد گاهي کودکان به اتاقي مي‌روند و در را مي‌بندند و مي‌گويند : ما مي‌خواهيم دکتر بازي کنيم و نبايد کسي بيايد «از اينجا بايد متوجه شد که آنها مي‌خواهند چه بسا اعمال مخفيانه‌اي را انجام دهند » مثل اينکه مي‌خواهند بدن همديگر را ببينند و حتي دو کودک قبل از دبستان را هم نبايد با هم تنها گذاشت و مرتب به بهانه‌هاي مختلف بايد به کودکان سر بزنيم و آنها را کنترل کنيم و تنها نگذاريم . بهتر است کودک جايي بازي کند که از ديد مادر دور نباشد .
پرسش 42 ـ دخترم 11 ساله است . از ديدن و خواندن و کارهاي ديگر زود خسته مي‌شود . پيگير هيچ کاري نيست . ضمناً حرکات او خيلي بچه‌گانه است و دوست دارد با بچه‌هاي کوچکتر از خودش بازي کند . آيا اين حالت غيرطبيعي نيست ؟
– زود خسته شدن کودک سه علت مي‌تواند داشته باشد :
1- کم خوني ـ در اين کودکان چون خون کافي به مغز نمي‌رسد زود خسته مي‌شوند . کم خوني هميشه با وضعيت ظاهري بدن کودک ارتباط مستقيم ندارد بايد به حرکات او توجه کرد و به متخصص مراجعه کرد .
2- ناقص کار کردن غده تيروئيد و پاراتيروئيد : در اثر کم کاري اين غدد هورمون به مقدار لازم ترشح نمي‌شود و به نقاط مختلف بدن نمي‌رسد و خستگي حاصل مي‌شود .
3- احتمال دارد کودک احساس کند که نسبت به همسالان خودش ضعيف است و نمي‌تواند با آنها بازي کند ولي با بچه‌هاي کوچکتر خوب بازي مي‌کند . شما بايد دقت کنيد که آيا او اعتماد به نفس کافي دارد يا خير ؟ بهتر است کودک را کم کم علاقمند کنيم که با همسالان خويش بازي کند و از مربيان او بخواهيم موجبات دوست شدن او را با همکلاسيهايش فراهم کنند تا عادت او به بازي کردن با کوچکترها از ميان برود . ضمناً بايد سعي کنيم با تشويق‌هاي لازم ، اعتماد به نفس او را کامل کنيم .
پرسش 43 ـ چگونه مي‌توان از ايجاد احساس کهتري در کودکان پيشگيري نمود؟
1- مسئوليتهايي به کودکان بدهيد که متناسب با توانمندي‌هاي آنها باشد تا در قبال آن موفقيتهايي کسب کنند و احساس کفايت و لياقت نمايند .
2- از شکستهاي پياپي او در درس و زندگي و روابط دوستي جلوگيري نمائيم . شکستهاي پي در پي منشاء اصلي به وجود آمدن احساس کهتري است که کم کم به عقده حقارت تبديل مي‌شود .
3- کودکاني که والدينشان مرتباً به آنها سرکوفت مي‌زنند و حرفهايي مي‌زنند مثل اينکه : حيف که من اين همه براي تو خرج کردم ، تو به هيچ جايي نمي‌رسي ، تو لياقت نداري و … دچار احساس کهتري مي‌شوند . بر عکس براي تقويت حس اعتماد به نفس کودک بايد جملاتي بگوييم که ابتدا نقاط قوت او را بيان کند و سپس با اشاره جزئي به ضعف او بپردازيم بهتر است ، اينکه بگوئيم : تو لياقت و استعدادت را به من ثابت کرده‌اي ولي در اين زمينه خاص گويي به اندازه کافي تلاش نکرده‌اي ، من مي‌دانم تو اگر بيشتر سعي کني موفق مي‌شوي و …
ساموئل اسمايلز در کتاب اخلاق مي‌نويسد : «اگر يک ارباب به خدمتکار خودش که امين است در طول چند سال خدمت بگويد : تو مرتب دزدي مي‌کني اين خدمتکار مسلماً بعد از چند سال عاقبت دزد مي‌شود . » اثر تلقين در انسان بسيار قوي است . اگر فردي طبيعي و بهنجار بوده ،‌داراي استعداد فراوان هم باشد ولي ما مرتباً به او تلقين مي‌نماييد که تو لياقت نداري و .. اندک اندک به يک انسان بي‌کفايت مبدل مي‌شود .
پرسش 44 ـ رفتار ما با کودکي که همه چيز را پرت مي‌کند چگونه بايد باشد ؟
– پرت کردن اشياء جلوه‌اي از پرخاشگري کودک است .
1- تا زماني که اين کودکان عصبي نشوند و تحريک عصبي صورت نگيرد ،‌چيزي را پرتاب نمي‌کنند . بايد ديد کودک کي و کجا عصباني مي‌شود ؟ سپس بايد از رخ دادن حالتي که موجب عصبانيت کودک مي‌شود جلوگيري نمود.مثلاً کودک تا وقتي احساس مي‌کند به برادر کوچکش زياد توجه مي‌کند ، پرتاب کردنش زياد مي‌شود . بنابراين بايد اين حالت کاهش يابد مادران هوشيار با درک زمينه عصبانيت فرزند مي‌توانند جلوي آن را بگيرند .
2- بهتر است اشياء خطرناک تا حد امکان از دسترس کودکان دور باشد تا در صورت بروز عصبانيت خطري پيش نيايد .
3- اين کودکان داراي نيروي زيادي هستند … بنابراين انرژي بايد مصرف شود . مي‌توان از وسايل مثل وسايل نجاري که ويژه کودکان است استفاده کرد مثلاً از طريق کوبيدن با چکش و … اين نيرو مصرف مي‌شود .
بچه‌هايي که در دروان کودکي زياد تب مي‌کنند و تشنج دارند ، احتمالاً در سنين بالاتر خواهان پرت کردن اشياء ، سر به ديوار کوبيدن ، طلب کردن بي‌امان چيزي … هستند . بايد سعي کنيد تا به وسيله تقويت کننده‌هاي اعصاب با نظر پزشک او را آرام کنيد . مثلاً براي کودکاني که خودشان را مي‌زنند بايد از توپ‌هاي مخصوص استفاده کرد . بايد سعي کنيم انرژي کودک از طريق ورزش و بازي و دويدن در پارک و … مصرف شود تا به مجراي غير معقول نيفتد .
پرسش 45 ـ پسر من عادت بدي دارد ، هر چيزي را براي خودش مي‌خواهد و وسايل بچه‌هاي ديگر را با جيغ و فرياد مي‌گيرد آيا اين حالت طبيعي است يا نه ؟
– اين حالت طبيعي نيست . دقت کنيد به اندازه‌اي که کودک بايد سرگرم شود ، امکانات فراهم نمائيد . فاصله خريد يک اسباب بازي با اسباب بازي قبل بايد معقول باشد و گرنه کودک بد عادت مي‌شود. هنگامي که کودک جيغ مي‌کشد و اسباب بازي بچه‌هاي ديگر را مي‌خواهد او را سرزنش نکنيد ، فقط بگوئيد اين مال کس ديگري است و سپس او را به حال خودش بگذاريد و اعتنايي به فريادها و گريه‌هايش نکنيد .
اگر با خانواده‌هايي که از نظر سطح اقتصادي خيلي بالاتر از شما هستند و امکانات فرزندشان خيلي بيشتر است زياد رفت و آمد کنيد کم کم تعادل زندگي شما بر هم خواهد خورد چون توقع فرزندان شما بالا مي‌رود .
پرسش 46 ـ چگونه روابط دوستي نوجوان را کنترل کنيم ؟ آيا لازم است با خانواده‌هاي دوستان نوجوان آشنا باشيم ؟
– بله اين اشنايي حتماً لازم است حتي اگر با دعوت کردن دوست فرزندتان بتوانيد با ويژگي‌هاي اخلاقي او آشنا شويد ، خوبست . اين آشنايي ثمرات فراوان دارد و بدين وسيله مي‌توانيم آينده فکري و فرهنگي نوجوانمان را تعيين و پيش بيني نماييد . تاثير دوست به قدري زياد است که يکي از حکما مي‌گويد : «شما به من بگوئيد دوستانتان کيستند تا من بگويم شما کيستيد . »
پرسش 47 ـ دختر 12 ساله من اصلاً‌ انتقاد پذير نيست و فوري عصباني مي‌شود و قبول نمي‌کند که اشتباه کرده است چه کنم ؟
– دليل اين مساله مي‌تواند اين باشد که شما قبلاً بي‌رويه و بيش از حد از او تعريف کرده‌ايد و او ارزيابي صحيحي از رفتار خودش ندارد . بهتر است شما انتقاد از فرزندتان را به کسي واگذار کنيد که فرزندتان به او احترام مي‌گذارد و از او حساب مي‌برد و گفته او را مي‌پذيرد . اين فرد مي‌تواند معلم ، مدير ،‌مربي يا افراد ديگري باشد .
پرسش 48 ـ دختر 17 ساله من امسال مردود شده است . رفتار من بايد چگونه باشد ؟
1- اگر نوجوان شما نسبت به دبيرستان قبلي‌اش حساسيت دارد ،‌سعي کنيد دبيرستانش را عوض کنيد چون نشستن در کلاس و ديدن همان معلمان و ملاقات با همکلاسي‌هاي قبلي‌اش که به کلاس بالاتر رفته‌اند برايش رنج آور است .
2- تا مي‌توانيد سعي کنيد ديگران از اين مساله آگاه نشوند .
3- سعي کنيد علت مردود شدن او را پيدا کنيد . به دنبال اين علت بايد در خانه يا مدرسه يا عملکرد نوجوان گشت و پس از يافتن علت ،‌سعي کنيد آن را از ميان برداريد . تقويت روحي و درسي هم خيلي مهم است . گفتن جملاتي مثل : من به تو اعتماد دارم مي‌دانم بعد از اين بيشتر تلاش خواهي کرد و …
4- خريدن کتابهايي هم که سرگذشت افرادي است که از شکست به پيروزي رسيده‌اند حائز اهميت است . کتاب آئين زندگي (ديل کارنگي) هم مفيد است . اين کتاب در اواخرش 30 داستان واقعي دارد که در آن افراد از حضيض شکست به اوج موفقيت رسيده‌اند .
پرسش 49 ـ يک مهد کودک آرماني چه شرايطي بايد داشته باشد ؟
در چه سني بايد کودک را به مهد کودک فرستاد ؟
بايد کودکان را حتي المقدور تا ظهر نگه دارند . چون از ظهر به بعد مهد کودک براي بچه‌ها اصلاً مطلوب نيست زيرا هم مربي خسته است و هم کودک .
1- اگر فرزندتان روزي گريه مي‌کند و ميل رفتن به مهد کودک را ندارد ، تا حد امکان او را مجبور به رفتن نکنيد . چون ممکن است براي فرار از اين حالت ، تمارض نمايد .
2- مربيان حتي الامکان بايد دوره‌ديده باشند تا بتوانند ثمربخش باشند .
3- مسئول مهد کودک و مربيان آن بايد برخورد باز داشته باشند يعني مثلاً اجازه بدهند پدر و مادر گاهي کلاسها و وسايل بازي و فضا را ببينند تا اعتمادشان جلب شود و اگر انتقادي هست بايد بپذيرند .
کودک بايد دوران پرستاري را در کنار مادرش سپري کند ولي از پايان سه سال مي‌توان بچه را به مهد کودک مناسب فرستاد . البته اگر ناچار نيستيد ، هيچ زماني فرزندتان را به مهد کودک نسپاريد چون آنجا هرگز خانه امن و آسايش و کانون محبت براي کودک به ميزان خانه خودش نمي‌شود .
پرسش 50 ـ فرزند 5/4 ساله‌اي دارم ، چه کنم که ورود فرزند جديد براي او و خودم ايجاد مشکل نکند ؟
– در کتاب مراحل رشد در اين زمينه بحث شده است . کتاب روانشناسي کودک ، ترجمه دکتر آوارگان ، ناشر انديشه ، از تولد تا 13 سالگي را بحث کرده و نحوه توجيه فرزند بزرگتر را نسبت به فرزند کوچکتر بيان نموده است .
1- براي اينکه فرزند جديد بهتر پذيرفته شود ، مادر نبايد پيش از زايمان خيلي بيماري خودش را به کودک نشان دهد و آه و ناله کند . چون کودک پيش خودش فکر مي‌کند اين موجود چندان خوب نيست چون هنوز قبل از آمدن ، مادر را اذيت مي‌کند و مادر نمي‌تواند به او برسد .
2- وقتي مادر براي زايمان به بيمارستان مي‌رود ، پدر سعي کند هم زبان کودک باشد و با تمام وجود رضاي او را جلب نمايد تا تجربه تلخي نداشته باشد .
3- پس از ورود نوزاد به منزل نبايد تمام ساعات مادر به او اختصاص يابد ، همچنان نبايد مادر در حضور کودک‌، مرتب از نوزاد تعريف کند و بايد مادر سعي کند در اين مدت ارتباط عاطفي خوبي با کودک برقرار کند . اگر ضروري است که رسيدگي‌هايي به نوازد بشود حتي الامکان در حضور کودک نباشد .
4- همزمان با آوردن نوزاد مي‌توان هديه‌اي براي فرزند بزرگتر تهيه کرد تا آمدن نوزاد خالي از هر لطف براي کودک نباشد .
5- پدر وقتي وارد منزل مي‌شود بهتر است به سراغ فرزند بزرگتر برود ، از او احوالپرسي کند و حال نوزاد را هم از او بپرسد و سپس از کودک بخواهد به اتفاق يکديگر بروند و نوزاد را ببينند .
پرسش 51 ـ من تاکنون با فرزندم نزد پدر و مادرم زندگي مي‌کردم ولي او بسيار به پدربزرگ و مادربزرگش وابسته شده ، براي قطع اين وابستگي چه بايد بکنم ؟
– شما بايد به فرزندتان اين فرصت را بدهيد که اندک اندک اين وابستگي را کم کند زيرا اين امر يکباره امکان پذير نيست . سعي کنيد نخست در هفته چند بار آنها را ببيند و به تدريج اين ميزان کم شود تا به يکبار در هفته برسد . در اين ميان شما بايد سعي کنيد اعتماد فرزندتان را جلب نمائيد زيرا اگر با او تند برخورد نماييد نه تنها قطع وابستگي نمي‌شود بلکه هم وابستگي او به پدربزرگ و مادربزرگ بيشتر مي‌شود و هم از شما سلب اعتماد مي‌کند .
پرسش 52 ـ اگر پدر مسائل دوران بلوغ را براي فرزند پسرش مطرح نکرد ، مادر چگونه مي‌تواند اين مسائل را تفهيم نمايد که مشکل پيش نيايد ؟
– اگر پدري اين کار را انجام نداد بهتر آن است که يکي از بستگان مرد مثل پدربزرگ ، دائي ، عمو يا حتي مربي اين مهم را برعهده بگيرند و اگر امکان اين مساله موجود نبود ، مادر مي‌تواند نکات لازم را به صورت نامه‌اي راهگشا و دوستانه براي پسرش بنويسد .
پرسش 53 ـ آيا اجتماعي شدن کودک منوط به رفتن به مهد کودک است ؟
– برخي بچه‌ها علاوه بر اينکه در مهد کودک اجتماعي نشده‌اند بلکه تمام عادات ناپسند بچه‌هاي ديگر را هم کسب کرده‌اند و عادات صحيح خودشان را هم از دست داده‌اند . اگر کودک ما اجتماعي نيست بهتر است به آمادگي برود چون ضايعات مهد کودک را ندارد و در دوران نقش پذيري زير نظارت والدين مي‌ماند .
پرسش 54 ـ در مورد کنتزل کودک در دوره کودکستاني توضيح دهيد .
– در 4 سالگي که کودک به دوره کودکستاني وارد مي‌شود بايد مراقبت از کودک ادامه داشته باشد . ولي کنترل کودک نبايد با نگاه کردن به طوري باشد که او متوجه شود يا اينکه چنين تصور کند که شما چون او را خيلي دوست داريد و مي‌ترسيد خطري پيش بيايد نگاه مي‌کنيد در اين صورت با استفاده از حسابگري خويش ، سوء استفاده خواهد کرد .
پرسش 55 ـ آموزش دختربچه براي مراقبت خودش از جنس مخالف چگونه بايد باشد که ايجاد ترس و بدبيني و خجالت نکند ؟
– متاسفانه ما هفته گذشته موردي داشتيم که دختر 13 ساله‌اي در طي دو ، سه سال مورد تجاوز برادرش واقع شده و سلامت خودش را از دست داده بود . اين امر نتيجه بي‌مبالاتي مادر در درجه اول و ديگران در مراحل بعدي است . مراقبت از دختر ، پسر و حتي نسبت به برادر و خواهر بايد بسيار دقيق باشد . اينکه اسلام توصيه مي‌کند بستر خواب دختربچه و پسربچه بايد جدا از هم باشد به اين دليل است . وقتي معصوم (ع) مي‌فرمايد مرد غريبه نبايد دختر بچه 6 ساله را بغل کند و ببوسد به دليل مشکلات بعدي است و يا اينکه وقتي مادر عضو جنسي دختر 6 ساله‌اش را لمس مي‌کند و بدنش را به بدن او بچسباند در حکم زناست ،‌به دليل همين روابط است . از حدود سن 6 سالگي که کودک وارد دبستان مي‌شود و نبايد به هر کس اطمينان کند ، اين آموزش بايد شروع شود البته به وجود آمدن اندکي بدبيني احتمالي بهتر از به خطر افتادن حيثيت و سلامت کودک مي‌باشد .
پرسش 56 ـ نحوه گفتن مطالب چگونه باشد ؟
– اين که ما به دخترمان بگوئيم تو بايد با دخترها بازي کني چيز مضر و بدي نيست و مفيد است و اينکه نبايد با برادرت بخوابي و … وقتي مهمان به خانه مي‌آيد و پسر و دختر مخلوط بازي نمي‌کنند، اگر پدر و مادر به بهانه‌هاي مختلف مرتباً‌ به آنها سر بزنند بهتر است تا اينکه بعد از وقوع يک حادثه با آن مواجه شوند . اگر کودکان در را ببندند و بگويند که کسي نيايد ما مي‌خواهيم دکتر بازي کنيم ، بايد سرگرمي جالب‌تري در محلي که در معرض ديدمان باشد برايشان فراهم کنيم .
پرسش 57 ـ پسر من نسبت به درس و امتحان بسيار خونسرد است ، با او چگونه برخورد کنم ؟
– درس خواندن و علاقه داشتن به درس تا حد زيادي بستگي به محيط مدرسه دارد . اگر مدرسه فعال باشد و آنان از روشهاي فعال تدريس استفاده کنند ، کودک هم با نشاط و با علاقه درس مي‌خواند . قسمت ديگري از علت اين مساله بر مي‌گردد به محيط خانواده . مي‌توانيم ازدوستان فعال و زرنگ فرزندمان دعوت کنيم که به منزل ما بيايند و با هم درس بخوانند . برخي خانواده‌ها از دبيران و معلمان خصوصي دعوت مي‌کنند تا براي تدريس به منزل ايشان بيايند . البته اگر نسبت به اين دبير يا معلم شناخت کامل باشد خوبست ولي برخي از افراد آلوده در لباس معلم خصوصي و دبير تقويتي ، مشکل آفرين هستند . از اين رو بايد کاملاً دقت داشت . البته اگر مي‌توانيم او را به کلاس دسته جمعي بفرستيم . مثل موسسه‌هاي آموزشي مطمئن . بهتر است و اگر معلم خصوصي دارد حتماً خودمان هم باشيم .
پرسش 58 ـ با معلمي که نسبت به فرزندمان کم لطفي داشته و به بعضي از بچه‌ها فقط توجه مي‌کند چه کنيم؟
– 2 راه حل هست : 1- به معلمي که رعايت انصاف و عدالت را نمي‌کند ، تذکر دهيم و اگر ظرفيت تذکر دادن ندارد به مدير يا معاون اطلاع دهيم . 2- چون اين مساله بعدها در جامعه هم هست با فرزندتان صحبت کنيد که به جاي مشغول کردن ذهن با آن مساله ، در اين درس تلاش بيشتري نمايد تا بتواند توجه معلم را جلب کند . از شايستگي‌هاي او تقدير کنيم و بگوئيم که هر کس فقط با تلاش و لياقت موفق مي‌شود .
پرسش 59 ـ در مورد کودکان حساس قدري توضيح دهيد ؟
– البته برخي از کودکان خيلي حساس هستند و اين به دليل حساسيت بيش از حد پدر و مادر است. والديني که خيلي رئوف هستند در مقابل اين مسائل خيلي حساسيت نشان مي‌دهند . به نظر مي‌رسد کودکان را از اين صحنه دور نگه داشتن و مشغوليت ديگري برايشان فراهم کردن و حتي المقدور خانواده مذکور را که اين واقعه در آن اتفاق مي‌افتد از جريان مطلع نمودن مفيد است . تا اينکه آنها هم وضعيت خودشان را با شرايط تطبيق دهند . اما نکته ديگر اينکه کودکان که خيلي ترد و حساس و شکننده بار مي‌آيند توصيه مي‌کنم در منزل به آنان مسئوليت دهيد . بخصوص کارهايي که انجام آن حوصله مي‌خواهد و دقت و زحمت . اين کارها کودکان را صبور بار مي‌آورد . در ضمن ورزشهاي خاص مي‌توان اين کودکان را از حالت شکنندگي و آسيب پذيري به يک حالت مقاوم‌تر و دفاع رواني بالا برساند .
پرسش 60 ـ کساني که با وسواس‌هاي فکري و عملي روبرو هستند چگونه مي‌توانند با اين حالت مقابله کنند ؟
– وسواس به صورتهاي فکري و عملي است . وسواس فکري مثل اينکه انسان به مرگ عزيزانش زياد فکر کند يا اينکه تصور کند حادثه بدي برايش رخ خواهد داد . وسواس عملي اينکه انسان چندين بار يک عمل را در اثر اجبار دروني تکرار مي‌کند . يا فرد وسواسي خاصي بوده که وقتي کنار ريل خط آهن مي‌ايستاد دستهايش را محکم به هم قفل مي‌کرد که کسي را به زير چرخهاي قطار هل ندهد .
چه مي‌شود کرد ؟
1- براي غلبه بر وسواس يک مقدار کمک اطرافيان ضروري است . يعني اطرافيان نبايد با اعمالشان اين وسواس را تشديد نمايند . مثلاً فردي نسبت به وسايل خودش حساسيت دارد که کسي به آنها دست نزند . ما نبايد به دليل اين حالت سر به سر او بگذاريم زيرا که اين حالت در او تشديد مي‌شود .
2- مسخره کردن اينان در حضور ديگران يا خودشان . اين افراد در اثر مسخره شدن به خودشان نامطمئن‌تر مي‌شوند و اين امر سبب مي‌شود که دست به وسواس بيشتري بزنند .
3- اعتقاد و ايمان به خدا که اگر در انسان تقويت شود راهي براي مقابله با وسواس است . البته بايد توجه داشت که درمان وسواس در 2 يا 3 سال اول خيلي راحت تر است تا پس از آن . نوعي دارو درماني هم داريم که اگر وسواس شديد باشد و زندگي را مختل کند به متخصص اعصاب مراجعه مي‌کنند و داروها اثربخش است و در کنار مصرف دارو شخص بايد تصميم بگيرد که هر کاري را يک بار با دقت انجام دهد که بعداً نگران نباشد .
انسان وسواسي بايد با خودش تصميم بگيرد که هر کاري را که تکرار مي‌کند يک بار کمتر انجام دهد .
پرسش 61 ـ در صورتي که نوجوان به دليل شکست درسي نااميد شد چگونه مي‌توان او را اميدوار نمود؟
– روزنامه‌اي نوشته بود يک پيرمرد 92 ساله ژاپني پس از سالها درس خواندن در دانشگاه توانست فارغ التحصيل شود . نمونه‌هايي مثل اين مرد مصمم الگوهاي عملي هستند که مي‌توان به نوجوان عرضه کرد . براي نوجوانان بايد نمونه‌هاي پيروزي عمل عرضه کرد . يک برنامه درسي موفق ،‌سازمان يافته برايش خيلي خوب است . يعني از يک طرف سخنان ما براي يک نوجوان که شکست درسي داشته موثر است از طرف ديگر يک برنامه درسي منظم و موفق . چرا نوجوان شکست خورد ؟‌چون برنامه منظمي براي درس خواندن نداشته است . برخي از نوجوانان خودبخود درس نمي‌خوانند ولي اگر بتوانيم در کلاس يا آموزشگاه اسم آنها را بنويسيم بهتر است .
در کتاب دنياي نوجوان تاليف اينجانب مسائل نوجوانان و راههاي برخورد با آنان ثبت شده است .
پرسش 62 ـ لطفاً در مورد شناساندن خداوند متعال به کودکان در مراحل مختلف رشد رهنمودهايي بفرمائيد ؟‌
– اين سوال بسيار مفصل است ما تا زمان دبستان رفتن به آن مي‌پردازيم . از طريق ايجاد انس ميان کودک و نمودهاي مذهبي ، اگر اين ارتباط را بتوانيم ايجاد کنيم خيلي بهتر است . مثلاً کودک زير 7 سالمان را به مسجد ببريم و در عين حال سعي کنيم تا چيزي برايش تهيه کنيم . مثل شکلات يا کتاب داستان و در عين حال بايد به کشش کودک هم توجه کنيم که اگر حوصله‌اش سر رفت فوري به منزل برگرديم که آرامش او حفظ شود . يعني انس ميان آن جلسه‌ها و نمودهاي مذهبي را با کودک حفظ کنيم . وقتي کودک در کنار نماز خواندن شما جانماز مي‌آورد و به اصطلاح خودش نماز مي‌خواند او را تشويق کنيد و دستي بر سر و رويش بکشيد . اما در سالها بعد مي‌توان با صحبت کردن و منطق و دليل او را به خداپرستي هدايت نمود . در 7 سال دوم بهتر است از آثار خداوند و مخلوقات او بحث شود .
کتابي که من در اين زمينه معرفي مي‌کنم «پرورش اخلاقي و مذهبي کودک » مي‌باشد در اين کتاب در مورد اين موضوع که در هر مرحله چگونه از خدا با بچه حرف بزنيم راهنمايي شده است.
پرسش 63 ـ پسر من از 15 سالگي که به بلوغ رسيده نسبت به ظاهر خود خيلي حساس شده به سروزلفش خيلي مي‌رسد . لباس پوشيدنش مدتها وقت مي‌برد و حساس است . براي اينکه اين حالت در او نماند و من بتوانم او را متوجه کنم‌، چه برخوردي بايد داشته باشم ؟‌
– سن نوجواني سني است که نوجوان به خودش توجه مي‌کنند و ساعتهاي پاي آئينه مي‌ايستند . يک مقدار از اين حالت مربوط به سن نوجوان است ولي اگر بيش از حد شد غيرطبيعي است . بايد نوجوان را مقداري به زيبايي‌ها و جلوه‌هاي درون توجه دهيم و با او صحبت کنيم که زيبايي فقط زيبايي چهره و صورت و ظاهر نيست توجه دادن نوجوان به انديشه و باطن زيبا ، در او تعادل ايجاد مي‌کند . البته مادري مي‌تواند اين عمل را انجام دهد که خودش در حفظ ظاهر از نوجوان سبقت نگيرد . معمولاً پدر و مادري که تعادل دارند فرزندشان در اين زمينه متعادل مي‌شود . البته مدرسه خوب هم بسيار مهم است . اگر مربيان و معلمان بتوانند نگرش اخلاقي در نوجوان ايجاد کنند در رسيدن نوجوان به تعادل تاثير فراوان دارند .
پرسش 64 ـ کودکي دارم که از 8 يا 9 ماهگي تا حال که 4 سال دارد وقتي از چيزي ناراحت مي‌شد ، مثل اينکه وقتي فکر مي‌کرد ميان او و کودکان ديگر فرق قائل شده‌اند ناخن خودش را مي‌جويد و بدن خود را دستکاري مي‌کرد . حتي اگر پيراهن هم پوشيده باشد آنرا بالا مي‌زند و اگر روي نافش چسب زده باشيم آن را مي‌کند و با نافش بازي مي‌کند چه کنم؟
– در مورد اين کودک 4 ساله ، لازم است فوراً‌ توجه کودک را به چيزي ديگر جلب کنيم که مورد علاقه است . و حتماً دستهاي اين بچه بايد حتي الامکان مشغول باشد . بچه 4 ساله نوعي از بازيها را که جورکردني است انجام مي‌دهد . مثل پازل ، رنگ کردن و … که مي‌تواند دست و چشم و فکر کودک را مشغول کند . نکته دوم اينکه کودک را با خوراکيهاي شيرين که خوردن آن نسبتاً وقت زيادي هم مي‌گيرد مشغول نماييد ،‌شکلاتهاي سالم و …
بلافاصله هنگام اين عمل بايد مادر به او پيشنهاد بازي بدهد که کودک تغيير وضعيت دهد و بازي با ناف را فراموش کند .
پرسش 65 ـ مراحلي که شما گفتيد در مورد دوقلوها چگونه است . لطفاً کتابي در اين زمينه معرفي کنيد ؟‌
– مراحل تربيت در مورد دوقلوها ، تفاوت خاصي با فرزندان ديگر خانواده ندارد ،‌ولي از جهت همزماني نيازها و احتياجات بدني و رواني وظيفه پدر و مادر حساسيت و ظرافت خاصي بايد داشته باشد تا حسادت آنها برانگيخته نشود کتاب خوبي در اين مورد داريم به نام «چگونه دوقلوها را پرورش دهيم » از آقاي دکتر علي پريور که کتاب بسيار مفيدي است و از انتشارات آسيا مي‌باشد .
پرسش 66 ـ چگونه مي‌توان از روابط نامناسب ميان دو برابر با فاصله سني کم ، چه هنگام کودکي و چه هنگام بلوغ جلوگيري کرد ؟
– اگر متوجه شديد دو برادر رابطه نامناسب دارند ،‌هرگز نبايد آنان را تنها بگذاريد . اگر حتي خودتان هم در منزل حضور داريد و در اتاق را بسته‌اند و سروصدايي ندارند گاهگاهي به بهانه‌هاي مختلف سربزنيد که حضور شما را احساس کنند .
مقداري هم بايد احساس کنيم که برادر بزرگتر مي‌تواند برادر کوچکتر را اغفال کرده باشد تهديد کردن و ترسانيدن بچه‌ها ،‌گاهي ضرورت پيدا مي‌کند . بايد جدي برخورد کنيم جاي خواب بچه‌ها حتي الامکان در مکان جداگانه باشد .
کودکان را به ورزش و کاري وادار کنيد ،‌زيرا اگر کودک به کاري مشغول نباشد ناچار با خودش يا برادر يا هر کس ديگر مشغول مي‌شود .
بعد از 5 سالگي تهديد براي کودکان معني پيدا مي‌کند . در مورد دو برادر بايد سعي کنيم طوري نباشد که حتي با حضور ما کودکان احساس کنند که تنها هستند و هيچ سرگرمي ندارند جز اينکه با هم مشغول شوند . ساعتهاي متوالي بودن کودکان با هم اين فرصت را برايشان ايجاد مي‌کند .
اثر مخرب فيلمهاي ويدئويي کودکان را به اين اعمال وا مي‌دارد . با نهايت تاسف از وقتي ويدئو به صورت عمومي درآمده ،‌مسائل جنسي و اخلاقي کودکان حالت نابساماني به خود گرفته است . درحاليکه پدرو مادر فکر مي‌کنند فلان نوار را کودکان نمي‌ببينند ولي آنها موفق مي‌شوند به صورت پنهاني اين نوارها را ببينند و مسائل برايشان باز شده است و حالا والدين جلودار آنها نيستند.
پرسش 67 ـ خصوصيات نوجواني را به صورت فهرست برشماريد ؟
– به طور اجمالي مي‌توان اين خصوصيات را به صورت زير بيان نمود :
1- نوجويي 2- استقلال طلبي 3- مقاومت در برابر تحکم و برخورد آمرانه 4- علاقه به ارزشهاي اخلاقي 5- گرايش به همسالان 6- کاهش نفوذ والدين و مراجع قدرت 7- نگراني نسبت به آينده و ايفاي نقش 8- هويت جويي 9- گرايش به الگوهاي برتر (قهرمان دوستي) 10- خيالپردازي
پرسش 68 ـ با پسر 7 ساله‌اي که 2 بار تا حالا مشاهده شده دکتر بازي مي‌کند و دوست دارد نقاط مخفي بدن را معاينه کند چه رفتاري بايد کرد ؟ لطفاً‌ راهنمايي بفرمائيد ؟‌
– بايد به کودکان آموخت که دکترها در رشته‌هاي گوناگون مشغول کار هستند مثلاً‌ مي‌توان براي بچه‌هايي که دکتر بازي مي‌کنند وسايل لازم بازي معاينه گوش را فراهم کرد تا گوش يکديگر را معاينه کنند . يا نبض را اندازه بگيرند و يا آنها را به بازيهاي ديگري هدايت کنيم بازي‌هاي جالبي هست که به نام پازل که حدود 40 تکه مي‌شود و کودک بايد آن را درست کند . با کودک قرار مي‌گذاريم اگر مثلاً ظرف نيم ساعت درست کرد به او جايزه مي‌دهيم . به هر حال و به هر وسيله بايد فکر و دست و چشم کودکان سرگرم شود و يا نمونه‌هاي هواپيمايي که به صورت بزرگ هست و کودک آن را با چسب و قيچي درست مي‌کند . البته به اين مساله هم بايد اشاره کنم که توليد اسباب بازي يک کار حساس است و در بسياري کشورها به لحاظ تربيتي روي آن کار مي‌کنند و به نتايج جالبي هم رسيده‌اند ولي متاسفانه در جامعه ما اين حرفه بيشتر حالت تجاري دارد نه تربيتي .
پرسش 69 ـ پسر من مدتي است علائم ظاهري بلوغ را نشان مي‌دهد و علامت اصلي را شکت دارم که دارد يا نه چه کنم ؟
– البته به تاخير افتادن علائم اصلي بلوغ مي‌تواند به دليل بلوغ ديررس باشد و برخي از فرزندان بلوغ ديررس دارند ولي هيچ نقصي ندارند اگر با پزشک متخصص صحبت کنيد بهتر است ولي در مورد پسران بايد دانست که آنها تا 18 سالگي وقت دارند علائم بلوغ را مشاهده کنند .
پرسش 70 ـ اگر ما جواني را در حال خودارضائي مشاهده کرديم چه کنيم ؟
– در آن حال وانمود مي‌کنيم که نديديم و تغافل کنيم چون ماندن ،‌در آن حالت و برخورد مستقيم خيلي بدآموز است . بعد از چند روز ، سر صحبت را باز کنيم و در همان مسيري که قبلاً اشاره شد صحبت کنيم و در اولين فرصت نام او را در يک مرکز ورزشي سالم بنويسيم . از مربي‌ها هم بخواهيم حسابي از او کار بکشند تا وقتي شب مي‌آيد فقط فرصت شام خوردن داشته باشد و صبح هم بلافاصله پس از بيدار شدن او را از رختخواب بيرون آوريم تا فرصت انديشيدن و مشغول شدن به بدن را نداشته باشد .
پرسش نهايي ـ در همسايگي ما دوستان نابابي هستند چگونه معاشرت آنها را با فرزندمان محدود کنيم ؟
من اعتقاد دارم که در اين زمينه بايد بيشتر فرزندمان توجيه شود تا اينکه بچه‌هاي همسايه . ولي اگر ديديد فرزندتان منحرف مي‌شود با والدين دوست فرزندتان صحبت کنيد که ما مي‌خواهيم نوجوانان ما روابط خوبي داشته باشند و اين بستگي به شما دارد … اگر ،‌خانواده او با شما برخورد صحيحي کنند در حل مساله پيشرفت خواهيد کرد . در غير اينصورت سعي کنيم لحظات تنهايي او را خودمان پر کنيم تا احساس خلا روحي نکند . حتي او را با خود به تفريحات سالم و ورزشهاي مفرحي ببريم و شرايط زندگي فعال و مطلوبي را برايش فراهم کنيم .