تهاجم برای حق طلبی در مردان

يکي از شيوه‌هاي ديگري که مردان تهاجم خود را آشکار مي‌سازند، از طريق احقاق حقّ است. مرد جهت توجيه رفتارِ تنبيهي خود مي‌خواهد آن را تقصير ديگري بگذارد. در رابطه زناشويي مي‌تواند از عشق‌بازي، مهرباني و توجبه خود مضايقه نموده يا اين که مستقيماً از طريق پرخاش، رذالت و حرف‌هاي رکيک او را تنبيه نمايد. حادّترين اين شيوه بدرفتاري، آن است که همسرش را مسئول اين رفتار منفي و بي‌علاقگي خود بداند.
يقيناً اين رفتار منفي او با شنيدن رفتاري که با وي شده قابل درک است. امّا اين عکس‌العمل آن رفتار را توجيه نمي‌کند. او احساس مي‌کند که حق دارد به همسرش آسيب برساند، زيرا مي‌گويد او به من لطمه وارد کرده است. او چنين باور دارد که همسرش مسئول اين رفتار مخرّب و منفي او شده است و استحقاق تنبيه شدن دارد. اين باور هرگز حقيقت ندارد. «دو نفر نادرست کاري درست انجام نمي‌دهند.»
جهت توجيه ميل مفرط مردم به تهاجم، از نظر کلّي مردان چنين تصوّر مي‌کنند که يک دشمن مستحقّ چنين رفتاري است. در واقع هيچ موجود انساني سزاوار رنج کشيدن نمي‌باشد. مردان تعريف تعدّي و تجاوز را به جاي اين که آن را ايجاد مشکل بدانند يک راه حلّ مي‌شناسند. تا زماني که تعدّي و تجاوز به اين شکل شناخته شود هميشه ادامه خواهد داشت.
تا زماني که مردان يادنگيرند دردهاي خود را تسکين دهند، احساس اجبار مي‌کنند که دردهاي خود را به ديگران تحميل نمايند. البته به عنوان وسيله‌اي جهت تغيير، آنها در توجيه معقولانه تعدّي و تجاوز خود به عنوان ضرورتي براي شرارت آن را ادامه مي‌دهند. در واقع تا زماني که مردان نتوانند دردهاي خود را بدون تحميل کردن به ديگران احساس نموده و بيان کنند. براي آنها تنها راه حلّ تعدّي و تجاوز است. تا شيوه‌هاي جديد تسکين درد و رنج را از طريق گفتگوهاي مؤثّر ياد نگيريم و به آن عادت ننماييم، شيوه‌هاي قديمي، يعني تعدّي و تجاوز و انتقام‌جوئي برقرار خواهد بود. برقراري صلح در روابط زناشويي و همچنين برقراري صلح جهاني بستگي به توسعه و گسترش بخش زنانه دارد. در آينده تصميم قدرتمندان به جاي اينکه روي تنبيه کردن نابخردانه استوار باشد. بيشتر روي دلسوزي نسبت به درد و رنج ديگران قرار خواهد داشت.