بيشتر اوقات در زندگي زناشويي، يک مرتبه زن احساس مي‌نمايد که شوهرش او را دوست ندارد. زيرا شوهرش توجّه و اقداماتي را که در سالهاي اول ازدواج انجام مي‌داده ديگر مراعات نمي‌کند. وقتي کيفيّت توجّه مرد نسبت به زن عوض مي‌شود و زن علّت آن را درک نمي‌کند، چنين مي‌پندارد که شوهرش از زندگي با او احساس خوشبختي نکرده و ديگر به او توجه ندارد.«کيفيّت توجّه نسبت به زن، يکي از نشانه‌هاي مهمّ عشق است.» اجازه دهيد در اين مورد به مثالي بپردازم:
چه مواقعی نشانه‌های عشق و علاقه محو می‌گردند ؟ وقتي «فيل» و خانم «آن» در جلسه مشاوره بررسي اختلافاتشان نزد من آمدند، «آن» اعلام کرد که شوهرش ديگر او را دوست ندارد. «فيل» مات شده بود که همسرش در چه موردي صحبت مي‌کند.چون خودش مي‌دانست که او را دوست دارد، و برايش قابل قبول نبود که چرا همسرش نمي‌داند که او را دوست مي‌دارد. «فيل»به شدّت آزرده شده بود.
بعد از مقداري بحث و گفتگو، «فيل» کم کم متوجّه گرديد وقتي «آن» به او مي‌گويد تو ديگر مرا دوست نداري. منظورش اين است که به آن شيوه خاصي که قبلاً او را دوست داشته ديگر دوست ندارد. «فيل» مي‌خواست بيشتر شناخت پيدا کند و به اين علّت من از «آن» درخواست کردم چشمهايش را به بندد و آن احساسي را که در گذشته در اثر دوست داشتن شوهرش به او دست مي‌داده بياد آورد و آن را در خود زنده و احساس کند.
او احساسات گذشته خود را بررسي کرد و به آهستگي گفت:«احساس مي‌کنم گرم شده‌ام، احساس مي‌کنم که مرا دوست دارد، باعث گرديد احساس خاصّي داشته باشم، احساس شادي کنم، احساس آرامش، آزادي بازيگوشي و احساس امنيّت پيدا کنم.»
از او خواستم کمي عميق‌تر احساس خود را گسترش بدهد. او گفت «احساس ظرافت، محبوبيت، مقبوليت، با اعتماد و دلربائي به من دست داده است.»
دوباره از او سئوال کردم «زماني که چنين احساسي داري، از چه چيزي خيلي بيشتر لذّت مي‌بري؟» او مطالب زير را بيان کرد:
«من از اين که «فيل» مرا دوست داشته و نوازش کند لذّت مي‌برم. از اين که بخشي از زندگي او باشم لذّت مي‌برم. از اين که با من با احترام رفتار کند لذّت مي‌برم. اگر تغيير رويه دهد لذّت مي‌برم. از اين که به حرف‌هاي من گوش کند و من احساس کنم حرفهاي مرا مي‌شنود لذّت مي‌برم. از اين که در زندگي رويدادهاي شادي آفرين جديدي را بوجود آورد لذّت مي‌برم. وقتي او درک مي‌کند که من محتاج به حرف زدن هستم و احساس مرا سئوال مي‌کند و وقت بيشتري براي گوش دادن به حرفهاي من صرف مي‌کند لذّت مي‌برم. هر وقت به من اين فرصت را مي‌دهد که از غم و غصّه‌هايم حرف بزنم و مرا در آغوش مي‌گيرد لذّت مي‌برم. وقتي آرايش جديد موي سرم را بدون اين که به او بگويم متوجّه مي‌شود و آن را مي‌پسندد لذّت مي‌برم. وقتي احساس مي‌کنم که مي‌خواهد وقت خود را با من بگذراند لذّت مي‌برم. وقتي مرا با هداياي کوچکي همراه يادداشت غافلگير مي‌کند لذّت مي‌برم. وقتي به مسافرت رفته و مرا از سلامت خود آگاه مي‌کند و شماره تلفن خود را مي‌دهد لذّت مي‌برم. هر زمان نيازهاي مرا برآورده مي‌کند لذّت مي‌برم. آنگاه به او اعتماد پيدا کرده و مي‌دانم که واقعاً به من علاقه دارد و فقط به فکر خود نيست.»
«فيل» با شنيدن جملاتِ «آن» اشک از چشمانش سرازير شد. زماني صحبت‌هاي «آن» به پايان رسيد. «فيل» گفت: «وقتي تو صحبت مي کردي، خوش‌ترين لحظات زندگي‌مان به خاطرم آمد. متوجبه شدم که در طول چند سال چگونه همه چيز تغيير پيدا کرده است. به گونه‌اي که تا حال متوجّه آن نشده‌ام.» همسرش را در آغوش گرفت و فشرد و گفت من نيز دلم برايت تنگ شده بود.
از آن به بعد فيل روي ساير موضوعات نيز بجز کارش تمرکز کرد. او فراموش نکرد که مورد نياز «آن» بودن چه شگفتي و اهميّتي دارد و آنرا احساس کرد. درک نمود که علاقه همسرش چقدر برايش اهميت داشته و در نهايت فهميد چه همسر با ارزش و شايسته‌اي داشته.
آن روز «فيل» ياد گرفت زماني که همسرش احساس کرد که نسبت به او بي‌علاقه شده است، انسان غير معقولي نشده. اين پيام بسيار مهم است که اشعار مي‌دارد، آنچه را که نياز دارد نمي‌گيرد. اکنون «فيل» مي‌داند هر زمان خواسته‌هاي همسرش را فرامو کند عشق واقعي خود را به مخاطره انداخته است.
زماني که مرد تماس خود را با احساسات همسرش قطع مي‌کند، نه فقط موضوع‌ها و نکات مهمّ را خودش فراموش مي‌کند، بلکه باعث مي‌شود که همسرش نيز آنها را از ياد ببرد. احتمالاً مرد دوست دارد دقيقاً بداند که همسرش چه نياز دارد ولي همسرش شروع به رنجاندند او مي‌نمايد. ممکن است زن خود نيز نداند واقعاً چه کمبودي دارد، ولي مي‌داند کمبودي وجود دارد.
زماني که مرد بخواهد نيازهاي همسرش را بشنود، هر دو نفر پيروز مي‌شوند. «آن» به ارزش آگاه کردن «فيل» از اينکه بداند وي براي او چقدر مهمّ است پي برد. فيل از احساسات بيان شده «آن» انگيزه بيشتري در تامين وپشتيباني او پيدا کرد. بيان لذّت‌هايي که «آن» از زندگي با او مي‌برد، سبب شد که «فيل» بيشتر احساس قدرداني و پذيرش داشته باشد و تشويق گردد.