اصولاً‌ تاثير فکر و تخيل زن و مرد در هنگام انعقاد نطفه ،‌آن قدر شگفت زا و بهت آور است که مي‌تواند قواي دماغي و بدني را تحت تسلط و تسخير خويش درآورد و منشا عوارضي گوناگون شود .
در هنگام باردار شدن تصورات و تخيلات زن در صحت جنين عامل بسيار موثر ي است و در ساختمان و وضع تندرستي بچه بي‌شک کارگر است . همچنين در اين هنگام لازم است که مادران هيچ خسته و خموده نباشند و به کارهاي سخت نپردازند واضطرابهاي شديد به خود راه ندهند .
سلامت جسم و روح جنين در دوران بارداری آنچه در اطراف آنهاست بايد مطبوع و دلنشين باشد تا انزجار خاطري فراهم نکند . به ويژه اگر تصاوير زيبا و رنگهاي دلنشين و ملايمي در محيط باشد بي‌شک در زيباي و تندرستي بچه موثر خواهد بود .
مغز جاهاي متعددي براي احساسات دارد . خداوند دستگاه عجيبي در مغز انسان کار گذارده است که عمل آن عيناً مثل انفعالات اعمال مي‌باشد يعني همان طوري که يک نفر شيميست مي‌تواند با اعمال شيميايي چند عنصر را تبديل به ماده زهرآگيني نمايد . احساسات منفي مغز انسان هم ممکن است بر اثر ترکيب با يکديگر زهر کشنده‌اي را ترتيب دهد . چنانچه احساسات جنسي با حسادت آميخته شود . انسان را مبدل به يک حيوان درنده مي‌سازند وجود هر يک از احساسات منفي در انسان زيان آور است زيرا بر اثر اعمال شيميايي مغز ممکن است حس عدالت و انصاف شخصي را از بين ببرد و حتي گاهي از اوقات توليد و اخلاط اين احساسات وسيله خرابي عقل را نيز فراهم مي‌سازد .
يگانه راه رسيدن به درجه نبوغ ، توسعه دادن و تحت بازرسي قرار دادن غريزه جنسي است . هميشه سعي نمايد احساسات مثبت را در سر خود پرورانده و افکار و احساسات منفي را از خود دور کنيد . زيرا مغز و دماغ مخلوق عادت است و افکار نيک يا بدي که آن را احاطه نموده‌اند سبب ترقي يا تنزل وي گرديده و در حقيقت به آن غذا مي‌دهند و به جاي آن احساسات اراده پاره‌اي از احساسات بد ر ا از خود دور کرده و به جاي آن احساسات خوب را به وجود آورد . مغز را مي‌توان به وسيله اراده تحت بازرسي درآورد . و اين کار چندان مشکل نيست بلکه با پايداري و عادت عملي مي‌شود .
در يکي از جرائد نوشته بودند در يک خانواده آفريقايي که زن و شوهر ، هر دو سياه پوست بودند فرزندي سرخ پوست به دنيا آوردند . دانشمندان پس از تحقيقات به اين نتيجه رسيدند که شوهر آن خانواده ، دوستي سرخ پوست داشته و عکس او را در کنار ديوار خانه‌اش نصب کرده بود هنگام آميزش با همسرش ، چشمش به آن عکس افتاده و به فکر دوستش مي‌افتد و همين فکر در نطفه او اثر گاشته و فرزندي سرخ پوست شبيه دوستش متولد مي‌گردد .
علامه شيرازي در «شرح قانون » مي‌نويسد :
براي من نقل کردند : دختر دانشمند عاليقدر «نجم الدين خوارزمي » پسري زاييد که سرش مانند سر انسان ولي باقي بدنش مانند بدن مار بود و هنگام خوردن غذا نزد مادرش مي‌آمد و از پستان او شير مي‌خورد و سپس مي‌رفت و در ميان برکه آبي ،‌مانند مارهاي ديگر ،‌در آنجا زندگي مي‌کرد . تا آن که علما به قتل آن فتوا دادند ، از آن زن پرسيدند : چرا فرزندت به اين شکل به دنيا آمد ؟
گفت : نمي‌دانم ولي اين را به خاطر دارم که هنگام آميز ش از ماري که صورتش را به ذهنم آورده بودم مي‌ترسيدم .