آیا ممکن است زن و مرد متدین نباشند ولی در راه رسیدن به هدف موفق شوند ؟

آیا ممکن است زن و مرد متدین نباشند ولی در راه رسیدن به هدف موفق شوند ؟

آیا ممکن است زن و مرد متدین نباشند ولی در راه رسیدن به هدف موفق شوند ؟

استادحسيني:
موفقيت نسبي است و هر خانوادهاي هم ميتواند اين موفقيت را براي خودش ترسيم كند مثلا فردي ميخواهد تمايلات جنسي جود راارضا كنديا كسي را داشته باشد كه با او گفتگو كند و درزندگي با او انس بگيرد و همديگر را كمك كنند. مرد نان بياورد و زن غذا بپزد و با هم بنشينند بخورند. در اين حد ممكن است يك خانواده موفقي باشند هر چند كه اين آقا يا آن خانم عقيم باشد؛ چون اصلا هدفشان از تشكيل اين زندگي بچهدار شدن نيست و اينها ميتوانند در اين مسير با هم زندگي كنند و احساس موفقيت كنند، اما آن تعالي هدف و هدف اعلي كه هدف هر انساني است، اين خانواده در جهت وصول به آن هدف گام برنميدارد و لذا نميتواند از آن ديدگاه خانواده موفقي باشد. جواني با من مشورت كرد كه من ميخواهم با خانمي ازدواج كنم كه ازدواج دومش است. گفتم:چرا طلاق گرفته!؟ گفت براي اين كه بچهدار نميشود. گفتم: اين ازدواج شما موجب ميشود كه بچهدار نشويد! جوان گفت: ن اين چند ساله كه ميخواهم درس بخوانم، نميخواهم بچهدار شوم، ميخواهم يك همسر داشته باشم كه نيازهاي هم را برآوريم. اين دو در اين حد ميتوانند با هم زندگي كنند، اما اگر هدفشان فرزندداري باشد، احساس موفقيت نميكنند، بلكه احساس خاموشي و بيهدفي و بيانسي مي كنند.
استاد حسين خاني:
بعضي از خانوادهها و يا بعضي از همسران فكر ميكنند كه موفقيت خانواده به اين است كه همه شرايط برايشان به صورت ايدهآل فراهم شود، يعني وقتي موفق هستند كه هيچ مشكلي در زندگي آنها نباشد! اين دو نفر كه با هم ازدواج كردند بايد از هر جهت با هم هماهنگ باشند. خانوادههاي دو طرف هماهنگ باشند و هيچ مشكل خاصي در بين آنان نباشد، اين ميشود يك خانواده موفق وبه مجرد اين كه احساس كنند در يكي از اين زمينه ها مشكل دارند، احساس عدم موفقيت ميكنند!به نظر ميرسد اين تصوير مقداري مشكل داشته باشد؛مگر چند خانواده را ميتوان پيدا كرد كه همه شرايط برايشان كاملا فراهم شده از هر جهت با هم منطبق باشند؟! مهم اين نيست كه اين شرايط از قبل فراهم شده باشد يا نه؛ مهم اين است كه ما در اين شرايطي كه پيش ميآيد و احيانا با ناهماهنگيهايي در زندگي مواجه ميشويم، اين ناهماهنگيها راچگونه به بهترين شكل مديريت كنيم كه ما را به موفقيت برساند؟ در يكي ازمشاورههايي كه داشتم خانمي نسبت به خانواده شوهرشان ايراد داشتند كه اين خانواده خيلي درست با ما برخورد نميكنند. آنها توقعات زيادي از ما دارند، در حالي كه خودشان به تعهداتشان عمل نميكنند؛ اگر يك كار تخيري هم براي ما انجم بدهند جايي يادداشت ميكنند كه بعداً طلب كار ما باشند! به هر حال ايشان خيلي دل پري داشت، اين چيزي است كه در خيلي از خانوادهها ممكن است پيش بيايد يعني واقعاً يك مورد خاص نيست كه فقط در اين خانواده رخ داده باشد من عرض كردم شايد با سه شيوه بشود با اين قضيه برخورد كرد: يك شيوه اين است كه اين خانم از خانواده طرف مقابل به شدت دلخور و ناراحت بشود، با آنها قطع رابطه كند يا مقابله به مثل كند؛ اگر آنها چيزي گفتند، اين هم جواب آنها را خيلي رك و صريح بدهد، اين يك شيوه برخورد است كه البته بيشترين مشكل و آسيب آن به خود اين خانم بر مي گردد.
شيوه دوم اين است كه انسان بگويد: بزن به بيخيالي، ما كه كاري از دستمان بر نميآيد بالاخره خانواده همسرم مرد و زني هستند كه سني از آنها گذشته و شخصيت آنها اين طور تثبيت شده به همين جهت من كه نميتوانم آنها را تغيير بدهم، پس بيخود خودم را حرض ندهم كه چرا اينها اين طوري برخورد كردند، بلكه خودم را به بيخيالي بزنم حداقل فايدهاش اين است كه خودم به يك آرامشي ميرسم. اين سطح برخورد كمي از روش قبلي بهتر است يعني خيلي خودم را به خاطر برخورد آنها اذيت نمي كنم.
اما شيوه سوم كه سيره پيامبر اكرم عليه السلام و اهل بيت عليهم السلام بيشتر به اين شيوه است، آن است كه من نه تنها از بديهاي آنها آزرده نشوم، بلكه سعي كنم بدي آنها را با خوبي جبران كنم و اين طوري بتوانم روي آنها اثر بگذارم بالاخره با اين روش ميتوان بر روش ناپسند آنان تأثير گذاشت.
سه نفر از خواهران دانشجوي پزشكي كه به اعتكاف رفته بودند، ميگفتند: ما وقتي به محلي كه براي اعتكاف ما تعيين شده بود رفتيم، سه نفر خانم مسن نشسته بودند. ما برگه را نشان آنها داديم و گفتيم: خانمها اينجا جاي ماست. آنان با يك لحن تندي گفتند: شما جاي ديگري برويد، ما زودتر آمدهايم! گفتند: ما بلند شديم رفتيم و جاي ديگري را پيدا كرديم و نشستيم. بعد از چند ساعتي كه گذشت، گفتيم: خوب است ما كه غذاي خودمان را ميگيريم غذاي اين خانمها را هم بگيريم. رفتيم و غذايشان را گرفتيم و آورديم با كمال محبت تقديم آنها كرديم و با آنها گرم گرفتيم فهميديم به اقتضاي سنشان كمي كسالت دارند و دارو مصرف ميكنند، زمان مصرف داروهايشان را براي آنها تنظيم كرديم و خلاصه در طول اين سه روز آن قدر با اينها با محبت برخورد كرديم كه يكي از اين خانمهايي كه شايد در طول عمرش به هيچ كس ابراز محبت نكرده بود بسيار به ما ابراز محبت كرد!
به نظر ميرسد اين سبك برخورد كردن شيوهاي است كه خيلي از آن سبك دوم هم بالاتر است يعني آدم نه تنها خودش دچار ناراحتي نميشود و احساس رضايت ميكند، بلكه ميتواند طرف مقابل را هم تحت تأثير قرار بدهد. به هر حال به نظر نميآيد كه ما فكر كنيم آن خانوادهاي موفق است كه همه شرايط براي خوشي آن جور است، بلكه موفقيت در اين است كه ما بگرديم ببينيم كه چه جوري ميشود با مسائل و مشكلاتي كه به ناچار در محيط خانواده به وجود ميآيد برخورد كنيم.

مقاله‌های مشابه

یکنواخت شدن زندگی همسران

یکنواخت شدن زندگی همسران

گروه روانشناسی سپیدار تحت نظر دکتر محمد ترکمان اگر از روزمرگی خسته شده اید، خوشحال نیستید، انگیزه کافی برای زندگی ندارید و غم و اندوه شما را فرا گرفته وقتش رسیده که برای ایجاد تغییراتی در زندگی تان تلاش کنید. هنگامی که شما در یک رابطه شروع به ناسازگاری میکنید، احتمالا...

بیشتر بخوانید
تعریف و انواع عشق ناکام

تعریف و انواع عشق ناکام

گروه روانشناسی سپیدار تحت نظر دکتر محمد ترکمان عشق و فقدان دو روی یک سکه هستند؛ بی‌تردید هر رابطه‌ای با مرگ یا جدایی خاتمه می‌‌یابد و تجربه عشق به رویارویی اجتناب ناپذیر فقدان می‌انجامد. افراد در سراسر زندگی خود عشق و فقدان را تجربه می‌کند. هر چند فقدان عموماً به از...

بیشتر بخوانید

شما هم به جمع ۱۰۰,۰۰۰ مشترک خبرنامه‌ ما بپیونید

0 دیدگاه

یک دیدگاه بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.