گذشته از اجازه بازي دادن ،بازی والدين با کودک ، خود موضوع مهم ديگري است . از طرفي بازي ، رکن مهم حيات کودک است و از طرف ديگر والدين جزئي از زندگي کودک هستند که براي وي از جايگاه ويژه‌اي برخوردارند . به همين جهت ، براي کودک خيلي مهم است که پدر و مادرش در دنياي او وارد شوند . اين جاست که بازي با کودک ، اهميت مي‌يابد . چون والدين، مهمترين افراد براي کودک هستند ، بازي کردن آنها با کودک ، موجب تکريم کودک و بالا رفتن عزت نفس او گشته ، احساس خود ارزشمندي و کرامت نفس را براي وي به وجود مي‌آورد. همچنين رابطه کودک با والدين را تحکيم مي‌کند و در گرم شدن و صميمي شدن رابطه (که از ضرورتهاي رابطه مطلوب ميان والدين و کودک است ) نقش اساسي دارد .
خريد اسباب‌بازي‌هاي گوناگون ، پيشرفته و گران قيمت موجب احساس رضايت کودک از رابطه‌اش با والدين نمي‌شود و او مايل است که والدين ، او و دنياي او را درک کنند و همراه او باشند .
بر همين اساس ، دو مطلب در آموزه‌هاي دين وارد شده است ، يکي بازي کردن والدين با کودک (که در سيره پيامبر خدا ،بسيار ديده مي‌شود ) و ديگري که والدين بايد کودکانه با فرزند خود بازي کنند (التصابي مع الصبي)‌بازي بزرگانه براي کودک ، شيرين و ارضا کننده نيست . بازي‌هاي کودکانه کودک را ارضا مي‌کند و شخصيت وي را مي‌پروراند ، ومهارتهاي زندگي را به وي مي‌آموزد . لذا پيامبر خدا با کودکان ، بازي کودکانه مي‌کرد .
نکته مهم اين که بازي کردن بزرگان با کودکان ، لهو و لعب نيست ، بلکه کاري خردمندانه و بزرگسالانه و حکيمانه است و موجب کسر شان نمي‌گردد .