واکنش عصبانیت و از کوره در رفتن زنان در برابر تنش ها

واکنش عصبانیت واز کوره در رفتن زنان در برابر تنش ها

زن از کوره در مي‌رود
در نتيجه کلافه شدن و ادامه آن، طبيعتاً حالت زن به واکنش شماره 2 خود در برابر تنش تغيير پيدا مي‌کند. او ناراحتي‌هاي احساسي و عاطفي را در خود جمع کرده و بنابراين در برابر وضعيّت موجود از کوره در مي‌رود. خيلي راحت اشتباه مي‌کند که چرا ناراحت است. ممکن است علت را با معلول اشتباه بگيرد.
اگر او در اثر يک روز طولاني پر از گرفتاري‌هايي تنش‌زا، ناراحتي پيدا کرده باشد و شوهرش همان لحظه وارد خانه شود. فراموش مي‌کند که جريانات زندگي روزانه‌اش باعث ناراحتي او شده است. او طوري واکنش نشان مي‌دهد که گويي شوهرش باعث و باني تمام اين ناراحتي‌ها مي‌باشد. از جهتي سنگيني روز سخت او روي مرد متمرکز مي‌شود.
احتمالاً با صحبت کردن در مورد مسائل ديگري که او را ناراحت مي‌کنند او مي‌تواند و مي‌خواهد که سبک شود. امّا قبل از اين که اين اتّفاق بيفتد، چنين مي‌نماياند که در مورد هر آنچه که زن صحبت مي‌کند انحصاراً مربوط به احساسات او مي‌باشد. به نظر مي‌رسد که او مشغول متّهم و سرزنش کردن و تنبه نمودن شوهر است.
در اين حالت که زن از شدّت رنجش از کوره در مي‌رود، تمايل به گفتن الفاظ ناپسندي مثل. نادان، بي‌انصاف، ناجور، غير منطقي دارد. الفاظي را که بعداً گفتن آنها را انکار مي‌کند يا مي‌گويد منظوري نداشته‌ام. چند دقيقه بعد به گفته‌هاي خود مي‌خندد. اين طريق تقريباً شبيه پاسخ دادن مردان در مواقع تحت تنش مي‌باشد. مرد عصباني مي‌شود و غرغر مي‌کند، امّا اگر همسرش در برابر او مقاومت نکند يا او را نرنجاند. خيلي سريع از آن مي‌گذارد.
بنابراين همان گونه که يک زن بايد ياد بگيرد که از شوهر کمک درخواست کند و غر زدن او را ناديده بگيرد، يک مرد نيز بايد از زنش سئوال کند که چه احساسي دارد، و بدون اين که حرف‌هاي او را به خود بگيرد به او گوش کند. البتّه بدون دفاع از خود يا اين که بخواهد او را اصلاح کند. بايد بدون اين که حرفش را قطع کند يا بخواهد او را توجيه کند و نصيحت نمايد به حرف‌هايش گوش دهد.
با وجودي که به نظر مي‌رسد زن، شوهرش را مسئول احساسات ناراحت خود قلمداد مي‌کند، ولي منظوري ندارد. او در حال کاوش است که ببيند چه عاملي باعث ناراحتيش شده است. خودش واقعاً نمي‌داند که چه عاملي سبب اين رنجش گرديده و چقدر از اين ناراحتي تقصير شوهر است، يا چقدر از اين ناراحتي‌ها مربوط به سايرين است.
«دنيس» 38 ساله و مادر سه فرزند است. شغل او دفتر داري است. شوهرش «رندي» آرشيتکت است. روزي از سر کار 15 دقيقه ديرتر به منزل برمي‌گردد. وقتي به طرف همسرش مي‌رود او را سرد و ساکت مي‌يابد. «رندي» مي‌گويد: آيا شام حاضر است؟ خيلي گرسنه هستم. «دنيس» غذايش را روي ميز پَرت مي‌کند و مي‌گويد « اين غذاي تو است که سوخته است» بديهي است که پاسخ دروني مرد خشم و غضب است او پيش خود مي‌گويد: « او چگونه جرأت مي‌کند اين رفتار را با من داشته باشد و ناراحتي خود را سر من خالي مي‌کند. آن هم به علّت اين که فقط 15 دقيقه ديرتر آمده‌ام. مي‌توانم قبول کنم کمي ناراحت باشد ولي نه به اين شدّت.» و از جاي بر مي‌خيزد و با گفتن چند ناسزا از منزل بيرون مي‌رود تا در محلّي ديگر شام بخورد. واکنش «رندي» در برابر از کوره در رفتن «دنيس» نيز به همان اندازه براي او گيج کننده بود.
واکنش عصبانیت و از کوره در رفتن زنان در برابر تنش ها : زماني که زنان از کوره در مي‌روند. مردان احساس مي‌کنند که تنبيه شده‌اند. متقابلاً مردان نيز چنين احساس مي‌کنند.
رندي پيش خود گفت: اگر قرار است به خاطر جرمي تنبيه شوم، پس بهتر است که تنبيه انجام شده مناسبِ جرم باشد». آنگاه طوري رفتار نمود که سزاوار آن بود. اضطراب و اجبار دروني مرد جهت تنبيه همسرش و آن شيوه‌اي که به کار مي‌برد مسلماً يک واکنش منفي در همسرش ايجاد مي‌نمايد، اين رفتار و اين واکنش منشأ اکثر مشکلات زندگي خانوادگي است. اگر مرد درک کند که همسرش عمداً تمام احساسات رنجيده‌اش را سر او خالي نکرده و بداند که هميشه يک ليست بزرگي از ساير موضوع‌ها و مسائل وجود دارد که زن را از کوره در برده و او را آزاد مي‌دهند. واکنش زن را به خود نمي‌گيرد. او مي‌تواند خيلي محترمانه متوجّه گردد که همسرش به خاطر 15 دقيقه تأخير او واقعاً بايد يک روز پرکار و سختي را پشت سر خود گذاشته باشد و شوهرش در انتهاي اين روز و در اوج اين ناراحتي‌ها وارد منزل شده است: بالاخره کسي را پيدا کرده که با اوصحبت کند و قرعه به نام شوهرش اصابت کرده. اجازه دهيد بررسي کنيم و ببينيم واقعاً براي «دنيس» آن روز چه روي داده است.
او جهت تراز کردن حساب جاري‌شان که چک کشيده بودند به بانک مي‌رود و مي‌بيند دو سه فقره چک که بايد واريز مي‌شدند وصول نشده و در نهايت نتوانسته موجوديشان را تراز کند. او چنين مي‌پندارد که مجرم در اين جا شوهر گيج او مي‌باشد که متناوباً مرتکب اين اشتباهات مي‌شود. در اين مرحله از روز، او بيشتر دلخور بوده که چرا از گيجي شوهرش خبر نداشته است. اين اوّلين آزردگي و ناراحتي او مي‌باشد، اجازه دهيد به آن 20 درجه نمره بدهيم.
نيم ساعت بعد او در آشپزخانه چاي دم مي‌کند و متوجّه مي‌شود که دخترش «کاترين» فراموش کرده نهارش را با خود به مدرسه ببرد. حال «دنيس» با تنش جديدي روبرو مي‌شود. آيا بايد غذاي «کاترين» را به مدرسه ببرد يا بگذارد بچّه 12 ساله گرسنگي بکشد. اجازه دهيد اين ناراحتي را10 درجه نمره دهيم.
چون «دنيس» قبلاً 20 درجه ناراحت بوده اين ناراحتي اخير سبب مي‌شود که 30 درجه ناراحتي را احساس کند.
بي‌مناسبت نيست اين نوع افزايش تنش را به نام شارژ احساسي بناميم. اين فقط براي زناني که دفتردار و حسابدار هستند روي نمي‌دهد. بلکه براي تمام زناني که در برابر تنش از کوره در مي‌روند صدق مي‌کند. اين يک توجيه معقول براي واکنش‌هاست که به نظر مردان خيلي غير معقول و غير منصفانه مي‌رسد. اجازه دهيد ادامه دهيم ببينيم آن روز ديگر چه اتّفاقي براي «دنيس» افتاده است. بعد از اين که براي بردن غذاي «کاترين» به مدرسه سبک و سنگيني مي‌کند، تصميم مي‌گيرد غذايش را به او برساند. سوار اتومبيل خود شده ولي ماشين روشن نمي‌ود. باطري ماشين خالي شده است. يک نفر شب قبل درِ ماشين را باز گذاشته بوده و لامپ تا صبح روشن مانده و باطري را خالي کرده است. اکنون با تنش ديگري روبروست. اجازه دهيد به آن نمره 30 بدهيم و چون قبلاً 30 درجه ناراحتي داشته، اکنون درجه تنش او 60 درجه مي‌شود.
يک لحظه تصوّر کنيد «کاترين» به منزل تلفن زده و همان لحظه درخواست کرده که نهارش را مادرش به مدرسه ببرد. عکس‌العمل «دنيس» در اين لحظه چگونه خواهد بود؟ به جاي 10 درجه‌اي که «دنيس» به علت غذاي فراموش شده تنش پيدا کرده، اکنون با تنش 60 درجه‌اي عکس‌العمل خواهد داشت. خوشبختانه «کاترين» به منزل تلفن نمي‌زند.
«دنيس» به طرف آشپزخانه مي‌آيد تا از آنجا به تعميرگاه تلفن بزند، تا کسي را بفرستند باطري را شارژ کند. در راه آمدن به داخل منزل نامه‌هاي پستي رسيده را بر مي‌دارد و با خود به آشپزخانه مي‌برد. در حال تلفن زدن ملاحظه مي‌کند که يکي از نامه‌ها از بانک است. اظهار نامه بانک در مورد چک بي‌محلّ لااقل 30 درجه تنش وارد مي‌کند. امّا در اين روز تا آن موقع که نامه بانک را مي‌بيند. 60 درجه تنش داشته و جمع تنش‌هايش به 90 درجه مي‌رسد. اکنون او 90 درجه تنش دارد.
حال تصوّر کنيد، اگر شوهرش «رندي» به منزل تلفن بزند و به او بگويد که فراموش کرده يک چک خاصّي را به حساب بگذارد. به جاي 20 درجه‌اي که در مورد گيجي شوهرش در مورد چک‌ها تنش دريافت کرد. اکنون 90 درجه تنش را احساس مي‌کند. به جاي اين که از اين گيجي شوهرش رنجيده شود، اکنون او را خواهد رنجاند که چرا اين قدر غير مسئولانه، بي‌توجّه و احمقانه عمل مي‌کند. خوشبختانه شوهرش چنين تلفني را نمي‌کند.
بعد از اين که صحبت تلفني خود را تمام مي‌کند. به گنجه‌اش مي‌رود تا قرص مُسکّن پيدا کند. وقتي به کشوي پنهان شدة شيريني‌هايش نگاه مي‌کند. متوجّه مي‌شود که روي قفسه‌هاي آشپزخانه، فضولات موش پراکنده شده است. با ديدن چنين منظره‌اي با نوميدي و ناراحتي فرياد مي‌زند: « واي، حمله موش‌ها». بيادش مي‌آيد که در دو سه هفته قبل شوهرش سعي کرده بود اين جنايت‌کاران کوچک را به تله بيندازد. در آن روز که «دنيس» موش ديده بود به اين اندازه ناراحت نبود، فقط حدود 15 درجه تنش پيدا کرده بود. امّا اين بار بايد 15 درجه را با 90 درجه تنش‌هاي قبلي جمع نمود جمعاً 105 درجه تنش مي‌شود. اگر کسي واکنش «دنيس» را در لحظه مشاهده فضولات موش مي‌ديد، مطمئناً اين واکنش را غير معقول مي‌دانست. امّا با توجّه به آنچه که قبلاً بر او گذشته بود، واکنش فعلي او کاملاً قابل درک است. اين جمله « کاملاً قابل درک بودن» همان چيزي است که در مواقعي که او از کوره در مي‌رود نياز دارد. در چنين لحظه‌اي در محدوده قدرت او نيست که بتواند تميز دهد که فقط 15 درجه براي فضله موش ناراحت است و 10 درجه براي نهار دخترش کاترين و 20 درجه جهت وصول نشدن چک‌ها و 30 درجه براي باطري ماشين و 30 درجه تنش جهت کشيدن چک بي‌محل. تمام اينها به او يک واکنش احساسي برابر 105 درجه مي‌دهند.
زماني که مردان بتوانند فرآيند از کوره در رفتن زنان را بفهمند، خيلي کم تمايل پيدا مي‌کنند که از کوره در رفتن زنان را به خود بگيرند. اجازه دهيد بررسي اين روز بديُمن «دنيس» را ادامه دهيم که چرا غذاي شوهرش را روي ميز پَرت کرد.
بعد از اين که تعمير کار باطري را شارژ کرد، او سوار اتومبيلش شد. به مجرّدي که ماشين را از گاراژ بيرون آورد، متوجّه شد فراموش کرده غذاي «کارترين» را بر دارد. او دوباره برگشت اتومبيل را پارک کرد و به طرف خانه دويد. وقتي دوباره سوار اتومبيل شد، نمي‌توانست استارت بزند. دوباره باطري خالي شده بود. خوب، قبلاً باطري خالي شده فقط 30 درجه تنش داشت، اکنون اين 30 درجه با 105 درجه تنش موجود انباشته شده به 135 درجه مي‌رسد. دنيس اين بار هنگامي که به تعميرگاه تلفن مي‌زند، کاملاً تحقير شده و با ناراحتي صحبت مردي را که در تلفن مي‌گفت « مگر شما 45 دقيقه قبل تلفن نزديد» را تحمّل مي‌کرد. اگر احياناً اين اتّفاق اتومبيل روز ديگري روي داده بود. شايد سبب مي‌شود از آن يک شوخي درست کند. امّا چون تا آن لحظه 105 درجه ناراحتي را در خود جمع کرده بود صحبت آن مرد کمي برايش اُفت داشت. بعد از اين تلفن زدن و فرسوده از اين همه مشکلات دروني «دنيس» به اطاق خواب مي‌رود که روي تخت کمي دراز بکشد تا وانت يدک‌کش برسد. موقعي که چشمانش را مي‌بندد، يک لحظه آرامش احساس مي‌کند. امّا از جايش بر مي‌خيزد تا يک ليوان آب بنوشد. در کف اطاق ردپاي ديگري از موش‌ها ديده مي‌شود. قبلاً هيچ موقع خارج از آشپزخانه ردپاي موشها را نديده بود. درجه تنش قبلي براي ردپاي موشها 15 درجه بود، اکنون در جمع 150 درجه مصيبت دارد.
در اين لحظه «دنيس» وحشت‌زده مي‌شود، فکرش با ترس و نگراني عجين است. پيش خود مي‌گويد: چند تا موش ممکن است در اين جا باشد؟ از کجا وارد شده‌اند؟ آنها ناقل چه بيماري‌هايي هستند؟ آيا در اطاق بچّه‌ها هم هستند؟ آيا وقتي بچّه‌ها خوابيده‌اند موش‌ها از روي آنها راه مي‌روند؟ آيا در اطاق زير شيرواني موجودات ديگري زندگي مي‌کنند؟ در اين لحظه به جاي اين که در اثر نفوذ موش‌ها مقدار کمي ناراحت باشد. اکنون ناراحتي و تنش او به علّت وجود موشها به 150 درجه رسيده است. نيازي به گفتن نيست که ديگر قادر به استراحت نبوده و از استراحت لذّت نمي‌برد.
بعد از شارژ مجدّد باطري ماشين «دنيس» بيش از هر موقع ديگر مصمّم گرديد که غذاي «کاترين« را به مدرسه برساند. او فقط ده دقيقه وقت داشت تا به آنجا برسد و غذاي بچّه را موقع شروع نهار به او بدهد. در مسير حرکت به مدرسه در محلّي جادّه تحت تعمير بود و 5 دقيقه را در ترافيک از دست داد. معمولاً اين تأخيرهاي جزيي حدود 10 درجه ناراحتي و اگر عجله در کار باشد تا 30 درجه ناراحتي ايجاد مي‌کنند، چون «دنيس» عجله داشت 30 درجه ديگر تنش و ناراحتي بايد به 150 درجه قبلي اضافه شود که جمعاً 180 درجه «دنيس» را ناراحت مي‌کند.
زماني که «دنيس» به مدرسه رسيد. کاترين آن جا ر ا ترک کرده بود تا نهار را با يکي از دوستانش خارج از مدرسه صرف کند. 10 درجه وقت هدر رفته در راه مدرسه معمولاً 20 درجه ناراحتي ايجاد مي‌کند بنابراين تا بحال جمع ناراحتي‌هاي دنيس به 200 درجه مي‌رسد. اکنون موقع آن بود که «دنيس» دختر سه ساله‌اش را از کودکستان به منزل ببرد. «سوزي» در تمام مدّت مسير کودکستان به مزنل را گريه مي‌کرد و دلش مي‌خواست به استخر شنا برود. اما «دنيس» دائم براي او شرح مي‌داد که هوا خيلي سرد است. «سوزي» از بين همه روزها اين روز را انتخاب کرده بود که دائم نق بزند و گريه کند. معمولاً به نظر مي‌رسد بچّه‌ها چنين کارهائي را عمداً انجام مي‌دهند. آنها مي‌توانند تجمع احساس منفجر شونده مادر را درک کنند و آن را بيرون بريزند. در تمام مدّت روز « سوزي» گريه مي‌کرد و چيزي مي‌خواست. اين نوع بي‌قراري بچّه‌ها براي مادران معمولاً حدود 20 درجه ناراحتي ايجاد مي‌کند، ولي براي دنيس برابر 220 درجه ناراحتي جمع شده بود. او به آن روزي که آرزوي بچّه داشتن کرده بود تأسف مي‌خورد.
حال تصميم گرفت که کارِ درستي انجام دهد. پس غذاي خاصّي براي شوهرش آماده نمود. براي او تهيّه غذا خيلي مشکل و ناراحت‌کننده بود، زيرا «سوزي» کوچولو دائم دامن او را مي‌کشيد و مي‌خواست توجّه مادرش به او باشد. زماني که شوهرش رندي به موقع از محلّ کارش نيامد او ماهي آزاد را که پخته بود داخل اجاق گذاشت تا گرم بماند. و هنوز تحت آزاد «سوزين قرار داشت. وقتي شوهرش وارد شد، يک مرتبه فکرش متوجّه ماهي گرديد که داخل اجاق گاز گذاشته بود. يک مرتبه به طرف اجاق دويد و مشاهده کرد که ماهي سوخته است.
«رندي» مشاهده نمود که همسرش «دنيس» سرد و ساکت است. او گفت «آيا شام حاضر است؟ خيلي گرسنه هستم.»
در روزهاي عادي اگر «دنيس» اين همه تنش را روي هم انباشته نکرده باشد، يک تأخير 15 دقيقه‌اي شوهرش مسئله بسيار جزئي بود، معمولاً حدود 10 درجه ناراحتي – امّا امروز اين نارحتي برابر است با 15 بعلاوه 220 يعني برابر 235 درجه و موقعي که شوهرش وارد مي‌شود ديوانه‌وار او را با خشم و گله‌پذيرائي مي‌کند. اگر در آن لحظه دخترش کاترين وارد مي‌شد دنيس 235 درجه با او ناراحتي داشت، اگر عکس يک موش را مي‌ديد 235 درجه ناراحتي از خود نشان مي‌داد.
زماني که شوهرش «رندي» از او سئوال مي‌کند. شام حاضر است، عکس‌العمل دروني «دنيس» عبارت بود: اين تمام حرف‌هايي بود که مي‌خواستي به من بزني؟ با اين همه زحماتي که براي تو کشيده‌ام.
دير وارد منزل مي‌شوي، حتّي يک تلفن نمي‌زني. حتّي از من نمي‌پرسي امروز را چگونه گذراندم. تو آنقدر مغروري که فقط مواظب خودت هستي. از تو متنفّرم. اگر از گرسنگي بميرم هيچ ناراحت نيستم. اميدوارم که از گرسنگي بميري. در درون « دنيس» آنقدر احساسات ناراحتي وجود داشت که نمي‌دانست کدام را بگويد. او سرد و ساکت باقي مي‌ماند و غذاي شوهرش را روي ميز پرت مي‌کند و مي‌گويد: اين غذا، ولي سوخته است.» با حالتي که او شوهرش را مي‌ديد، مقدار 235 درجه ناراحتي را مبادله مي‌کرد. نگاه و تُن صدايش همه چيز را مُنعکس مي‌نمود.
واکنش «رندي» عبارت بود از 235 درجه خشم و بدي، او با خشم و غضب فکر مي‌کرد:« چگونه جرأت مي‌کند با من اين رفتار را داشته باشد. در حالي که من فقط 15 دقيقه تأخير دارم؟ درک مي‌کنم که کمي بايد ناراحت باشد، امّا نه اين اندازه.» آن گاه از جايش بر مي‌خيزد و چند تا حرف رکيک مي‌زند و آهسته، جهت خوردن شام در بيرون از منزل خارج مي‌شود. او با خشم پيش خود مي‌گويد « او تاوان اين از کوره در رفتن خود را مي‌پردازد.»
آنچه را که مرد در چنين شرايط متوجّه نيست اين است که زن تاوان را پرداخته است. در تمام طول روز با آن محشور بوده. اکنون به علّت پشت سرگذاشتن يک روز پرمشقّت، نياز به دلداري و همدردي دارد. به جاي اينکه در حال تدافعي در آيد، بايد کسي مدارا کند و کوتاه بيايد. چند نفس عميق بکشد تا آرامش پيدا کند. از آن به بعد با احتياط و با دقّت بايد تلاش نمايد بدون اينکه درصدد اصلاح کردن و ياد دادن و سخنراني کردن براي او باشد، يا از خودش دفاع کند با او همدردي نمايد.

مقاله‌های مشابه

بیماری sma چیست؟ حمایت از فاطمه یوسفی کودک مبتلا

بیماری sma چیست؟ حمایت از فاطمه یوسفی کودک مبتلا

فاطمه ده ماهه و در شهر قم زندگی می کند اما متاسفانه دارای بیماری sma است این بیماری منجر به تحلیل عضلانی نخاع کودک می شود که در پی آن مشکلات تنفسی و روشن کردن عضلات را به همراه بیاورد این بیماری ژنتیکی است و تنها تا قبل از دو سالگی فرصت برای درمان او می باشد و اگر...

بیشتر بخوانید
کارزار جمع آوری امضا در حمایت از درمان فاطمه کوچولو بیمار مبتلا به SMA

کارزار جمع آوری امضا در حمایت از درمان فاطمه کوچولو بیمار مبتلا به SMA

بسمه تعالی مسئول محترم دفتر بیت رهبری معظم جمهوری اسلامی ایران ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران ریاست محترم قوه قضائیه ریاست محترم مجلس شورای اسلامی و نمایندگان محترم مجلس موضوع: درخواست مساعدت جهت تأمین داروی زولژنسما برای درمان فاطمه یوسفی بیمار مبتلا به SMA با سلام...

بیشتر بخوانید

شما هم به جمع ۱۰۰,۰۰۰ مشترک خبرنامه‌ ما بپیونید

0 دیدگاه

یک دیدگاه بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.