علت گوش دادان به صحبت ها در مردان و زنان متفاوت است

علت گوش دادان به صحبت ها در مردان و زنان متفاوت است

علت گوش دادان به صحبت ها در مردان و زنان متفاوت است

يکي از بزرگترين محدوده‌هاي درگيري و آزردگي بين زنان و مردان مکالمه است. زيرا حرف زدن و گوش دادن مردان دلايل ديگري نسبت به حرف زدن و گوش دادن زنان دارد. مردان به حرف‌هاي زنان جهت حلّ مشکلات گوش مي‌دهند، در حالي که زنان فقط براي صحبت کردن و رابطه برقرار نمودن حرف مي‌زنند. مردان زماني لب به سخن مي‌گشايندکه به موضوع خاصّي اشاره دارند يا اين که شخص ديگري را در حلّ مشکل ياري دهند. زنان صحبت مي‌کنند تا از موضوعي سردرآورند يا زواياي ذهن خود را کشف کند. با اين تصوير ذهني، دليل و رنجيدن مردان، را در گوش دادن به صحبت همسر خود، خيلي ساده مي‌توان شناسايي کرد.
زن در جهت پيدا کردن يک موضوع حرف زدنش را توسعه مي‌دهد و با آن بازي مي‌کند. در حالي که مرد از او انتظار دارد فوراً به موضوعي که مي‌خواهد بيان کند بپردازد. مرد از خود مي‌پرسد، آيا دليلي دارد که او از اين شاخه به آن شاخه مي‌پرد؟ يا اين که مي‌خواهد وقت گذراني کند؟ در صورتي که هيچ کدام از اين تصوّرات مرد حقيقت ندارد.
زنان در حين مکالمه و صحبت کردن، در فکر و احساساتشان کاوش مي‌کنند، تا اين که بتدريج به موضوعي که مي‌خواهند برسند. مردان تحمّل اين صفت زنان را ندارند، چون مردان تا موضوع مشخّصي را نداشته باشند حرف نمي‌زنند. مردان موقعي که شروع به حرف زدن مي‌کنند، مي‌خواهند هر چه سريعتر و مؤثرتر به نتيجه آن برسند.
موقع مکالمه يک زن و مرد، اگر مرد يک مرتبه ساکت شود، زن به اشتباه، چنين مي‌پندارد که او کُند، احمق، کلافه يا بي‌توجّه گرديده است. در حالي که هيچ کدام از اين کيفيّت‌ها صحّت ندارند. او به صورت طبيعي رفتار مي‌کند. او در تفکراتش در حال سنجش است، تا موضوع را شکل دهد. باور اين خاصيّت مرد براي زن خيلي مشکل است. زيرا زن تفکر و احساساتش را از طريق بيان کردن خارج از خودش مي‌پروراند.
گاه و بيگاه مردان نياز دارند که مطالب را بسنجند، مانند زنان که بايد در مورد تفکر و احساساتشان صحبت نمايند. در نتيجه مرد خيلي روشن و با جهت پديدار مي‌گردد و زن به صورت متمرکزتر ديده مي‌شود.
ضرر و زيان اين دو شيوه متفاوت اين است که بعضي مواقع مردها از موضوع دور شده و «فاصله مي‌گيرند» در صورتي که زنان از موضوع خارج گشته و «کش مي‌دهند». در نتيجه تماس خود را با موضوع از دست داده و خيلي زياد از آن فاصله مي‌گيرند.
وقتي يک مرد از موضوع دور مي‌شود، مطالب و موضوعات حائز اهميّت را فراموش مي‌کند. مثلاً ممکن است تاريخ تولّد همسرش، قرارهاي ملاقات، سالگرد ازدواج، برنامه‌هاي مهم کاري و اولويّت آنها را فراموش نمايد.
وقتي يک زن از موضوع خارج مي‌گردد، توانايي خود را از اين که تشخيص دهد چه موضوعي مهم است از دست مي‌دهد. او تمايل دارد همه موضوعها را با يک درجه اهميّت بداند و مساوي فرض کند. ممکن است نسبت به وضعيّت ايجاد شده سردرگم و بيش از حدّ واکنش نشان دهد. او احساس مي‌کند که خواسته ديگران مطابق، يا حتّي بيشتر از خواسته خودش اهميّت دارد. او به نيازها و خواسته‌هاي فرزندانش بيشتر از تمنّاهاي شوهرش اهميّت مي‌دهد و ممکن است در برابر کمبودهاي شوهرش، شديداً واکنش نشان داده و تمام آزردگي‌هاي روز خود را سر او خالي کند. زماني که از تفکر و احساساتش صحبت مي کند، ممکن است از موضوع بحث و صحبت خارج شده و هيچ وقت يک موضوع حقيقي را ارائه ندهد.
با توجّه به اين که هميشه در حال تعادل نيستم، طبيعي است که مي‌توان قبول کرد مردان گهگاه، در حالي که مشغول بررسي و سنجيدن هستند، از موضوع فاصله بگيرند، دقيقاً براي زنان نيز در موقع بيان احساسات خود بسيار عادي است که گهگاه از موضوع خارج شوند. اين فهم و شناخت بسيار مهمّ است. چون به زنان کمک مي‌کند تا بدانند، زماني که مردان موضوع‌هاي مهم مثل تاريخ تولّد و سالگرد ازدواج را فراموش مي‌کنند، نسبت به آنها منصف‌تر باشند. همچنين باعث مي‌گردد که مردان نيز متوجّه شوند وقتي زنان از موضوع خارج مي‌شوند و حاشيه روي مي‌کنند نادان نيستند.
بدون داشتن اين شناخت، زماني که يک مرد متوجّه مي‌شود همسرش از موضوع خارج مي‌گردد و حاشيه روي مي‌کند، ممکن است بترسد و نگران گردد که تا ابد اين حالت را خواهد داشت در حالي که اکثر زنان فقط محتاج هستند که حرف بزنند، بعد از آن دوباره متمرکز مي‌گردند. موقعي روي مي‌دهد که يک زن از موضوع بحث خارج مي‌شود و سردرگم مي‌گردد. چون کاملاً احساس اطمينان ندارد که از بيان احساساتش چه قصدي داشته و به چه چيزي مي‌خواهد برسد. يا اصولاً به صحبت‌هايش کسي گوش داده است جاي تعجّب است که فرآيند مهمّ حرف زدن که بايد به زن هوشياري و درايت بيشتري بدهد، مي‌تواند گاه باعث اختلال بيشتري گردد.
از طرفي ديگر زماني که زن متوجّه مي شود که شوهرش از موضوع فاصله گرفته، مي‌ترسد و نگران مي‌گردد که شوهرش به او توجّه ندارد. معمولاً در چنين مواقعي آنچه که روي مي‌دهد اين است که مرد شناخت کافي نداد تا به يک نتيجه‌گيري در مورد مشکل برسد. البتّه او همه چيز را فراموش نکرده است، ولي ناآگاهانه صبر مي کند تا اطلاعات بيشتري حاصل نمايد.
آنچه را که مرد مي‌سنجد و درهم مي‌آميزد اطلاّعات است. او به شناخت بيشتري نياز دارد. اگر احساس کند مورد قضاوت قرار گرفته يا به دليل فراموش کردن موضوعي، خطاکار است، حالت مثبت‌بيني و تمايل به حلّ مشکل و کمک کردن خود را از دست مي‌دهد. ممکن است حالت تدافعي به خود بگيرد. براي اين که يک مرد دوباره حالت متمرکز خود را بازيابد، نياز دارد مورد اعتماد، ستايش و قدرداني قرار گيرد و آن را احساس کند.
زماني که يک مرد به حدّي از موضوع دور مي‌شود که خواسته‌هاي همسرش را فراموش مي‌کند و نمي‌داند در چه موردي صحبت مي‌کند، آن گاه همسرش بايد متحمّل زحمت زيادي شود تا علاقه او را نسبت به خود جلب نمايد. اگر همسر آزرده خاطر شود مي‌تواند با خود بگويد:« مطمئن هستم که او به من محبّت و علاقه دارد، فراموش‌کاري او اين معنا را ندارد که به من بي‌اعتنا شده است. مي‌توانم به او اعتماد کنم تا هر چه بيشتر بيادش باشد و احساس کند بيشتر او را دوست دارم، مورد اعتماد و پذيرش من است.»
به همين نحو، زماني که همسر مردي از موضوع خارج مي‌شود، او بايد خيلي کوشش کند تا در مورد او قضاوت نکند. او بايد با صبر و حوصله به حرف‌هايش گوش فرا داده و به خاطر داشته باشد که در چنين مواقعي همسرش نيازمند به محبّت بيشتر، درک بهتر و احترام مي‌باشد.
اگر در چنين مواقعي شوهر خيلي آزرده خاطر شود، مي‌تواند از همسرش خواهش کند: «ممکن است براي لحظه‌اي فرصت بدهي. من کمي وقت نياز دارم تا فکر کنم و ببينم تو چه مي‌گويي» يا اينکه مي‌تواند بگويد «دوست دارم درست حرف‌هاي ترا گوش کنم، ولي کمي وقت مي‌خواهم تا فکر کنم و ببينم تا بحال چه گفته‌اي.» در بيشتر مواقع حتّي شوهر نياز ندارد از همسرش درخواست کند که لحظه‌اي مکث کند، چون به مجرّدي که همسرش خود را توجيه کرد، مکث خواهد نمود. در چنين اوقاتي وهر بايد تجربه کند و هيچ نگويد و ادامه دهد تا نقطه نظرهاي او را بفهمد.
شوهر مي‌تواند پيش خود بگويد « او اختيار احساساتش دست خودش است. به طوري که من درک کرده‌ام او با اين صحبت کردن‌ها احساس بهتري خواهد داشت و عواطفش مثبت‌تر مي‌شود. براي گوش دادن به حرف‌هايش به اندازه کافي دليل دارم. مي‌توانم بدون هرگونه دخالتي به حرف‌هايش گوش دهم. او به سکوت من نياز دارد.»
به مجرّدي که شوهر بتواند کاملاً احساسات همسرش را درک کند مي‌تواند مؤثّر روي او تمرکز داشته باشد. توجّه و تمرکز او روي همسرش باعث مي‌شود که خودش نيز حواسش جمع شود.

مقاله‌های مشابه

بیماری sma چیست؟ حمایت از فاطمه یوسفی کودک مبتلا

بیماری sma چیست؟ حمایت از فاطمه یوسفی کودک مبتلا

فاطمه ده ماهه و در شهر قم زندگی می کند اما متاسفانه دارای بیماری sma است این بیماری منجر به تحلیل عضلانی نخاع کودک می شود که در پی آن مشکلات تنفسی و روشن کردن عضلات را به همراه بیاورد این بیماری ژنتیکی است و تنها تا قبل از دو سالگی فرصت برای درمان او می باشد و اگر...

بیشتر بخوانید
کارزار جمع آوری امضا در حمایت از درمان فاطمه کوچولو بیمار مبتلا به SMA

کارزار جمع آوری امضا در حمایت از درمان فاطمه کوچولو بیمار مبتلا به SMA

بسمه تعالی مسئول محترم دفتر بیت رهبری معظم جمهوری اسلامی ایران ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران ریاست محترم قوه قضائیه ریاست محترم مجلس شورای اسلامی و نمایندگان محترم مجلس موضوع: درخواست مساعدت جهت تأمین داروی زولژنسما برای درمان فاطمه یوسفی بیمار مبتلا به SMA با سلام...

بیشتر بخوانید

شما هم به جمع ۱۰۰,۰۰۰ مشترک خبرنامه‌ ما بپیونید

0 دیدگاه

یک دیدگاه بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.