سرّی که زن را وامی ‌دارد که احساس کند همسرش او را دوست دارد.

سرّی که زن را وامی ‌دارد

احتمالاً مهمترين شيوه‌اي که يک مرد مي‌تواند بکار برد تا همسرش احساس کند او را دوست دارد، کاملاً متضّاد آن چيزي است که اکثر مردان فکر مي‌کنند. بيشتر مردان خيال مي‌کنند اگر در مورد رابطه زناشويي خود گله و شکايتي نداشته باشند، همسرشان احساس مي‌کند که او را دوست دارد و برايش ارزش قائل است. گذشته از آن اگر يک زن در مورد شوهرش به او گله وش کايتي نکند، مرد احساس سپاسگزاري دارد.
مردان نمي‌دانند وقتي آنها ظاهراً طوري عمل مي‌کند که همه چيز در روابط زناشويي بر وفق مراد است. جفت آنها استنباط مي‌کند که روابط زناشويي براي او خالي از اهميّت است و باعث مي‌شود احساس کند که او براي شوهرش اهميّتي ندارد.
معمولاً مرد اغلب در مورد مشکلات و مسائل کاري و شغلي خود نگران و عصباني مي‌شود. وقتي به منزل بر مي‌گردد. فکرش هنوز متوجّه محل کار است. همسرش اين پيام را دريافت مي‌کند که براي شوهر او شغلش بيشتر از او اهميّت دارد. اگر اين مرد بتواند شناسائي نوميدي، نگراني و ناکامي‌هايش را در روابط زناشويي بياموزد. آنگاه با همسرش صحبت خواهد کرد و به او خواهد گفت که وي برايش مهمّ است، به او نياز دارد و او را تمجيد مي‌کند. در اينجا سرّي نهفته است که زن احساس مي‌کند شوهرش او را دوست دارد. زماني خود ارزشي يک زن افزايش مي‌يابد که از لحاظ احساسي و عاطفي مورد تائيد قرار گرفته و تمجيد و ستايش گردد.
خانم «جين» 36 ساله دائم شکايت دارد که توسط همسرش آقاي «پل» که پزشک موفقي است، مورد قبول واقع نشده است. با وجودي که «پل» نان‌آور سنتي خانواده است، «جين» به صورت استثنايي در فعاليت خانه‌سازي مشغول کار است. «پل» رنجيده است از اينکه با وجودي که تمام پول مورد نياز زندگي‌شان را تامين مي‌کند، ولي همسرش علاقه‌اي به قبول مسئوليت خانه‌داري ندارد.
وقتي من از «جين» علّت را سئوال کردم، جين گفت: «از اين که کلفت او باشم منزجر هستم، تمام کاري را که او موقع آمدن به منزل انجام مي‌دهد، شکايت از عدم انجام کارهاي خانه توسط من است.»
پل مي‌گويد:«خيلي سخت کار مي‌کنم.» او از من تلاش مساوي و سختي را انتظار دارد. گرچه براي من مهمّ نيست که بيشتر از خود مايه بگذارم، به هيچ وجّه مورد قبول او واقع نمي‌شود. او فقط از من ايراد مي‌گيرد و انتقاد مي‌نمايد که کدام يک از وظايف خود را انجام نداده‌ام. از اين که احساس مي‌کنم او خيال مي‌کند من کلفت او هستم متنفّرم.»
«پل» شروع به توجيه نمود که من فقط از او مي‌خواهم که منزل تميز باشد و موقعي که شب وارد منزل مي‌شوم، شام را حاضر کرده باشد. او با صداي نوميدانه‌اي گفت: «فقط دو ساعت وقت از تمام فرصت روزانه‌اش نياز است که باعث شود من خوشحال باشم. تمام کاري که بايد انجام دهد اين است که منزل را تميز کند و شام خوبي فراهم سازد. بعد آزاد است هر کاري دوست دارد انجام دهد. تنها خواسته‌ام اين است که دو ساعت در خانه کار کند.»
بعد از صحبت‌هاي «پل» «جين» به آنها چنين پاسخ داد:« وقتي احساس مي‌کنم که به من مثل يک کلفت نگاه مي‌کند خشمگين مي‌شوم.»
«پل» هيچ تصوّري نداشت که به اين صورت همسرش را تحقير مي‌کند. «جين» فقط از گفته‌هاي «پل» اين درخواست را مي‌شنيد که او فقط کارهاي منزل را انجام دهد. در حالي که از يک طرف «پل» منظورش اين بود که آن قدر برايش ارزش قائل هستم که فقط از او اين انتظار را دارم که فقط در روز دو سه ساعت کار کند.
آن گاه من از «پل» سؤال کردم چرا براي شما تميز شدن خانه و آماده شدن شام اين همه اهميّت دارد؟ در حاليکه او تحريک شده بود پاسخ داد: « منظورم اين است که او واقعاً قبول دارد که من خيلي سخت کار مي‌کنم تا زندگي خوبي داشته باشيم. اما بيشتر مواقع او مي‌گويد در زندگي پول برايش اهميّتي ندارد و به نظرش چنين مي‌رسد هر آنچه را که من انجام مي‌دهم پوچ است. در حالي که من به فکر آينده‌مان هستم که ذخيره‌اي داشته باشيم، در حاليکه او فکر مي‌کند من فقط به فکر خودم هستم.

سرّی که زن را وامی ‌دارد که احساس کند همسرش او را دوست دارد.
«وقتي فکر مي‌کنم که از من به خاطر اين همه کارهايم ممنون نيست، برايم دردآور است. اگر وقتي به منزل مي‌آيم احساس کنم که مرا دوست دارد و از آنچه که براي او انجام مي‌دهم ممنون مي‌باشد، زندگي برايم با ارزش خواهد بود. در غير اين صورت از او منزجر مي‌شوم.دوست دارم به خاطر تمام آنچه که براي او انجام مي‌دهم، از من قدرداني کند و سپاسگزار باشد. به جاي اينکه بيش از حدّ ايرادگير باشم.
وقتي «جين» به حرف‌هاي «پل» گوش داد صورتش برافروخته شد و از روي گونه‌هايش اشک جاري گشت. براي اوّلين بار توانست درک کند که تا چه اندازه‌اي علاقه‌منديش باعث حمايت شوهرش مي‌شود. متوجّه شد که تهيّه شام براي او اين نبود که فقط آشپز او باشد، بلکه اين عمل «جين» و تهيه شام نوعي سپاسگزاري از زحماتي است که «پل» براي رفاه خانواده‌اش متحمّل مي‌گردد. «جين» با شنيدن اين نوع نياز عاجزانه «پل» که به صورت عاشقانه از او قدرداني کند، توانست اين احساس را داشته باشد که بخشي از ندگي او را تشکيل دهد.
«جين» توانست از اين احساس قلبي و باطني شوهرش، از صميم قلب تمام رنجش‌هاي خود را دور بريزد و هم به کار خانه‌سازي خود مشغول باشد و هم خواسته‌هاي شوهرش را تأمين نمايد.
«پل» نيز متوجّه گرديد که بايد به «جين» نشان مي‌داد که نيازهايش کار کردن او نيست، بلکه احساسي و عاطفي است. از آن به بعد توانست براي جين ارزش بيشتري قائل شود و احساسات خاصّي نسبت به او داشته باشد.
اين کار براي بسياري از مردان مشکل است. زيرا معمولاً آنها از نيازهاي خود در زندگي زناشويي‌شان هيچ اطلاعي ندارند. وقتي نيازهاي احساسي و عاطفي مردي از طرف همسرش تامين نمي‌شود. او بايد يأس و نوميدي‌هايش را با وي در ميان گذارد، تا زن احساس کند که او را دوست دارد و برايش ارزش قائل است. اين شيوه رفتار و کمک به زن نه فقط باعث مي‌شود که احساس کند داراي ارزش و اهميّت است، بلکه مي‌فهمد که چگونه پشتيباني و خدمات موثّرتري را به شوهرش ارائه دهد. موقعي که مرد شيوه مکالمه کردن با همسرش را ياد گرفت و فهميد چگونه نيازهاي احساسي و عاطفي خود را بيان کند، هم باعث مي‌شود که ارزش و شايستگي زن افزايش يابد و هم او را وا مي‌دارد که بيشتر از خود مايه بگذارد.
همان گونه که مشاهده کرديم، يکي از دلايلي که زن‌ها احساس مي‌کنند آنها را دوست ندارند، اين است که مردان هيچ مبناي مقايسه‌اي جهت ارائه نيازهايشان به همسر خود ندارند. مردان قادر نيستند به گونه‌اي شمرده آن چه را که خودشان محتاجند بيان کنند.
در بخش بعدي به نيازهاي احساسي و عاطفي بيشتر مي‌پردازيم.
بود و همسرش «الن» داراي دو فرزند شده بود. گرچه ظاهراً چنين به نظر مي‌رسد که رابطه زناشويي آنها بسيار خوب استف ولي در واقع چنين نبود. به مجرّدي که نيازهاي مادّي آنها از خارج از خانه تأمين گرديد، متوجبه گرديدند که تا چه حد از هم ناراحت هستند. «مايک» ديگر علاقه‌اي نسبت به «الن» نداشت و از نظر جنسي خيلي نسبت به او سرد شده بود.
موقعي که «الن» از اين ماجرا آگاه شد، آنها جهت مشاوره نزد من آمدند. «الن» نيز متوجّه شده بود که او نيز از شوهرش ناراضي است. بعد از اينکه کار زيادي روي روابط آنها انجام شد. آنها موفّق شدند که اختلافات خود را بر طرف سازند. اين زوج خيلي خوش اقبال بودند که براي مشاوره آمدند و کمک خواستند. در حالي که تعداد زيادي از زن و شوهرها مسامحه مي‌نمايند و کارشان به طلاق و جدايي مي‌کشد.
زماني که يک ازدواج با يک رابطه زناشويي که ابتدا بر پايه فيزيکي و مادي استوار گرديده، به يک رابطه‌اي بر پايه احساسي و عاطفي انتقال پيدا کند، اين جفت بايد آگاه باشند مشکلات غير قابل اجتنابي بروز مي‌کنند. شيوه‌هاي قديمي ارتباطي آنها ديگر آنها را راضي نمي‌کند و لذّتي از زندگي نمي‌برند.
با نگرش به اين که معمولاً زنان از نظر عاطفي و احساسي هوشيارتر از مردان هستند. اين زن است که ابتدا متوجّه مي‌گردد که خوشبخت نيست و لذّتي نمي‌برد. شوهر به نوبه خود فقدان و عدم رضايت و خوشبختي همسرش را به تدريج احساس مي‌کند و او نيز در پاسخ به نارضايتي همسرش ناراضي مي‌گردد. بعد از اين که آنها در کار و حرفه خود موفّق‌تر مي‌شوند. نارضايتي زن براي مرد بيشتر غير قابل تحمّل مي‌گردد، چون دلايل فيزيکي و مالي کمتري وجود دارند که نگران آن باشند. استدلال شوهر اين است که اکنون وضع مالي و رفاهي ما بهتر شده است و او بايد بيشتر احساس خوشبختي کند.
واقعيّت اين است که چون از نظر ماديّات امنيّت کامل پيدا کرده‌اند نيازهاي احساسي زن آشکار مي‌گردند. اين نيازها توجّه و پشتيباني زيادي را از طرف شوهر مي‌طلبند. در حالي که در چنين وضعيّتي مرد مقاومت مي‌کند، چون مي‌پندارد حال که ثروتمند گرديده‌اند، مأموريت او پايان يافته است. هيچ کدام احساس خوشبختي نمي‌کنند، و هر کدام سعي مي‌کند ديگري را ملامت و محکوم نمايد. يکي از بزرگترين مشکلات اين است که هر دو نفر متنفّرند که اين مشکلات را در رأس مسائل خود قرار دهند.
اين مشکلات جديد غير قابل اجتناب هستند. اگر زن و شوهرها بفهمند و بپذيرند که غير قابل اجتناب است، آن گاه نسبت به يکديگر احساس رنجيدگي نخواهند کرد. آنها در مورد رابطه زناشويي سئوالي نخواهند کرد. در عوض شيوه قديمي ارتباطي و مکالمه‌اي خود را مورد سئوال قرار خواهند داد. به جاي اين که درصدد طلاق برآيند يا تجديد فراش کنند، سعي مي‌کنند انرژي خود را در جهت افزايش بهبود روابط خود بکار برند و احساسات عاطفي‌شان را مبادله نمايند.

مقاله‌های مشابه

یکنواخت شدن زندگی همسران

یکنواخت شدن زندگی همسران

گروه روانشناسی سپیدار تحت نظر دکتر محمد ترکمان اگر از روزمرگی خسته شده اید، خوشحال نیستید، انگیزه کافی برای زندگی ندارید و غم و اندوه شما را فرا گرفته وقتش رسیده که برای ایجاد تغییراتی در زندگی تان تلاش کنید. هنگامی که شما در یک رابطه شروع به ناسازگاری میکنید، احتمالا...

بیشتر بخوانید
تعریف و انواع عشق ناکام

تعریف و انواع عشق ناکام

گروه روانشناسی سپیدار تحت نظر دکتر محمد ترکمان عشق و فقدان دو روی یک سکه هستند؛ بی‌تردید هر رابطه‌ای با مرگ یا جدایی خاتمه می‌‌یابد و تجربه عشق به رویارویی اجتناب ناپذیر فقدان می‌انجامد. افراد در سراسر زندگی خود عشق و فقدان را تجربه می‌کند. هر چند فقدان عموماً به از...

بیشتر بخوانید

شما هم به جمع ۱۰۰,۰۰۰ مشترک خبرنامه‌ ما بپیونید

0 دیدگاه

یک دیدگاه بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.