مکالمه هدف دار در برقراری رابطه

مکالمه هدف دار در برقراری رابطه

هنگام فراگيري و احترام گذاشتن به تفاوت‌هاي يکديگر، مکالمه نقش اساسي را دارد. در اوّلين کتابم به نام «آنچه احساس مي‌کنيد، التيام‌پذيري است.» خيلي گسترده، درباره راست‌گويي و اهميّت آن شرح داده‌ام. خصوصاً در مورد واقعيّت‌هايي که به خودمان مربوط مي‌شود وجود صميميّت بين دو نفر سبب بيان حقايق مي‌شود. امّا بدون شناخت هدف يا مقصود نهفته در يک مکالمه، حتّي بهترين مکالمات، به گونه اجتناب‌ناپذيري با شکست همراه است.

مکالمه هدف دار در برقراری رابطه

اين هدف چيست و در يک مکالمه چگونه مي‌توانيم تأثيرش را بشناسيم؟ براي پاسخ به اين سئوال، ابتدا رويدادي را که براي خودم اتفاق افتاده تعريف مي‌کنم. روزي من و همسرم وقت صرف نهار، در يکي از سمينارهايم که درباره روابط ارائه مي‌کردم، جهت صرف غذا به رستوراني رفتيم به پيشخدمت رستوران گفتم که ما خيلي عجله داريم. او فوراً براي ما جا تعيين کرد و ليست غذاها را آورد و ما سفارش داديم. تا اين مرحله مکالمه من با پيشخدمت رستوران خيلي خوب بود.
در حالي که ما غذا را سفارش مي‌داديم عده‌اي ديگر در ميز کناري ما در حال نشستن بودند. من و همسرم در انتظار آوردن غذا بوديم. يک مرتبه متوجّه شديم، گروه ميز کناري ما بعد از ده دقيقه غذايشان حاضر شد، در حالي که ما زودتر آمده بوديم و از آماده شدن غذاي ما خبري نبود.
درجه حرارت بدنم بالا رفت. پنج دقيقه ديگر صبر کرديم، باز غذاي ما حاضر نشد. در درون خود خروش و جوشش داشتم. بلند شدم و نزد پيشخدمت رفتم و با لحن مؤدّبانه‌اي گفتم: خواستم يادآوري نمايم که ما عجله داريم. ولي آنهايي که در ميز مجاور ما نشسته‌اند و از ما ديرتر آمده بودند، غذايشان را آورده‌ايد. آن گاه با لحن نامناسبي گفتم: غذاي ما چه شد؟
پيشخدمت پاسخ داد: حضرت آقا، غذاي شما را هم مي‌آورم.
اين پاسخ او نيز کمکي نکرد، دوباره گفته‌ام را تکرار کردم. گفتم: آنها که در ميز کناري ما نشسته‌اند، غذايشان را آورده‌ايد، غذاي ما چه شد؟
پيشخدمت دوباره جواب داد: غذايتان الان حاضر مي‌شود.
نيازي به گفتن نيست که من خيلي عصباني شده بودم. تمام متانت و خوش طينتي من، و تمام فنوني که در مکالمات مي‌دانستم را فراموش کرده بودم. به سر ميزمان برگشتم و مي‌خواستم دعوا راه بيندازم.
در حالي که ما هنوز انتظار غذايمان را مي‌کشيديم، آنهايي که در ميز کناري ما نشسته بودند غذايشان را صرف کردند و صورتحساب را نيز پرداخت نمودند.
در اين مرحله تحمّل اين وضعيّت برايم خيلي دشوار بود. از جايم برخاستم تا به سراغ مدير رستوران بروم. در بين راه پيشخدمت‌مان را ديدم، بعد از اين که او را توجيه کردم که عجله دارم و وقتم تنگ است، دوباره سئوال کردم: غذاي ما چه شد؟ او با حالت ترس پاسخ داد: حضرت آقا، غذايتان را الان مي‌آورم.
آن گاه خوشبختانه از او سئوال کردم، چرا غذايمان اينقدر دير آمده مي‌شود؟ چرا عدّه‌اي که در ميز کناري بودند غذا داده شد؟ در واقع علّت عصباني شدنم را بيان کردم.
اين بار پيشخدمت مرا توجيه نمود. او گفت: آقا، آن گروه ميز کناري شما از روي ليست غذاهاي ساندويچي سفارش دادند، که از آشپزخانه ديگري تأمين مي‌گردد. شما از روي ليست غذاهاي اصلي سفارش داده‌ايد که در آشپزخانه مرکزي طبخ مي‌گردد. شما از اين جا نمي‌توانيد آنجا را ببينيد، در آن اطاق مجاور آشپزخانه، يک جشن فارغ‌التحصيلي است که تعدادشان خيلي زياد است و آشپزخانه مرکزي قادر به پاسخگويي آنها نيست. در هر صورت آشپز به من قول داده که غذاي شما را به موقع آماده کند و از اين تأخير واقعاً متأسّف مي‌باشد.
تنش و اضطراب من مثل برق از تنم دور شد. زيرا مي‌توانستم وضعيّت را درک کنم. با فهميدن حقايق، نسبت به پيشخدمت احساس ترحم نمودم. توانستم بدون اينکه در خود تنش و رنجش ايجاد کنم، آرامش داشته و صبر کنيم تا غذا آماده شود. در واقع تصميم گرفتم از اين که در رستوراني پشت ميز غذا نشسته‌ام لذّت ببرم، خصوصاً که وقتم را با همسرم مي گذرانم. همان گونه که ملاحظه نموديم، مکالمه من با پيشخدمت رستوران بي‌فايده بود، تا موقعي که از اين مکالمه رد جهت فهم بيشتر استفاده کردم. اگر نحوة مکالمه خود را در جهت درک بهتر تغيير نداده بودم، مطمئناً وضعيّت وخيم‌تر مي‌شد. مثلاً مي‌توانستم بگويم: حرف شما برايم قابل باور نيست، شرم‌آور است. مي‌خواهم با رئيس رستوران صحبت کنم. يا اگر غذايم تا سه دقيقه ديگر حاضر نشود، رستوران را ترک مي‌کنم و ديگر اينجا نمي‌آيم.
در مواقعي که انسان مورد تهديد قرار مي‌گيرد، معمولاً مکالمات منحرف و خراب مي‌شوند. وقتي مکالمات ما در جهت تهديد، ترساندن، عدم تأييد، صدمه زدن، عيب جويي و محکوم کردن و مقصّر نمودن کسي باشد، اشتباه خواهيم کرد. اين امکان وجود دارد که بتوانيم کنترل را در دست گيريم. امّا بدون شکّ رنجش بوجود خواهد آورد. مکالمه واقعي و مؤثر آن است که هدفش اين باشد ما را در فهم و درک شريک نمايد و اطمينان داشته باشيم که ديگري نيز مکالمات ما را درک مي‌کند.

مقاله‌های مشابه

بیماری sma چیست؟ حمایت از فاطمه یوسفی کودک مبتلا

بیماری sma چیست؟ حمایت از فاطمه یوسفی کودک مبتلا

فاطمه ده ماهه و در شهر قم زندگی می کند اما متاسفانه دارای بیماری sma است این بیماری منجر به تحلیل عضلانی نخاع کودک می شود که در پی آن مشکلات تنفسی و روشن کردن عضلات را به همراه بیاورد این بیماری ژنتیکی است و تنها تا قبل از دو سالگی فرصت برای درمان او می باشد و اگر...

بیشتر بخوانید
کارزار جمع آوری امضا در حمایت از درمان فاطمه کوچولو بیمار مبتلا به SMA

کارزار جمع آوری امضا در حمایت از درمان فاطمه کوچولو بیمار مبتلا به SMA

بسمه تعالی مسئول محترم دفتر بیت رهبری معظم جمهوری اسلامی ایران ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران ریاست محترم قوه قضائیه ریاست محترم مجلس شورای اسلامی و نمایندگان محترم مجلس موضوع: درخواست مساعدت جهت تأمین داروی زولژنسما برای درمان فاطمه یوسفی بیمار مبتلا به SMA با سلام...

بیشتر بخوانید

شما هم به جمع ۱۰۰,۰۰۰ مشترک خبرنامه‌ ما بپیونید

0 دیدگاه

یک دیدگاه بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.