واماندگي
در نتيجه ناراحتي و از کوره در رفتن ممکن است « دنيس» هر لحظه از پا در آمده و احساس واماندگي کامل کند. او احساس نااميدي مي‌کند و وا مي‌دهد. در اين واکنش واقعاً به مرحله‌اي مي‌رسد که کمک کردن نيز مفيد واقع نمي‌شود. متأسفانه پيامي را که ديگران دريافت مي‌کنند، خصوصاً مردان اين است که، آنها در حمايت کردن از او شکست خورده‌اند و کار ديگري از دست آنها ساخته نيست که خوشايند او باشد.
واکنش واماندگی زنان در برابر تنش ها :نشانه اصلي واکنش شماره 3 در برابر تنش اين است که احساس خستگي و ضعف فوق‌العاده مي‌کنند. تا اين مرحله به نظر مي‌رسيد که او مسائل را «جمع و جور» کرده است. ولي تقريباً ناگهان ظاهرش او را کاملاً فرسوده، ناتوان، بيچاره و غُرغر و نشان مي‌دهد.
يک مرد در برابر زن وامانده خيلي مي‌ترسد، چون چنين فکر مي‌کند که در مرد حمايت از او قصور کرده است. او متوجّه نيست که واماندگي، عاقبت غير قابل گريز خارج شدن از تعادل است. مرد بايد بداند که او در اين بين هيچ تقصيري ندارد. او همچنين بايد متوجّه شود که همسرش انسان است. ممکن است بارها از حالت تعادل خارج شود. هيچ مهمّ نيست که او در تأمين نيازهاي وي تا چه اندازه موفقيّت داشته است. دقيقاً همان‌گونه که مرد در واکنش به تنش، گاه گاهي دهانش قفل مي‌شد و ساکت مي‌گردد. زن نيز گاهي خسته و وامانده مي‌شود. همان طور که در مورد مردِ سکوت کرده، زنان به اشتباه تعبير مي‌کنند و از مردان سکوت کرده مي‌ترسند؛ مردان نيز در مورد زنِ خسته و وامانده اشتباه کرده و از وي مي‌ترسند. همان گونه که مردان بعد از سکوت خود، ناگهان دهانشان باز مي‌شود. زن خسته وامانده فوراً انرژي گرفته و مثبت مي‌گردد.
يکي از طرقي که مرد مي‌تواند زن را که در حالت واکنش واماندگي است بشناسد، اين است که صورت مجازي مي‌توانيم فرض کنيم که، فيزيولوژي بدن مرد مجهّز به وسيله هشدار دهنده‌اي است که، اگر هر زمان بيشتر مهر و محبّت و عشق داده و کمتر دريافت نمايد، بهاو هشدار خواهد داد و اعلام مي‌کند: « از خودت مراقبّت نموده و استراحت کن تا از پا نيفتي.» امّا زنان اين وسيله هشدار دهنده را ندارند. هر قدر تنش و فشار بيشتري احساس کنند، به همان اندازه خود را فراموش مي‌نمايند. راه حلّ آنها براي از پا نيفتادن اين است که به آنها کمک شود تا احساس کنند که به حرفهايشان گوش مي‌دهند و حمايت مي‌شوند. در اين حالت حواسشان جمع و متمرکز مي‌گردد. عملاً مي‌توان گفت که او احتياج اندکي دارد.
در چنين مواقعي زن نياز دارد احساس کند که تنها نيست. او به ياري ديگران نياز دارد. بيشتر مردها از اين وضعيّت خيلي مي‌ترسند. مردي که سنگيني بار همسرش را در زندگي مي‌بيند، و ضمناً تقبّل کرده است به جهت بهتر کردنِ احساس او بکوشد. در نتيجه سعي مي‌کند تمام بار مسئوليت را خود بگردن بگيرد. او فکر مي‌کند که همسرش ديگر توان اجراي مسئوليت خويش را ندارد، و اين اشتباه بزرگي است. در واقع زن در اين نقطه تازه به حد خود رسيده است. مرد مي‌تواند در اين موقع براي اينکه زن احساس بهتري داشته باشد، چند مورد از مسئوليّت‌هاي وي را عهده دار شده و بعداً آنها را به او برگرداند. زماني که زن به حدّ خود رسيده باشد، به نظر مي‌رسد که کاملاً ناتوان شده است. واقعيّت اين است که هنوز هم انرژي دارد. فقط ارتباط او با انرژي خود قطع گرديده، زيرا وقتي احساس مي‌کند که تنها خودش بايد آن کار را انجام مي‌دهد، مي‌داند که به تنهايي قادر نيست و به کمک نياز دارد. تا زن زماني که احساس نکند مورد پشتيباني و حمايت قرار گرفته، با منابع نيروي داخلي خود رابطه‌اش قطع است.