سوال آياجوان 23 ساله ميتواند با خانم 16 ساله هماهنگی داشته باشد؟

استاد آقا تهراني ;من وقتي ميخواستم ازدواج كنم خدمت امام هشتم عليه السلام مشرف شدم. سفر خوبي بود، سفري پر از لطف خدا. دليلش هم اين بود كه پدر ما خدا رحمتشان كند، ازمشهد برگشته بودند مادرم گفت:باباي تو هر از گاهي به مشهد ميرود و ما را نميبرد. گفتم:آقاجون، چرا مادر را به مشهد نميبريد؟ گفت: اين هيئتي كه ما را به مشهد ميبرد مردانه است. من نميتوانم خانم را باآنها ببرم، ولي اگر شخصي اميني داشته باشم حاضرم مادرت را به مشهد بفرستم. گفتم آيا من را امين ميدانيد؟ گفتند: بله، گفتم من اورا به مشهد ميبرم. پدرم بلندشدند و سيصد تومان ازتوي جيبشان بيرون آوردند و گفتند:مادرت را به مشهد ببر و سيصد تومان نيز به عنوان خرجي سفر به خودم دادند. اين داستان به 30 سال پيش مربوط است. ديري نگذشت مادر بزرگ ما به ديدن باباي ما آمد ومادرمان به مادربزرگ گفتند ما داريم ميرويم مشهد با شنيدن اين سخن مادر بزرگمان به گريه افتادند.آقاجون گفتند:مادر جون چرا گريه ميكنيد؟گفتند اگر پدرت زنده بود مرا به مشهد ميفرستاد. آقاجون گفتند من كه هستم و بلند شدند و رفتند سيصد تومان آوردند و به من گفتند مادربزرگت را هم ببر، در همين حال عمهجان وارد شد و قضيه را فهميد و ايشان هم به گريه افتاد. خلاصه در اين جلسه 16نفرمشهدي شديم. من براي 16 نفربليط گرفتم. اين سفر خيلي جالب بود. وقتي به مشهد رسيديم مادرم گفت مرتضي، كمي نان و پنير و انگور بخريد تا بخوريم و بخوابيم و سحر به زيارت برويم. من آمدم غذا بخرم، گفتم خوب است داخل حرم شوم و حداقل سلامي خدمت آقا بدهم. وارد شدم و گفتم آقاجون،من نميآيم داخل حرم چون زنها آن موقع با مردها قاطي بودند از بركات انقلاب اسلامي يكي همين است كه اختلاط زن و مرد در حرمهاي اهل بيت عليهم السلام بحمدالله از بين رفته است. اي كاش همه جا همين طور بود. اي كاش دانشگاههاي ما زنانه و مردانهاش جدا ميشد. اي كاش عقل مسؤلين به اين كار ميرسيد كه خانمها وآقايان مدرسه جدا داشته باشند. تحقيق هم نشان داده است كه وقتي جدا هستند بهتر به كار علميشان ميرسند. وقتي قاطي ميشوند هم متدينين و هم بيتقواها مشكل پيدا ميكند. من وقتي نزديك حرم آمدم،گفتم:آقاجون الان زن و مردها قاطياند من كنار ضريح نميآيم. اكنون ميروم و سحر ميآيم. اما از شما يك حاجت دارم، معروف است كه ميگويند: سه حاجت رواست من اولين حاجت رااز شما ميگيرم و بقيهاش را بعدا عرض ميكنم. گفتم:آقاجون، يك زن خوب به من بدهيد هفت تا ويژگي داشته باشد. ممكن است ملاكهاي من غلط باشد. هر كدام غلط بوده شما اصلاح بفرماييد. يكي از اين ملاكها را اصلاح كردند و من هميشه خدا را شكر ميكنم كه اين يكي را آقا اصلاح كرد و اگر ايشان اصلاح نميكرد اوضاع ما خراب ميشد. از جمله چيزهايي كه از حضرت خواستم يكي همين بود كه گفتم :آقا ميخواهم همسرم طلبه باشد، ولي غرور طلبگي نداشته باشد. گاهي از اوقات بعضي با دانستن چهار تا اصطلاح به خيال خود كسي شدهاند، ولي من فكر نميكنم ابوذر و سلمان اين اصطلاحاتي را كه من ميدانم بلد بودند، اما آن كمالات و مقاماتي كه او دارد يك ميليونيم آن را هم من ندارم. واقعا نبايد گمشده مرد و زن يك ليسانس يافوق ليسانس و دكترا باشد. بنده چهار تا فوق ليسانس و يك دكترا دارم . خدا ميداند گاهي از اوقات وقتي كه با بعضي از محارمم كه زن هم هستند، و ميبينم سحر براي نماز شب بلند ميشوند در برابر او و حال توجه او احساس خفت ميكنم . بزرگي كه به اين مدركها نيست. بالاخره هر كسي بايد در جامعه يك هنري داشته باشد و زندگي كند. اين مدارك را جدي نگيريد. كمال انساني را جدي بگيريد. حضرت پيامبر صلي الله عليه واله به اموال حضرت خديجه نگاه نكرد، اما براي ما وضعيت اقتصادي همسر مهم است. حضرت خديجه را ميديد كه بسيار فرهيخته است. اگر ايشان زن جوان،خوشگل و زيبا ميخواست بايد به عايشه بيشتر توجه ميكرد. ببينيد پيامبر صلي الله عليه و اله چه قدر رغبت به او نشان ميداد و چقدر نسبت به جناب خديجه رغبت نشان ميداد. دوستان خديجه را نيز به حساب حضرت خديجه عليه السلام احترام ميگذاشت . تفاوت نميكند كه زن طلبه باشد يا نباشد، ليسانسه باشد يا نباشد. نميخواهم بگويم كه آدم بايد بيسواد باشد ميخواهم بگويم اين مسأله جدي نيست . معيار سن به اعتقاد بنده اولويت چهارم يا پنجم است. البته اگر سه چهار سال بيشتر تفاوت نداشته باشد قطعا بر آن كه ده سال تفاوت دارد ترجيع دارد. ولي اين در صورتي است كه پارامترهاي قبلي برابر باشد.                                                                                                                                  استادحسيني
مراقب باشيد غرور علمي در زندگي نمود پيدا نكند. اساسا انسان نه با سوادش در خانه زندگي ميكند و نه با مقامش در خانه زندگي ميكند. فرض كنيد كارمند جزئي يك مرتبه نخست وزير شد آيا بايد بين او و خانمش اختلاف ايجاد شود، چرا كه مقام او تغيير كرده است؟سواد اگر در زندگي تأثير داشته باشد بايد حسن تأثير داشته باشد،تواضع انسان و محبت او زياد كند و خدمت انسان راافزون كند. امام صادق عليه السلام ميفرمايند:«لاغني بالزوج عن ثلاثۀ اشياء فيما بينه و بين زوجته».1 مرد در ارتباط با همسرش به سه خصلت نيازمند است، كه من به يكي از آنها اشاره ميكنم.«و هي الموافقه ليجتلب بهاموافقتهاو محبتها و هواها»2 با همسرش از طريق موافقت زندگي كند. شخصي بر امام باقر عليه السلام وارد شدو ديد حضرت يك لباس قرمزي روي دوششان افكنده است. او تعجب كرد و امام تعجب را در چهره اين فرد خواند و به او فرمود: خانم بنده اين لباس را دوست دارد. من به خاطر خانمم در خانه اين لباس را پوشيدهام. بنابراين ميشود انسان به خاطر خانمش لباسي را كه خودش هم دوست ندارد، بپوشد.3