مردان وز نان يکسان خلق شده‌اند. در اصل جوهره يا روح آنها مساوي هم مي‌باشد. کليّه مردان و زنان داراي هوش و قلبهاي پرمهر و محبّت هستند. امّا نحوه پرورش و توسعه توانائيهاي بالقّوه و اظهار کردن آنها در هر شخصي نسبت به ديگري متفاوت است.
برترين قدرت ما دوست داشتن و عشق ورزيدن و حمايت از يکديگر است. هر شخصي براي خودش فردِ خاصّي است، و مالک صفت ويژه‌اي جهت ابراز آن مي‌باشد. متأسّفانه به همين جهت است که خيال مي‌کنيم براي ايجاد تساوي حقوق، ما بايد مثل ديگران باشيم. از طريق محترم شمردن و پذيرفتن تفاوت‌هاي خويش براي خود، اين موقعيّت را ايجاد مي‌نمائيم که کاملاً شکوفا شده و موهبت انحصاري خود را کشف نماييم. در واقع همه ما با هم تفاوت داريم و به هم وابسته هستيم. از طريق اين وابستگي به يکديگر است که مي‌توانيم تمام توانايي خود را ابراز داريم.
پی بردن به تساوی حقوق زن و مرد :همه ما به عنوان موجودات انساني داراي اراده هستيم. هر اندازه بيشتر به انرژي‌هاي مردانه و زنانه خود پي‌ببريم بيشتر به گنجينه خاص شناخت خويش که چه کسي هستيم و چه کاري هستيم و چه کاري مي‌توانيم بکنيم دست خواهيم يافت. ما مي‌توانيم قفل اين صندوقِ پر بها را با کشف کردن انرژي‌هاي مردانه و زنانه خود بازنمائيم. اين کشف باعث شناخت و فهم بيشتري مي‌گردد و در را به خود اتکايي بيشتر، ارزش به خويش، اعتماد، خوشبختي، تساوي و صلح و صفا مي‌گشايد. بدون اين شناخت سعي در دوست داشتن خود و ديگران مي‌تواند سردرگمي ايجاد کند.
بعضي مواقع حتّي اوقاتي که که مي‌خواهيم به خودمان و ديگران کمک کنيم، ندانسته به موفقيّت خود آسيب مي‌رسانيم.