ارائه اظهار نظر

مشابه تصميم‌گيري، زنان و مردان در ارائه ايده و نظريه خود متفاوت عمل مي‌کنند. درک اين تفاوت‌ها بسياري از درگيري‌ها را از بين مي‌برد.
مثل فرآيند تصميم‌گيري، زنان براي ارائه نظريه خود به مدّت زمان بيشتري از مردان نياز دارند. آن‌ها براي بررسي نقطه‌نظرهاي مختلف و جمع‌آوري اخبار و اطّلاعات در مورد اظهار نظر خود به وقت نياز دارند. حتّي زماني که عقايد و نظريات خود را بيان مي‌کنند. با انعطاف‌پذيري عقايد و نظريات ديگران را محترم شمرده، و با دقّت اجازه مي‌دهند که ديگران بدانند که آنها در مورد صحّت عقايد و نظريات خود مطلقاً ادعائي ندارند.
موقعي که زني حواسش کاملاً جمع ات و از وقار و انعطاف‌پذيري خاصّي برخوردار است. او ديگران را در مودر عقايدشان آزاد مي‌گذارد. او جملاتي از اين نوع مي‌گويد: « چنين مي‌شنوم، احساس مي‌کنم که مي‌تواند آن باشد، به نظرم مي‌رسد که، آنچه را که مي‌بينم عبارت است از، آنچه که من مي‌شنوم اين است، چنين مي‌بينم که و غيره. شيوة اظهار کردن او مشخّص مي‌کند که وي آماده شنيدن و مشاهده کردن حقيقت و ارزش نظريه شوهرش مي‌باشد.
مردان عقايد و نظريات خود را به طريق متضّادي با شيوة زنان عنوان مي‌کنند. يک مرد خيلي سريع بر پاية اطلاعات و داده‌هايي که قبلاً مي‌دانسته نظريه و عقيدة و نتيجه‌گيري‌اش را بيان مي‌نمايد. سپس نظريه‌اش را طوري اعلام مي‌نمايد که گويي کاملاً صحيح است و يا تجربه‌اي که از عکس‌العمل ديگران نسبت به عقايدش کسب مي‌کند، دقّت آن‌ها را دوباره تعيين مي‌کند. اگر سايرين با عقايد و نظريات او موافق باشند، احساس برازندگي بيشتري مي‌نمايد. اگر ديگران عقايد متفّاوتي با او داشته باشند، نظريات خود را با آنها سنجيده و بعد آن را اصلاح مي‌کند.
وقتي زني به عقيده و نظريه مرد گوش مي‌کند، ممکن است واکنش منفي نشان دهد. زيرا متوجّه نيست که مرد با گشاده‌روئي عقايد و نظريات ديگران را گوش مي‌کند. به نظر زن چنين مي‌رسد که مرد فکر مي‌کند صد در صد حقّ دارد و هر نظريه و عقيده ديگري باطل، غير منطقي و غير عاقلانه است. زيرا زنان از نتيجه‌گيري‌ها و ارائه نظريّات خيلي تند و سريع مردان احساس بي‌اعتنائي و ناراحتي مي‌نمايند.
به نظر زن، در چنين حالات مرد کوتاه‌نظر، جسور و يک دنده مي‌آيد که دوست ندارد نظريه ديگران را بشنود. گرچه اين مرد کاملاً مشتاق تغيير دادن عقيده خود است. علّت اين که به نظر زن او خيلي خشک و يک دنده مي‌رسد اين است که ارائه نظريات و عقايد و نتيجه‌گيري‌هايش با زن فرق دارد.
مرد خيلي سريع نتيجه‌گيري مي‌کند، ولي همچنين آماده است که در صورت دريافت اطّلاعات بيشتر، بسرعت عقايد و نظرياتش را تغيير داده، يا عوض کند. در هر حال هيچ موقع به صورت مطلق خاطر جمع نيست، بلکه به اين صورت به نظر زنان جلوه مي‌کند.
براي مثال، «بيل» با صدائي مشخّص مي‌گويد:« بچه‌هاي ما خيلي لوس شده‌اند» «مري» با حالتي وحشت زده مي‌گويد: « نه آنها لوس نشده‌اند، حرف را باور ندارم، کي گفته است.» اکنون آنها موضوعي را جهت بحث و جدال پيدا کرده‌اند.
«مري» خيال مي‌کند که « بيل» آمادگي تبادل نقطه نظر ندارد. لذا او را مردي مغرور، خود رأي و خود محور پيش داوري مي‌کند. از نظر «مري» بحث کردن در مورد اظهار نظري که «بيل» به اين صورت بيان کرده اجباري است. او دوست دارد که به حرف‌هايش گوش داده شود چون فکر مي‌کند وظيفة مهمّي به عهده‌اش واگذار شده، که علاوه بر صحبت کردن بايد شوهرش «بيل» را قانع نمايد.
بدون آگاهي و شناخت از اين که مردان چگونه استدلال مي‌کنند، «مري» صحبت‌هاي «بيل» را خيلي جسورانه و جدّي تفسير مي‌کند. «مري» براي اين که شوهرش حرف‌هايش را بشنود مي‌ترسد با او دعوا کند، ولي حالت تهاجمي و برانگيخته‌اي بخود مي‌گيرد. اين حالت تهاجمي «مري» سبب مي‌شود که «بيل» حالت تدافعي گرفته و در برابر نقطه نظرهاي «مري» بياستد. ترس او تبديل به حالتي مي‌شود که مي‌خواهد از اين گفتگو راضي درآيد.
اگر در هر حال «بيل» به دوست خود «تام» بگويد:« بچه‌هايم کاملاً لوس شده‌اند» احتمالاً « تام» به او جواب خواهد داد: « مي‌دانم چه مي‌گويي، بچّه‌هاي امروزي خيلي با نسل ما فرق دارند. من فکر نمي‌کنم که لوس شده باشند، بلکه فکر مي‌کنيم خيلي ادّعا داشته باشند. در دراز مدّت فکر مي‌کنم بچّه‌هاي خوبي شوند.»
در اين حالت، «بيل» به نظرية «تام» گوش داده، اما « تام» ذاتاً مي‌دانست که «بيل» نظريه ديگران را مي‌پذيرد. بنابراين «تام» بدون اين که از نظريه خود دفاع نمايد يا به عقيده «بيل» حمله کند، نقطه نظر متفّاوت خود را بيان نمود. او اطمينان داشت که مجاز به ارائه نظريه متفاوتي نسبت به نظرية «بيل» مي‌باشد.« تام» مي‌دانست که «بيل» هر دو نظريّه را مقايسه مي‌کند و مزيّت نظريّه او را ممکن است با نظريّه خود به صورت عقيده‌اي جديد بپذيرد.
اگر «مري» اين گونه صفت مردان را مي‌دانست. به شيوة غير تدافعي به شوهرش پاسخ مي‌داد. وقتي بيل مي‌گفت: بچّه‌هاي ما کاملاً لوس شده‌اند، او مي‌توانست به نوعي که او را ياري نمايد پاسخ دهد.: « مطمناً بچه‌ها درخواست‌هاي زيادي دارند ولي فکر نمي‌کنم لوس و ننر شده باشند. آنها در اجراي تکاليف مدرسه خود در منزل، خيلي کوشا و ساعي هستند. آنها فقط با نسل ما تفاوت دارند.» در اين مثال « مري» با اطمينان نظرش را ارائه مي‌کند، و اين زوج مي‌توانند در مورد بچّه‌ها با هم صحبت کنند نه اين که بحث مشاجره داشته باشند.
به کمک درک تفاوت روش‌هاي يکديگر، مي‌توانيم آن‌ها را محترم شمرده با هم سازگار نمائيم. زنان و مردان کاملاً متين و متعادل مي‌توانند آراء و عقايد خود را در تصميم‌گيري هم آهنگ کرده و از روش‌هاي والاي صحبت کردن يکرنگ و تفکر و احساسات خود اطلاع يابند.
آنها مي‌توانند قبل از به کاربردن يا رد کردن نظريات ديگري به عقايد و نظريه‌ها احترام گذارند. زنها با داشتن اين نيّت که روش‌هاي استدلالي شوهر خود را محترم شمارند، مي‌توانند از بسياري از درگيري‌هاي روابط زناشويي پيشگيري نمايند. شناسايي اين نوع تفاوّت‌ها نه فقط در فرآيند فکري زن و شوهر مؤثّر است، بلکه در ايجاد روابط جنسي مناسب نيز حائز اهميت مي‌باشد.
حال اجازه دهيد به بعضي از مثالهايي که مشخّص کننده تأثير درايت باز و درايت متمرکز در روابط جنسي است بپردازيم.