خواندن فکر يکديگر در رابطه زوجین

خواندن فکر يکديگر در رابطه زوجین

خواندن فکر يکديگر در رابطه زوجین

در اين کتاب ملاحظه خواهيم کرد که مکالمه ناقص بين دو جنس مخالف در اثر پنداشت‌هاي اشتباه است. يکي از رايج‌ترين آن پنداشت‌ها همان است که ما «خواندن فکر» مي‌گوييم. زيرا مردان و زنان متوجّه نيستند که چقدر با هم فرق دارند. آنها چنين خيال مي‌کنند قبل از اين که کسي صحبت خود را شروع کند، فکر و احساساتش را مي‌دانند.
در مورد زنان حقيقت دارد، آنها مي‌توانند خيلي دقيق فکر يکديگر را بخوانند زيرا آنها به هم شباهت دارند. مردان نيز به همين نحو مي‌توانند با دقّت فکر مردان ديگر را بخوانند.
امّا زماني که مردي شروع به خواندن فکر زني بنمايد، به صورت غير قابل تصوري اشکال و اختلال بوجود مي‌آيد.
مرد نابهنگام اعلام مي‌کند که مي‌دانم همسرم چه موضوعي را مي‌خواهد بيان کند. اشتباهش اين است که نظرش را در مورد تصميم همسرش به همان گونه که در مورد يک مرد قضاوت مي‌کند اعلام مي‌نمايد. او ممکن است به حرفهاي همسرش گوش کند ولي قبل از اين که گفته‌هايش پايان يابد بگويد «گرفتم، گرفتم» اين روش و اين نوع درک در مورد يک مرد ديگر صدق مي‌کند. امّا براي يک زن اظهاراتش غير معقول است. زيرا زن مي‌داند که شوهرش نمي‌داند که او چه موضوعي را مي‌خواهد بگويد. خود او نيز بيشتر مواقع نمي‌داند در مورد چه موضوعي با شوهرش صحبت مي‌کند. چون در حين صحبت کردن است که او متوجّه مي‌شود چه احساسي دارد يا اين که فکر و خواسته‌اش چيست.
مرد بايد بداند که زن محتاج به صحبت کردن است. و اگر مرد هدفش کمک کردن به او مي‌باشد، پس منظور از گوش دادن به او اين نيست که به جان کلام دست يابد. بلکه به او کمک کند تا لُپ کلام را بيرون آورد و بگويد. زماني که زن بدون اينکه صحبتش قطع شود، جان کلام را بدست آورد و بيان کرد. در اثنا سخن گفتن ممکن است نظرش عوض شده يا موضوع را کاملاً عوض کند. ممکن است سؤالاتي را مطرح ساخته و خودش به آنها جواب دهد.
اگر مرد اجازه دهد که زن اين گونه صحبت کند، آنگاه از احساس رنجيده‌گي از ممانعت مي‌نمايد. مرد بايد بداند همانطوري که خودش قبل از صحبت کردن در مورد مسائل خود، بايد آنها را سبک و سنگين کند، يک زن نيز قبل از ارائه نظريه مشخصّ و معيّن خود نياز دارد در مورد مشکلاتش صحبت کند. اگر در اثر مشکلاتش احساس کلافه بودن داشته باشد، فقط با صحبت کردن احساس بهتري پيدا خواهد کرد.
مواقعي او متوجّه خواهد شد که هيچ مشکلي در کار نيست. امّا آخرين جمله‌اي را که دوست دارد در مواقع ناراحتي از شوهرش بشنود اين است که بگويد: « مشکلي وجود ندارد» ولي يک جمله قبل از آخرين جمله‌اي که زن دوست دارد از شوهرش بشنود، يک رشته از راه حلّ‌ها و چاره‌جوئي‌هايي است که در مورد مشکلات همسرش مي‌گفته است. در نهايت دو جمله قبل از آخرين جمله شوهرش، دوست دارد که از او بشنود «خيلي خوب گرفتم» (فهميدم). ولي موقعي که شوهرش با گفتن، خيلي خوب، خيلي خوب، حرف او را قطع مي‌کند. شبيه اين است که بگويد:« خيلي خوب خيلي خوب، خفه شو، ديگر نمي‌خواهم حرفي بشنوم.» زنان همچنين فکر را مي‌خوانند، امّا به شيوه‌اي متفاوت. آنها تمايل دارند نسبت به الگوهاي رفتاري شوهر خود تفسيرهاي منفي ارائه دهند. زماني که شوهرِ زني ساکت است، زن مي‌گويد بي‌اعتنا شده و بي‌مهر است، وقتي دير به منزل مي‌آيد، مي‌گويد که ديگر براي او اهميّتي ندارد، وقتي به کناري به انزوا رفته، مي‌گويد او را دوست ندارد، وقتي مرد فراموش مي‌کند کاري را انجام دهد، فکر مي‌کند که او بي‌تفاوت شده است. زماني که داخل اطاق مي‌رود و در را مي‌بندد، زن چنين مي‌پندارد که نمي‌خواهد نزد او بماند .
چون او مرد نيست، هيچ راهنمائي وجود ندارد که به او کمک کند تا وي درک نمايد چرا شوهرش چنين رفتاري دارد. براي زن مشکل است که به عشق مرد اعتماد کند. امّا زن مي‌تواند در جستجوي دلايل حقيقي و مثبت اين رفتار باشد. او مي‌تواند از ترس خود بدون هرگونه سرزنشي صحبت کند. امّا براي اطمينان بايد دوباره درخواست نموده و مطمئن شود.
در بخش بعدي شرح خواهيم داد که چگونه زن مي‌تواند به گونه‌اي موفّق‌تر اين نوع کمک‌ها را درخواست بنمايد.
براي شيوه‌هاي جديد گفتگو مهمّ است که اين تفاوت‌ها را در نظر گرفت. همان‌گونه که زنان دوست ندارند هنگام صحبت کردن کسي حرف‌هايشان را قطع کند و خيلي آسيب‌پذير مي‌شوند. مردان نيز دوست ندارد موقع صحبت کردن به آنها شکّ کنند يا احساس بي‌اعتمادي به آنها بشود. وقتي مردي صحبت همسرش را بارها قطع کند، يا در شنيدن حرف‌هاي او بي‌حوصله باشد، زن سکوت نموده و ديگر دوست ندارد از احساساتش حرف بزند. شکّ وظنّ جاي‌گزين عشق و علاقه او مي‌شود.
وقتي مردي توسط همسرش مورد سوء ظنّ قرار گيرد، به طرز بهت‌آوري از خود واکنش نشان مي‌دهد. اگر براي جرمي متهمّ شده و تنبيه گرديده باشد، از همسرش مي‌خواهد که تعهّد کند و اتهّام وارده را پس بگيرد، يا اگر انتظار دارد مورد مهر و محبّت قرار گيرد، با بي‌مهري رو به رو شود، بي‌قرار و سرد و بي‌محبّت مي‌گردد.
همانطوري که ملاحظه مي‌کنيد اين نوع الگوهاي منفي خودبخود تقويت مي‌شوند. هر اندازه شوهر بي‌توجّه‌تر و بي‌محبّت‌تر گردد، همسرش نسبت به او بي‌اعتمادتر مي‌گردد. هر اندازه زن بي‌اعتمادتر شود به همان مقدار علاقه و محبّت مرد کاهش مي‌يابد. اين يکي از دام‌هاي بزرگ ارتباطي بين زن و شوهر است. امّا مي‌توان اين چرخه را با بالا بردن درک يکديگر و قائل شدن احترام، اعتماد و دلسوزي از بين برد.
يکي ديگر از شيوه‌هاي فکرخواني زنانه اين است که انتظا دارند که ديگران نيازها و خواسته‌هاي آنها را پيش‌بيني نمايد. ولي زن با انتظاري که از شوهرش دارد و او طبيعتاً قادر به پيش‌بيني انتظارات وي نمي‌باشد، باعث نوميدي زن مي‌شود. از سوي ديگر يک شوهر نيز از زنش متوقع است که احساسات عاشقانه او با توجّه به رفتارش بفهمد.
زنان هميشه انتظار دارند که بارها و بارها مطمئن شوند که شوهرشان آنها را دوست دارد مي‌خواهند آنها اذعان نمايند آنها زن استثنائي هستند. به همين نحو مردان نيز متوقّع مي‌باشند که همسرانشان بارها و بارها خواسته‌ها، آرزوها و نيازهاي خود را به آنها يادآوري نمايند.

مقاله‌های مشابه

بیماری sma چیست؟ حمایت از فاطمه یوسفی کودک مبتلا

بیماری sma چیست؟ حمایت از فاطمه یوسفی کودک مبتلا

فاطمه ده ماهه و در شهر قم زندگی می کند اما متاسفانه دارای بیماری sma است این بیماری منجر به تحلیل عضلانی نخاع کودک می شود که در پی آن مشکلات تنفسی و روشن کردن عضلات را به همراه بیاورد این بیماری ژنتیکی است و تنها تا قبل از دو سالگی فرصت برای درمان او می باشد و اگر...

بیشتر بخوانید
کارزار جمع آوری امضا در حمایت از درمان فاطمه کوچولو بیمار مبتلا به SMA

کارزار جمع آوری امضا در حمایت از درمان فاطمه کوچولو بیمار مبتلا به SMA

بسمه تعالی مسئول محترم دفتر بیت رهبری معظم جمهوری اسلامی ایران ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران ریاست محترم قوه قضائیه ریاست محترم مجلس شورای اسلامی و نمایندگان محترم مجلس موضوع: درخواست مساعدت جهت تأمین داروی زولژنسما برای درمان فاطمه یوسفی بیمار مبتلا به SMA با سلام...

بیشتر بخوانید

شما هم به جمع ۱۰۰,۰۰۰ مشترک خبرنامه‌ ما بپیونید

0 دیدگاه

یک دیدگاه بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.