متأسّفانه به علّت اينکه الگويي مشخّص براي اينکه کاملاً يک مرد يا زن باشيم نداريم، معمولاً از اينکه ما که هستيم سردرگم مي‌شويم. چون آموزشي نديده‌ايم که چگونه انرژي‌هاي مردانه و زنانه خود را اظهار داريم. در نتيجه درباره خود و ديگران به پنداشت‌ها و باورهايي که در مورد جنس زن و مرد به صورت عرف در آمده است قضاوت مي‌کنيم. اين باورها سبب محدود شدن اظهار توانايي‌هاي ذاتي و فطريمان مي‌شود. براي اينکه خودمان را با اجتماع وفق دهيم، بايستي بخش‌هايي از وجود را سرکوب کنيم.
ذيلاً هفت پنداشت نادرست عمومي راجع به جنسيّت را ملاحظه مي‌نماييد:
1- زنان مهربان و با محبّت و مردان بي‌عاطفه هستند.
2- زنان نامعقول و مردان عاقل مي‌باشند.
3- زنان حمايت کننده و مردان مُخرّب هستند.
4- زنان ضعيف و مردان نيرومندند.
5- زنان فرمانبردار و مردان حکمفرمايي مي‌نمايند.
6- زنان وابسته و مردان مستقلّ هستند.
7- نقش هرکس بر مبناي جنسيّت او قبلاً تعيين گرديده است.
اين باورهاي عمومي جنسيّت، باعث ايجاد هزاران پنداشت غير منصفانه ديگر مي‌شود. مثلاً «مرد بايد در جهان کار کند و زنان در خانه بمانند». يا «زنان پرستارهاي شايسته و مردان پزشکان حاذق مي‌شوند.»
هفت گروه تبعيض‌هاي جنسيت فوق خيلي قابل اهميّت هستند زيرا مستقيماً توانايي‌ مار ا محدود و يا کلاض ممنوع مي‌کنند، که در نهايت باعث ايجاد تفاوت‌هاي جنسيّت ما مي‌گردند. يقيناً جنسيّت در اظهار داشتن و آشکارسازي توانايي‌اي ما مؤثّر است. امّا به هيچ عنوان نمي‌تواند تعيين نمايد که ما چه کاري مي‌توانيم انجام دهيم. توانايي بالقوّة دروني ما سبب بوجود آمدن تفاوت‌هاي جنسيّت ما مي‌شود. هر يک از ما الزام دارد که داراي صفات زير باشد:
1- با اراده
2- هوشيار
3- خلّاق
4- با محبّت
5- نيرومند
6- قاطع
7- متکّي به نفس
باورهای جنسیتی هر کس و هر کدام از ما انسانها مخلوطي از اين صفات اصلي انساني را به صورت انحصاري براي خود دارد. طبيعي است که هر کسي داراي محدوديّت‌هاي خاص خود مي‌باشد. ولي اين محدوديّت‌ها توسط جنس تعيين نگرديده‌اند. اگر خيال کنيم که جنسيّت (زن يا مرد بودن) تعيين کننده توانايي ما براي دوست داشتن و محبّت کردن، اظهار قدرت يا چگونگي درک و فهم مي‌باشد، اشتباه بزرگي مرتکب شده‌ايم. اين شيوه رفتار و باور مردم را به رده‌بندي‌هاي تخيّلي تقسيم مي‌کند و از اظهار کامل ما که چه شخصي هستيم و چه کاري مي‌توانيم انجام دهيم جلوگيري مي‌کند.