نيازهای عاطفی مرد و زن

نيازهای عاطفی مرد و زن

در مورد نيازهاي عاطفي اصلي، آنچه که خيلي جالب‌تر و با معناتر است اين است که نسبت به جنس زن و مرد، بعضي از آنها براي مردها و بعضي ديگر براي زنها بيشتر اهميّت دارد. امّا از بين هفت نياز عاطفي اصلي اوّلين نياز که همانا عشق است براي زن و مرد از درجه اهميّتي مساوي برخوردار است. ولي اهميّت شش نياز عاطفي باقيماندة متغيّر است. بخش مردانه يک انسان اصولاً محتاج است که مورد اعتماد قرار گيرد، پذيرفته شود و ستايش گردد. در حالي که بخش زنانه يک شخص اصولاً محتاج به مراقبت، ادراک و احترام است.
نيازهای عاطفی مرد و زن چون زنان و مردان نمي‌دانند که نيازهاي عاطفي اصلي آنها نسبت به هم متفاوت است، مرتکب اشتباه مشترکي مي‌شوند. آنچه را که خود مي خواهد براي همسر خود نيز مي‌خواهند و آن رفتار را انجام مي‌دهند. چون مي‌پندارند اين رفتار را همسرشان نيز حتماً دوست دارد. از اين که همسرشان نياز عاطفي مشابه دريافت شده را متقابلاً پس نمي‌دهد سخت متعجّب مي‌شوند.
براي مثال: بسياري از مواقع يک زن نسبت به شوهرش که خيال مي‌کند به او اعتماد ندارد خيلي مهر و محبّت و مراقبت و ادراک عرضه مي‌کند. او مراقبت و ادراک را در مورد او بکار مي‌برد، چون اين دو نياز عاطفي اصلي‌ترين نياز از نظر يک زن است که از شوهرش آنها را انتظار دارد. زن به اشتباه چنين مي‌پندارد که شوهرش از اين رفتار و تأمين اين نوع نيازهاي عاطفي به وجد آمده و با همين شيوه به تأمين نيازهاي عاطفي او پاسخ مي‌دهد. در حالي که شوهر به جاي اين نوع واکنش حالت خنثي به خود گرفته، يا حتّي در مواردي رفتار همسرش را خسته کننده مي‌پندارد. زماني که زن از اين شيوه برآورده نمودن نيازهاي عاطفي توسط همسرش رنجش پيدا کند گيج و مبهوت مي‌شود.
از سوي ديگر يک مرد ممکن است بقدري پذيرنده و اعتماد کننده شود که زن را به شکّ بياندازد و خيال کند که از او مراقبت نمي‌کند و او را خشمگين مي‌کند. يک مرد بيشتر دوست دارد به همسرش اعتماد و پذيرش عرضه کند. چون اين دو نياز عاطفي اصلي است که خودش از همسرش متوقّع مي‌باشد. اگر زن ناراحت شود مرد به او فرصت مي‌دهد که مسائل را مورد بررسي قرار دهد و کاملاً او را فراموش مي‌کند. از نقطه نظر مرد در واقع به اين طريق به همسرش اعتماد کرده و او را پذيرفته است. او به همسرش اعتماد مي‌کند که مشکلات را به تنهايي مورد بررسي قرار دهد و او را مورد پذيرش قرار مي‌دهد چون تلاشي در تغيير دادن وضعيت نکرده است. ولي زن اين نوع رفتار مرد را به عنوان رهاسازي و دفع از خود تعبير مي‌کند. او شديداً احساس بي‌اهميّتي و بي‌مهري مي‌نمايد.
در دو مثال بيان شده، چون زن و شوهر هيچ کدام از تفاوت‌هاي نيازي يکديگر اطّلاع ندارند، در حمايت نمودن يکديگر هيچ موفقيّتي نخواهند داشت. در حالي که هر دو فکر مي‌کنند که کارشان را خوب انجام مي‌دهند. اين اطّلاعات خيلي هيجان‌آور هستند. اگر به گونه‌اي صحيح فهميده و درک شوند، مشخّص مي‌گردد که چرا نيازهاي عاطفي زن و مرد در روابط زناشويي به آن صورت که سزاوار هستند تأمين نمي‌شود. بسياري از مردم که داراي روابط زناشويي حسنه و صميمي هستند، اعلام مي‌دارند که در مورد همسر خود هر چه در توان دارند تقديم مي‌کنند، ولي به جاي آن چيزي دريافت نمي‌نمايند، گرچه در خدمت همسر خود هستند، ولي نه آن چيزي که از واقعاً نياز دارد. اگر يک نفر واقعاً در تأمين نيازهاي عاطفي خود پيشرفت کند، نتيجه آن مي‌شود که دريافت کننده د تلافي کردن اين کمک لذت مي‌برد. آنچه را که مي‌دهي پس خواهي گرفت، اين قول و وعده هر رابطه زناشويي است.
علّت مؤثّر نبودن اين قانون طلايي در رابطه زناشويي اين است که آنچه را که تقديم مي‌کنند هميشه آن نيازي نيست که همسرشان به آن احتياج دارد. هر دو طرف فکر مي‌کنند که نياز همسر خود را برآورده مي‌کنند، در حالي که هيچ يک نياز واقعيشان تأمين نمي‌شود. اين نوع اظهارات فقط نشان دهنده اين واقعيّت است که هر دو قرباني مي‌شوند.
براي اينکه توان خود را به فعل درآورديم و بدانيم چه نيازي داريم، بايد قبول کنيم که: وقتي چيزي دريافت نمي‌کنيم، موقعي است که چيزي نمي‌دهيم. يا دقيق‌تر، آنچه را که همسرمان نياز دارد به او نمي‌دهيم.
اگر بخواهيم در روابط زناشويي خود پشتيباني‌هاي عاطفي بيشتري دريافت کنيم، بايد ياد بگيريم آنچه را که همسرمان نياز دارد به او بدهيم، نه آنچه را که خودمان نياز داريم. زماني که در تأمين کامل نيازهاي همسر خود پيشرفت کنيم، در عوض او فوراً با حمايت کردن متقابل به ما پاسخ مي‌دهد.
موفقيّت ما در تأمين نيازهاي عاطفي به همسرمان از اشتياق او به عمل متقابل و تأمين نيازهاي ما از طرف او مشخّص مي‌گردد. اگر تأمين نيازهاي عاطفي همسرمان چندان تأثيري روي او نداشته باشد، به جاي اينکه او را ملامت کنيم، بايد مسئول بوده و راه‌هايي را پيدا کنيم که موفقيّت بيشتري داشته باشد.
تأمين نيازهاي احساسي زوج خود و از خود مايه گذاشتن براي بيشتر مردم، مثل سکه انداختن داخل پارکومتر است. مردم از پارکومتر که اسکناس قبول نمي‌کند و بايد پول خرد داخل آن انداخت منزجر هستند. اگر مي‌خواهيم نسبت به همسر خود خدمت کنيم و نيازهايش را برآورده نمائيم. بايد مسئوليت پذيرفته و از سکّه يا پول خوردهايي استفاده کنيم که لازم دارد، نه اينه آن پولي را به او بدهيم که نتواند مصرف کند.
ما مانند فروشندگاني هستيم که از مشتريان خود شکايت دارند که چرا اجناس آنها را نمي‌خرند. به جاي اين که بررسي کنيم و ببينيم که مشتريان ما چند اجناسي نياز دارند، تا برايشان تأمين کنيم، از آنها گله داريم.
خلاصة تمام مطالبي که بيان شد اين است که: مردان در روابط زناشويي به زن خود همان چيزهايي را مي‌دهند که خودشان نياز دارند، در حالي که زنان نيز به شوهران خود آن چيزي را مي‌دهند که زنان از آن استقبال مي‌کنند.
اميدوارم اين موضوع يکي از بينش‌هايي باشد که از اين کتاب بيشتر به خاطر خود مي‌سپارند. به کار برد اين شناخت باعث بهبود سريع روابط هزاران زناشويي مي‌گردد. در بخش بعدي بررسي مي‌کنيم که چگونه زنان و مردان در مورد نيازهاي عاطفي اصلي خود نسبت به يکديگر متفاوت هستند.

مقاله‌های مشابه

یکنواخت شدن زندگی همسران

یکنواخت شدن زندگی همسران

گروه روانشناسی سپیدار تحت نظر دکتر محمد ترکمان اگر از روزمرگی خسته شده اید، خوشحال نیستید، انگیزه کافی برای زندگی ندارید و غم و اندوه شما را فرا گرفته وقتش رسیده که برای ایجاد تغییراتی در زندگی تان تلاش کنید. هنگامی که شما در یک رابطه شروع به ناسازگاری میکنید، احتمالا...

بیشتر بخوانید
تعریف و انواع عشق ناکام

تعریف و انواع عشق ناکام

گروه روانشناسی سپیدار تحت نظر دکتر محمد ترکمان عشق و فقدان دو روی یک سکه هستند؛ بی‌تردید هر رابطه‌ای با مرگ یا جدایی خاتمه می‌‌یابد و تجربه عشق به رویارویی اجتناب ناپذیر فقدان می‌انجامد. افراد در سراسر زندگی خود عشق و فقدان را تجربه می‌کند. هر چند فقدان عموماً به از...

بیشتر بخوانید

شما هم به جمع ۱۰۰,۰۰۰ مشترک خبرنامه‌ ما بپیونید

0 دیدگاه

یک دیدگاه بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.